گروه انرژی، اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، و محمدرضا عارف، معاون اول وی، درباره قیمت بنزین، مصرف بالای انرژی و ضرورت اصلاح الگوی مصرف، در حالی مطرح میشود که بخش مهمی از مشکلات امروز بنزین نه در خانههای مردم، بلکه در خودروهای پرمصرف، سیاستهای اقتصادی، کاهش ارزش پول ملی، نحوه اداره صنایع نفت و گاز و تصمیمات دولتها در سالهای گذشته ریشه دارد. اگر قرار است از «ثروت نسلهای آینده» صیانت شود، این سؤال مطرح است که چرا دولت فقط جیب مصرفکننده را میبیند و درباره هزینههایی که ساختارهای ناکارآمد به کشور تحمیل میکنند، سخن نمیگوید؟
به گزارش بولتن نیوز، پیمان جنوبی با بیان مطلب فوق نوشت: آقای محمدرضا عارف، معاون اول محترم رئیسجمهور، روز شنبه ۳۱ مرداد در بیستوپنجمین همایش ملی صنعت، معدن و خدمات سبز، با تأکید بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف انرژی و صیانت از منابع زیرزمینی کشور گفت شدت انرژی در ایران حداقل دو تا دو و نیم برابر برخی کشورهای همسایه یا متوسط جهانی است و منابعی که صرف تأمین بنزین میشود، درآمد دولت نیست، بلکه ثروت ملی و متعلق به نسلهای آینده است.
عارف همچنین گفت از نظر اخلاقی، شرعی و قانونی هیچ دولتی اختیار ندارد ثروت نسلهای آینده را هزینه کند و با اشاره به سابقه مصرف درآمدهای نفتی در دولتهای مختلف، پرسید آیا میتوان پذیرفت ثروتی که زیر زمین قرار دارد و متعلق به همه مردم و نسلهاست، امروز مصرف شود؟
معاون اول رئیسجمهور در ادامه با اشاره به اختلاف مصرف بنزین میان دهکهای درآمدی گفت مصرف دهک دهم، یعنی پولدارترین دهک، نسبت به دهک اول حدود ۲۳ تا ۲۴ برابر است و تأکید کرد دولتها معمولاً به دلیل اینکه دنبال دردسر نیستند، اصلاحات سخت را انجام نمیدهند.
این حرفها البته در ظاهر درست است؛ منابع کشور متعلق به همه مردم و نسلهای آینده است و اسراف و مصرف بیرویه انرژی هم قابل دفاع نیست. اما سؤال اینجاست که چرا وقتی صحبت از ثروت ملی میشود، فقط بنزینی که مردم مصرف میکنند دیده میشود؟
آقای رئیسجمهور، فقط بنزین را میبینید؟
پیش از این نیز مسعود پزشکیان، رئیس محترم جمهوری، صبح روز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ در سیویکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، با اشاره به فشار مالی دولت گفته بود:
«چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟»
رئیسجمهور همچنین با اشاره به مشکلات صادرات و واردات و محدودیتهای مالی کشور پرسیده بود چرا باید دولت بنزین را ۱۳۰ هزار تومان بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد و بعد برای افزایش اعتبار کالابرگ، پرداخت تعهدات گندمکاران، بیمهها و تأمین معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان با محدودیت منابع مواجه شود.
اما آقای رئیسجمهور و معاون اول ایشان یک سؤال مهم را بیپاسخ گذاشتهاند؛ چرا باید همه هزینه این وضعیت را مردم پرداخت کنند؟
چرا درباره این موضوع صحبت نمیشود که دولتهای مختلف در طول سالهای گذشته چه بر سر مراکز، پالایشگاهها و پتروشیمیهای فرآوریکننده نفت خام آوردهاند؛ مراکزی که در واقع محل تولید ثروت کشور هستند؟
چرا درباره اینکه بخش مهمی از این مراکز تولید ثروت از دولت خارج شده و در اختیار گروههای دارای قدرت و ثروت قرار گرفته، حرفی زده نمیشود؟
وقتی درآمد ریالی است، چرا هزینهها دلاری شده؟
مسئله دیگری که دولت درباره آن سکوت میکند، وضعیت ارزش پول ملی است.
مردم حقوق خود را ریالی میگیرند، اما هر روز با قیمتهایی مواجه میشوند که با دلار بالا و پایین میشود. حالا قرار است بنزین و سوخت موتور که محرکه اقتصاد کشور است نیز با منطق قیمتهای بینالمللی محاسبه شود.
