کد خبر: ۸۹۲۱۰۹
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۷
تسلیم در برابر زورگو، تکرار تاریخِ نفاق است؛ از ابوسفیان تا کاخ سفید
در شرایطی که بحث مذاکره و تعامل با آمریکا بار دیگر به یکی از محورهای جدی فضای سیاسی کشور تبدیل شده است، بازخوانی هشدارهای امام خمینی(س) درباره سازش با قدرت‌های سلطه‌گر، این پرسش را پیش می‌کشد که مرز میان مذاکره و تسلیم کجاست و آیا تکرار تجربه‌های گذشته می‌تواند به بهای نادیده گرفتن استقلال کشور تمام شود؟

گروه سیاسی،در روزهایی که برخی چهره‌های سیاسی و به اصطلاح کارشناسانِ راه‌بردی، با شور و شوقی وصف‌ناپذیر از «گشایشِ تاریخی» و «صلحِ اجباری» با آمریکا سخن می‌گویند و هرگونه مخالفت با این روند را «تندرویِ بی‌جا» و «چالش‌گراییِ هزینه‌زا» می‌نامند، ناگهان جمله‌ای از بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی در برابر چشمانمان جان می‌گیرد. جمله‌ای که نه یک هشدارِ ساده، که یک فصل الخطابِ تاریخی است برای تمام کسانی که امروز زیر بیرقِ «مذاکره به هر قیمت» پرچمِ سازش برافراشته‌اند.

 

به گزارش بولتن نیوز،امام خمینی(س) در آن عبارتِ کوبنده می‌فرمایند: «این اشکالی است که این آقایان باید به خود پیغمبر کنند که چرا با ابوسفیان‌ها در افتادگیِ تابعیت وابسته‌اند؟» 

 

این پرسشِ تلخ، امروز پس از دهه‌ها، همچنان بر تارکِ تاریخ انقلاب می‌درخشد و مانند تیری بر قلبِ آنانی می‌نشیند که می‌خواهند زیر نامِ «واقع‌بینیِ سیاسی» و «مصلحتِ روز»، خطِّ قرمزهای انقلاب را یکی پس از دیگری رنگ‌آمیزی کنند.

 

ابوسفیان که بود؟ او یکی از سرانِ سرسختِ شرک و دشمنی با پیامبر اکرم(ص) بود؛ کسی که تا آخرین لحظات، با نفاق و نیرنگ زیست و هرگز رنگِ ایمانِ حقیقی به جان نگرفت. امام خمینی(س) در بیانات متعدد خود، از «اسلامِ ابوسفیانی» به عنوان نمادِ اسلامِ درباری، اسلامِ سازش‌کار و اسلامِ ذلت‌پذیر یاد کرده‌اند؛ اسلامی که نه برای خدا، که برای زر و زور و مقام، سرِ تعظیم فرود می‌آورد. در نگاهِ امام، ابوسفیان فقط یک شخصیتِ تاریخی نیست؛ او یک «جریان» است؛ جریانی که در هر عصری با لباسی نو ظاهر می‌شود و سعی می‌کند دین را به ابزاری برای توجیهِ وابستگی و عقب‌نشینی تبدیل کند.

 

آمریکای امروز، با همان دستگاهِ استکبار و سلطه‌گری، دقیقاً همان نقشِ ابوسفیانِ زمانه را بازی می‌کند. درست به همان اندازه که ابوسفیان پس از فتحِ مکه با زبانِ اسلام آورد اما در باطن، کفرِ خود را تا آخرین نفس حفظ کرد, آمریکا نیز هرگز از دشمنیِ ذاتی با اسلامِ ناب دست برنداشته است.

 

امام در ادامهٔ آن عبارتِ تاریخی، پرده از یک مغالطهٔ بزرگ برمی‌دارند: «به منطق این آقایان، همه انبیای تاریخی اشتباه کردند، همه باید قادر به سازش‌اند!»

