گروه اجتماعی،بعضی نامها را که میخوانی، نمیشود بیتفاوت از کنارشان گذشت...
به گزارش بولتن نیوز،باید مکث کرد؛
باید به عکس خیره شد؛
باید چند لحظه سکوت کرد و به زندگیای فکر کرد که ناتمام ماند...
این روایت، روایت سه شهید از یک خانواده است؛
شهیده فاطمه رستمی، شهید محمدحسن کیالها و شهید محمدعلی کیالها؛ نوزادی تنها ۲۰ روزه.
بیست روز...
فقط بیست روز از آمدن محمدعلی به این دنیا گذشته بود.
هنوز دنیا را ندیده بود...
هنوز دستهای کوچکش، دست مادر و پدر را محکم نگرفته بود...
هنوز اولین لبخندش را به یادگار نگذاشته بود...
هنوز اولین قدمهایش را برنداشته بود...
هنوز صدای «مامان» گفتنش در خانه نپیچیده بود...
شهید محمدعلی کیالها فقط ۲۰ روز زندگی کرد...
و بعد، دنیا برای همیشه او را از آغوش عزیزانش گرفت.
اما محمدعلی تنها نبود.
شهیده فاطمه رستمی و شهید محمدحسن کیالها نیز در کنار او، در جنگ رمضان به دست رژیم آمریکایی ـ صهیونی به شهادت رسیدند.
سه نفر...
سه زندگی...
سه جای خالی...
و خانهای که بعد از رفتنشان، دیگر هیچوقت شبیه قبل نشد.
آنها زائر اربعین بودند؛
دلشان با حسین(ع) بود و روزی در میان خیل عاشقان اباعبدالله(ع) در مراسم اربعین حضور داشتند.
چه کسی میدانست آن قدمها شاید آخرین قدمهایشان در این دنیا باشد؟
چه کسی فکر میکرد روزی برسد که شهیده فاطمه رستمی و شهید محمدحسن کیالها دیگر کوله بر دوش نگیرند و راهی کربلا نشوند؟
و چه کسی میتوانست تصور کند شهید محمدعلی کیالها، این نوزاد ۲۰ روزه، حتی فرصت دیدن کربلا را پیدا نخواهد کرد؟
محمدعلی هنوز آنقدر کوچک بود که معنای کربلا را نمیدانست...
اما شاید ارباب، او را بهتر از همه میشناخت.
شاید قرار نبود محمدعلی قدمهای کوچکش را در جاده نجف تا کربلا بگذارد؛
قرار بود خودش مهمان آسمان شود.
قرار بود نامش، برای همیشه کنار نام دو شهید دیگر خانواده بماند.
شهیده فاطمه رستمی...
شهید محمدحسن کیالها...
شهید محمدعلی کیالها...
سه نام...
و یک قاب که هر بار دیده میشود، دل را میسوزاند.
اربعین که میرسد، میلیونها نفر راهی کربلا میشوند؛
یکی با پای پیاده،
یکی با چشمهای خیس،
یکی با عکس شهیدی در دست...
اما امسال، جای سه زائر خالی است.
جای شهیده فاطمه رستمی...
جای شهید محمدحسن کیالها...
و جای شهید محمدعلی کیالها؛ همان کودک ۲۰ روزهای که حتی فرصت نکرد اولین اربعین زندگیاش را ببیند.
شاید امسال در جادههای منتهی به کربلا، مادری کودکی را در آغوش گرفته باشد و با دیدنش، دلش برای محمدعلی گرفته باشد...
شاید پدری دست فرزندش را گرفته باشد و به یاد شهید محمدعلی اشک ریخته باشد...
و شاید میان آن همه «یا حسین»، کسی آرام زیر لب گفته باشد:
«حسین جان...
این بچه فقط بیست روز مهمان دنیا بود...
خودت مهمانش کن.»
شهیده فاطمه رستمی، شهید محمدحسن کیالها و شهید محمدعلی کیالها؛
کربلا نرفتند...
اما مگر همه راههای رسیدن به حسین(ع) از جاده کربلا میگذرد؟
بعضیها با پای پیاده میروند؛
بعضیها با دل میروند؛
و بعضیها...
با خونشان راهی میشوند.
محمدعلی فقط ۲۰ روز زندگی کرد؛
اما نامش برای همیشه زنده خواهد ماند.
فاطمه و محمدحسن رفتند؛
اما جای خالیشان هر سال، با رسیدن اربعین دوباره تازه میشود.
و ما میمانیم با سه نام، یک عکس و یک بغض قدیمی:
شهیده فاطمه رستمی...
شهید محمدحسن کیالها...
شهید محمدعلی کیالها...
سه زائر...
سه شهید...
و کربلایی که نرسیدند؛
اما شاید از همه ما به حسین(ع) نزدیکتر شدند.
سلام بر شهیده فاطمه رستمی؛
سلام بر شهید محمدحسن کیالها؛
و سلام بر شهید کوچک و مظلوم، محمدعلی کیالها...
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
یاد و نام این سه شهید گرامی و راهشان جاودانه باد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com