سؤال ساده است:
آیا مردم باید هزینه تصمیم دولت برای اداره اقتصاد کشور با منطق دلاری را پرداخت کنند؟
اگر دولت تصمیم گرفته است منابع و کالاها را با قیمتهای نزدیک به قیمت جهانی محاسبه کند، چرا همین منطق درباره حقوق و دستمزد مردم اجرا نمیشود؟
چرا آقای رئیسجمهور و معاون اول ایشان درباره دلاریزه شدن اقتصاد و کاهش مداوم ارزش پول ملی که باعث خاکسترنشینی دهکهای پایین و متوسط شده است، حرفی نمیزنند؟
نمیشود وقتی پای قیمت بنزین و کالاهای اساسی میرسد، قیمت جهانی را معیار قرار داد، اما وقتی پای حقوق کارگر، کارمند و بازنشسته میرسد، همچنان ریالی حساب کرد.
داستان کالابرگ چه شد؟
موضوع دیگری که دولت درباره آن باید پاسخ بدهد، ماجرای حذف ارز کالاهای اساسی و پرداخت کالابرگ الکترونیکی است.
قرار بود یارانهای که پیش از این به واردکننده پرداخت میشد، مستقیماً به مردم برسد. قرار بود دهکهای مختلف بتوانند با کالابرگ مقدار مشخصی گوشت، مرغ، ماهی، برنج و روغن خریداری کنند.
اما امروز چه اتفاقی افتاده است؟
با چند برابر شدن قیمت کالاها، همان سبدی که قرار بود بخشی از نیاز خانوار را تأمین کند، کوچکتر شده و عملاً مقدار کالایی که مردم میتوانند با اعتبار کالابرگ خریداری کنند، کاهش پیدا کرده است.
مگر قرار نبود اگر قیمت این سبد بالا رفت، اعتبار ریالی کالابرگ هم متناسب با آن افزایش پیدا کند؟
مثلاً اگر ارزش سبد کالایی در ابتدای اجرای طرح یک میلیون تومان بود و بعد از دو ماه به دلیل افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی، قیمت همان سبد به سه میلیون تومان رسید، آیا قرار نبود این دو میلیون تومان مابهالتفاوت به اعتبار خانوار اضافه شود؟
اگر قرار بود یارانه از واردکننده گرفته و به مردم داده شود، چرا امروز مردم باید با همان اعتبار قبلی، کالای چند برابر گرانتر بخرند؟
خودروهای پرمصرف؛ چرا کسی درباره آنها حرف نمیزند؟
اما شاید مهمترین سؤالی که باید از دولت پرسید، درباره خودروهایی باشد که سالهاست در کشور تولید و مونتاژ میشوند و مصرف سوخت آنها دو تا سه برابر استانداردهای جهانی است.
دور این مسئله خط کشیده شده است!
کشور سالانه میلیاردها دلار ارز برای واردات قطعات و تولید و مونتاژ خودروهایی هزینه میکند که بخش قابل توجهی از آنها مصرف سوخت بالایی دارند.
این خودروها روزانه دهها میلیون لیتر بنزین مصرف میکنند و یکی از عوامل اصلی ناترازی بنزین در کشور هستند.
برآورد مطرحشده این است که خودروهای پرمصرف و ناوگان موجود، چیزی حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون لیتر در روز بیشتر از نرم جهانی از بنزین کشور را مصرف میکنند.
اگر دولت واقعاً دنبال حل مشکل بنزین است، چرا به جای اینکه اولین راهحل افزایش قیمت بنزین باشد، سراغ حل این مشکل نمیرود؟
یک راهحل ساده وجود دارد
یک راه ساده برای شروع اصلاح این وضعیت این است که دولت تمام عوارض، مالیات و هزینههای شمارهگذاری خودروهای اقتصادی وارداتی صفر و کارکرده با مصرف سوخت زیر ۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر را به یکباره تا زمان جایگزینی کامل خودروهای فرسوده صفر کند.
حتی برای جلوگیری از دلال بازی و رانت و سودجویی میتوان اجازه داد هر شخص حقیقی یا حقوقی بدون تخصیص ارز، خودروهای کممصرف وارد کشور کند. یا شرکت های خارجی وارد عمل شوند و خودروهای کارکرده متناسب با دستورالعملهای اعلامی وارد کشور کنند و بجای آن کالا و محصولات مورد نیاز خود را از کشور ابتیاع و خارج کنند که نیازی به تخصیص ارز نباشد.
ممکن است دولت بگوید از محل عوارض و مالیات واردات خودرو درآمدی به دست میآورد. اما سؤال این است که درآمد کوتاهمدت مهمتر است یا صرفهجویی دائمی در مصرف بنزین؟
اگر با چنین سیاستی بتوان روزانه ۶۰ تا ۷۰ میلیون لیتر در مصرف بنزین صرفهجویی کرد، همین بنزین میتواند صادر شود.
یک حساب ساده
بیایید با همان اعدادی که خود دولت درباره ارزش منابع و هزینه بنزین مطرح میکند، یک حساب ساده انجام دهیم.