 

این جمله، عصارهٔ نقدِ امام بر کسانی است که هرگونه مقاومت در برابر ظلم را «اشتباهِ تاریخی» می‌خوانند. در منطقِ سازش‌کارانِ امروز، پیامبرانِ اولوالعزم نیز اگر به جای ایستادگی در برابر طاغوت‌ها، راهِ مذاکره و مماشات را پیش می‌گرفتند، امروز تاریخ به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد! اما امام خمینی(س) با این طنزِ تلخ، نشان می‌دهند که درختِ تنومندِ انقلاب، با این «منطقِ سازش» هرگز به ثمر نمی‌نشست. انبیا به خاطر ایستادگی‌شان بر حق، بر تارکِ تاریخ جاودانه شدند، نه به خاطرِ کوتاه آمدن در برابرِ ستمگران.

 

امام خمینی(س) استقلال را نه یک شعار، که هویتِ وجودیِ انقلاب می‌دانستند. ایشان استقلال را به معنای «ردِّ هرگونه وابستگی به بیگانگان، نفیِ نفوذ و دخالتِ خارجی و به دست گرفتنِ سرنوشتِ خویش» تعریف می‌کردند. در اندیشهٔ امام، وابستگیِ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به قدرت‌های جهانی، نه تنها یک ضعف، که یک خیانتِ راهبردی محسوب می‌شد.

 

ایشان در جای دیگر صریحاً اعلام کردند که مذاکره با آمریکا «عاقلانه، شرافتمندانه و هوشمندانه» نیست و اگر ملتِ ایران خواهانِ «صلحِ آمریکایی» بود، همان ابتدا از آمریکا جدا نمی‌شد و دستِ آن را از ایران قطع نمی‌کرد.

 

واقعیتِ تلخِ امروز این است که برخی جریان‌های سیاسیِ داخلِ کشور، با تکیه بر «واقع‌بینی» و «مصلحت‌اندیشی»، در مسیری گام برمی‌دارند که عینِ همان «منطقِ ابوسفیانی» است که امام(س) بیش از سی سال پیش هشدارش را داده بودند. آن‌ها می‌گویند «با آمریکا باید نشست و حرف زد»، «تحریم‌ها را باید با امتیازدهی برداشت»، و «اگر تسلیمِ کامل هم نخواهند، حداقل باید پایِ میزِ مذاکره نشست». اما غافل از اینکه آمریکا هیچ‌گاه به تعهداتِ خود پایبند نبوده و این تجربه‌ای است که بارها و بارها تکرار شده است.

 

در شرایطی که برخی از طیف‌های سیاسیِ داخل، مذاکره با آمریکا را نه یک تاکتیک، که یک استراتژیِ همیشگی معرفی می‌کنند، یادآوریِ این سخنِ امام، بیش از هر زمان دیگری ضروری است. اگر امروز بر سرِ اصولِ انقلاب مصالحه کنیم، فردا نوبت به هویتِ دینی و ملیِ ما خواهد رسید.

 

تصویری که از امام خمینی(س) در برابرِ چشمانِ ماست، فقط یک عکسِ تاریخی نیست؛ یک سندِ زندهٔ سیاسی است. یک وصیت‌نامهٔ نانوشته که در آن، امام به ما هشدار می‌دهند که مبادا زیرِ تازیانهٔ تحریم و فشار، زانویِ تسلیم خم کنیم و با ابوسفیان‌های زمانه، دستِ دوستی بدهیم.

 

انقلابِ اسلامی، با همان «منطقِ انبیا» متولد شد و با همان «منطقِ انبیا» نیز به بالندگی خواهد رسید. آنانی که امروز فریادِ «سازش» سر می‌دهند، باید پاسخگویِ این سؤالِ تاریخیِ امام باشند که چرا می‌خواهند پیامبرانِ الهی را به پایِ میزِ مذاکره با ابوسفیان‌ها بکشانند؟ و چرا ذلتِ تابعیت را بر عزتِ استقلال ترجیح می‌دهند؟

 

«امام گفت، تاریخ هم گفت؛ اما چه سود که برخی هنوز گوشِ شنوا ندارند.»

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :