به گزارش بولتن نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، تمدنها را همیشه آنان که نامشان در تاریخ مانده، نساختهاند؛ بلکه آنان که نامشان در تاریخ نمانده، اما تاریخ بر شانههایشان ایستاده است، ساختهاند.این حقیقتی است که جهان رسانهای امروز کمتر آن را روایت میکند. رسانهها، به اقتضای ذات خبر، بیشتر به بحران، تعارض، شهرت و قدرت میپردازند؛ حال آنکه حیات یک ملت، بیش از آنکه بر دوش صاحبان قدرت باشد، بر شانههای صاحبان مسئولیت است. اگر جامعهای را تنها از دریچه تیترها بشناسیم، گمان خواهیم کرد که سیاستمداران، سلبریتیها و صاحبان ثروت، موتور حرکت تاریخاند؛ اما اگر به متن زندگی مردم برویم، خواهیم دید که تاریخ را معلمی میسازد که هر صبح چراغ دانایی را روشن میکند، پرستاری که شب را بر بالین بیماری به صبح میرساند، کارگری که امانتدار کار خویش است، مادری که امید را در جان فرزندان میکارد،کشاورزی که بیهیاهو بذر میپاشد و موکبداری که در مسیر #اربعین، کرامت را بر سفرهای ساده تقسیم میکند.بحران بزرگ جهان معاصر، تنها بحران اقتصاد یا سیاست نیست؛ بحران فراموشی فضیلت است. شبکههای اجتماعی و رسانههای نوین، بهگونهای طراحی شدهاند که هیجان را بیش از حقیقت و شهرت را بیش از شرافت پاداش میدهند. نتیجه آن است که «دیده شدن» آرامآرام جای «مفید بودن» را میگیرد. در چنین فضایی، خطرناکترین فقر، فقر الگوهای اخلاقی است.قرآن کریم، منطق دیگری را پیش روی انسان میگذارد. «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» تنها یک دستور اخلاقی نیست؛ نقشه راه ساختن جامعه است. همچنین، وعده الهی که «إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ» یادآور میشود که ارزش خدمت، وابسته به دیده شدن نیست. در منطق وحی، خداوند اعمال را میسنجد، نه میزان شهرت صاحبان آنها.این
نگاه، در حکمت متعالیه ملاصدرا، ژرفای بیشتری مییابد. انسان، موجودی ثابت نیست؛ او با هر انتخاب، در حال ساختن حقیقت وجودی خویش است. حرکت جوهری، تنها نظریهای درباره جهان نیست؛ توصیفی از انسان است. انسان، هر روز یا به سوی کمال حرکت میکند یا از آن فاصله میگیرد. از این منظر، قهرمان، کسی نیست که حادثهای بزرگ بیافریند؛ قهرمان، انسانی است که هر روز، مسئولانه، صادقانه و بیچشمداشت، کار درست را انجام میدهد. جامعه نیز از همین انتخابهای کوچک و مداوم ساخته میشود.علامه طباطبایی، با تفسیر اجتماعی آیات قرآن، نشان میدهد که انسان بدون جامعه و جامعه بدون اعتماد، به کمال نمیرسد. عدالت، تعاون و احسان، صرفاً فضیلتهای فردی نیستند؛ شالوده حیات اجتماعیاند. هر انسان مسئول، رشتهای بر #سرمایه_اجتماعی میافزاید؛ همان سرمایهای که نه در بانکها ثبت میشود و نه در شاخصهای اقتصادی، اما در روزهای بحران، مهمترین پشتوانه یک ملت است.رابرت پاتنام این حقیقت را در قالب مفهوم «سرمایه اجتماعی» صورتبندی کرد و نشان داد که اعتماد، مشارکت و مسئولیتپذیری، زیربنای توسعه پایدارند. جامعهای که اعتماد خود را از دست بدهد، حتی با برخورداری از منابع فراوان، در برابر بحرانها آسیبپذیر خواهد بود. روانشناسی مثبتگرا نیز همین مسیر را دنبال میکند. مارتین سلیگمن امید را محصول تجربه فضیلت، کارآمدی و معنا میداند، نه خوشبینی سادهلوحانه. ویکتور فرانکل، که رنج اردوگاههای مرگ را زیسته بود، نوشت انسان با معنا زنده میماند. خدمت به دیگری، یکی از عمیقترین سرچشمههای معناست.شهید مرتضی مطهری، در بحث «انسان کامل»، بر پیوند ایمان و مسئولیت اجتماعی تأکید میکند. از نگاه او، عبادتی که از خدمت به خلق جدا شود، ناقص است.