اگر روزانه ۶۰ میلیون لیتر بنزین صرفهجویی شود و قیمت هر لیتر بنزین صادراتی را حدود ۶۰ سنت در نظر بگیریم، با دلار ۲۰۰ هزار تومانی، ارزش یک لیتر بنزین صادراتی حدود ۱۲۰ هزار تومان میشود.
در این صورت:
۶۰ میلیون لیتر × ۱۲۰ هزار تومان = ۷ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان در روز
یعنی فقط از محل صرفهجویی روزانه ۶۰ میلیون لیتر بنزین، حدود ۷۲۰۰ میلیارد تومان در روز ارزش ایجاد میشود.
اگر این رقم را برای ۳۶۵ روز سال محاسبه کنیم:
۷۲۰۰ میلیارد تومان × ۳۶۵ = ۲ میلیون و ۶۲۸ هزار میلیارد تومان در سال
یعنی حدود ۲۶۲۸ هزار میلیارد تومان در سال.
این محاسبه، جدا از منافع دیگری است که از کاهش مصرف سوخت، کاهش آلودگی، کاهش واردات بنزین و کاهش فشار بر شبکه انرژی کشور و افزایش ایمنی و کاهش نرخ مرگ و میر و تصادفات و نقص عضو به دست میآید.
پس سؤال اینجاست:
چرا دولت به جای اینکه ابتدا سراغ اصلاح خودروهای پرمصرف برود، باید مستقیماً سراغ جیب مردم برود؟
مردم مخالف اصلاح نیستند؛ مخالف پرداخت هزینه یکطرفهاند
اینکه عدهای از مردم از افزایش قیمت بنزین ناراضی هستند، لزوماً به این معنا نیست که مردم با اصلاح مصرف انرژی مخالفاند.
مردم میپرسند اگر قرار است اصلاحی انجام شود، چرا از همه طرف انجام نمیشود؟
چرا خودروهای پرمصرف باید همچنان تولید شوند؟
چرا برای خودروهایی که دو تا سه برابر استاندارد جهانی سوخت مصرف میکنند، میلیاردها دلار منابع ارزی اختصاص داده میشود؟
چرا خودروهای کممصرف به راحتی وارد کشور نمیشوند؟
چرا خودروهای فرسوده با به شیوه ای که اعلام کردیم و با حذف قوانین و هزینه ها سرباری با سرعت لازم از چرخه مصرف خارج نمیشوند؟
چرا حملونقل عمومی متناسب با نیاز مردم توسعه پیدا نکرده است؟
و چرا وقتی قیمت کالاها چند برابر میشود، قدرت خرید کالابرگ و حقوق مردم متناسب با آن افزایش پیدا نمیکند؟
آقای رئیسجمهور، ثروت نسل آینده فقط بنزین نیست
آقای رئیسجمهوری محترم و آقای معاون اول محترم درست میگویند که نفت و منابع زیرزمینی متعلق به نسلهای آینده است.
اما ارزش پول ملی هم متعلق به مردم است.
قدرت خرید مردم هم سرمایه کشور است.
کارخانه و پالایشگاه و پتروشیمی هم ثروت ملی است.
وضعیت صنعت خودرو هم بخشی از همین ثروت ملی است.
اگر قرار است از ثروت نسل آینده صیانت کنیم، نباید اجازه دهیم دهها میلیون لیتر بنزین در روز به دلیل خودروهای پرمصرف دود شود و بعد برای جبران آن، به مردم گفته شود بنزین باید گران شود.
اصلاح مصرف لازم است، اما اصلاح باید از همه جا شروع شود؛ نه فقط از جیب مردم.
مردم میپرسند چرا باید هزینه تصمیمات اقتصادی دولت، کاهش ارزش پول ملی، خودروهای پرمصرف، ناکارآمدی صنعت و سیاستهای سالهای گذشته را همزمان با افزایش قیمت بنزین پرداخت کنند؟
این همان سؤالی است که آقای رئیسجمهور و معاون اول ایشان باید پیش از هر تصمیمی درباره قیمت بنزین، پاسخ روشنی به آن بدهند.
آقای رئیس جمهور! آقای معاون اول! اگر در دولت شما قیمت دلار به دو میلیون تومان افزایش پیدا کرد، آیا آن وقت ما مردم باید برای هر لیتر بنزین یک میلیون سیصد هزار تومان بپردازیم!
لطفا برای افزایش ارزش پول ملی و کاهش مصرف سوخت خودروهای تولیدداخل و مونتاژی و حذف تفاوت افسانه ای قیمت خودرو در ایران با کشورهای همسایه که مردم را در تعویض خودروهای فرسوده ناتوان ساخته چاره اندیشی کنید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com