انسان کامل، پیش از آنکه در محراب عبادت شناخته شود، در میدان مسئولیت شناخته میشود. این اندیشه، با سخنان امام موسی صدر نیز همنواست. او کرامت انسان را زیربنای جامعه میدانست و معتقد بود هر جا انسان احساس کند دیده نمیشود و منزلتش نادیده گرفته شده است، امید نیز رو به خاموشی میرود. احیای جامعه، پیش از هر چیز، احیای کرامت انسانهای عادی است.مولوی، این حقیقت را با زبان عشق بیان میکند:«از محبت تلخها شیرین شوداز محبت مسها زرین شود»محبت، در نگاه او، صرفاً احساسی فردی نیست؛ نیرویی است که جامعه را از درون دگرگون میکند. تمدن، پیش از آنکه با قانون پابرجا بماند، با اخلاق و محبت دوام میآورد. جامعهای که در آن انسانها برای یکدیگر خیر بخواهند، از درون فرو نمیپاشد.اگر بخواهیم تجسم عینی این اندیشهها را ببینیم، کافی است به اربعین بنگریم. میلیونها انسان، بدون قرارداد، بدون چشمداشت و بدون تبلیغات، بزرگترین شبکه خدمت داوطلبانه جهان را شکل میدهند. موکبها فقط محل پذیرایی نیستند؛ دانشگاه کرامتاند. در آنجا، ثروت، جای خود را به سخاوت میدهد و رقابت، جای خود را به ایثار. اربعین، یادآور این حقیقت است که جامعه، با عشق به انسان ساخته میشود، نه با محاسبه سود.در این میان، رسالت رسانه نیز باید بازتعریف شود. رسانه، تنها آیینه بحرانها نیست؛ معمار افقهای امید نیز هست. امید، با سانسور مشکلات به دست نمیآید، بلکه با روایت فضیلتها جان میگیرد. جامعهای که فقط زخمهای خود را ببیند، به فرسودگی روانی دچار میشود؛ اماجامعهای که مرهمهای خود را نیز بشناسد، توان برخاستن دوباره را پیدا میکند. روایت قهرمانان گمنام، نه پنهان کردن واقعیت، بلکه کامل کردن تصویر واقعیت است.امروز ایران، بیش از هر زمان دیگری،
به بازتعریف مفهوم قهرمان نیاز دارد. قهرمان، آن نیست که بیشتر دیده میشود؛ آن است که بیشتر مسئولیت میپذیرد. آینده این سرزمین، بیش از آنکه به شمار چهرههای مشهور وابسته باشد، به شمار انسانهای شریفی وابسته است که هر روز، بیهیاهو، چراغی را روشن نگه میدارند؛ معلمی که دانایی میآفریند، پزشکی که جان میبخشد، کارگری که امانتدار است، مادری که امید میپرورد، جوانی که داوطلبانه به یاری دیگران میشتابد و موکبداری که در مسیر حسین بن علی(ع)، کرامت را معنا میکند.شاید راز ماندگاری ایران را باید نه در فراز و فرود دولتها، بلکه در همین سرمایههای پنهان جست؛ در انسانهایی که نامشان در رسانهها تکرار نمیشود، اما #امنیت_روانی، اعتماد اجتماعی و امید ملی را هر روز بازتولید میکنند. آنان، ستونهای نامرئی این سرزمیناند.اگر روزی بخواهند راز بقای ایران را در یک جمله خلاصه کنند، شاید بتوان گفت: #ایران را پیش از آنکه سیاست حفظ کرده باشد، اخلاق حفظ کرده است؛ و اخلاق را نه صاحبان تریبون، که صاحبان وجدان زنده نگه داشتهاند.آری؛ ایران، بر شانههای گمنامان ایستاده است؛ همان سرمایههای پنهانی که اگر رسانهها آنها را ببینند، امید دوباره به سرمایه آشکار این سرزمین تبدیل خواهد شد.
محمد باقر تورنگ
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com