کد خبر: ۸۹۱۸۶۲
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۶
روایتی از یک اتهام سنگین، دو ساعت انتظار و جلسه‌ای که هرگز برگزار نشد تشریف‌فرمایی که تشریف نیاورد
در حالی که پس از ماه‌ها طرح اتهامات سنگین علیه یک رسانه مستقل، قرار بود جلسه‌ای برای ارائه توضیحات و شنیدن دفاعیات برگزار شود، مدیر مسئول بولتن‌نیوز پس از طی مسیر از شهرستان شهریار تا تهران، دو ساعت در محل جلسه منتظر ماند؛ انتظاری که نه با حضور مدیر بازرسی صندوق بازنشستگی کشوری به پایان رسید

گروه اجتماعی در حالی که پس از ماه‌ها طرح اتهامات سنگین علیه یک رسانه مستقل، قرار بود جلسه‌ای برای ارائه توضیحات و شنیدن دفاعیات برگزار شود، مدیر مسئول بولتن‌نیوز پس از طی مسیر از شهرستان شهریار تا تهران، دو ساعت در محل جلسه منتظر ماند؛ انتظاری که نه با حضور مدیر بازرسی صندوق بازنشستگی کشوری به پایان رسید و نه با توضیحی از سوی مقام دعوت‌کننده. هرچند مسئول دفتر ایشان در پایان بابت این اتفاق عذرخواهی کرد، اما اصل ماجرا همچنان بی‌پاسخ ماند؛ اینکه چرا جلسه‌ای با این درجه اهمیت بدون اطلاع‌رسانی و بدون حضور مسئول مربوطه لغو شد؟
و چه نیک سروده است حافظ:

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری است رنجیدن

به گزارش بولتن نیوز ،آنچه امروز برای اینجانب رخ داد، صرفاً یک تأخیر اداری یا یک ناهماهنگی ساده نبود؛ بلکه نمونه‌ای آشکار از بی‌اعتنایی به شأن انسانی، حقوق شهروندی و احترام متقابل بود.
ماجرا از آنجا آغاز شد که طی ماه‌های اخیر، اتهامات سنگین و ناروا از سوی مجموعه‌های وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی علیه اینجانب و رسانه متبوعم مطرح شد. اتهاماتی که نه تنها حیثیت حرفه‌ای یک رسانه مستقل را هدف قرار داد، بلکه زمینه‌ساز مشکلات و تبعاتی شد که همچنان آثار آن پابرجاست.
در ادامه مقرر شد جلسه‌ای با مدیر بازرسی صندوق بازنشستگی کشوری برگزار شود تا درباره این مسائل گفت‌وگو و توضیحات لازم ارائه گردد. به احترام دعوت انجام‌شده و با امید به روشن شدن حقیقت، از شهرستان شهریار راهی تهران شدم و رأس ساعت مقرر در محل جلسه حضور یافتم.
پس از ورود، یکی از کارکنان اعلام کرد که به دلیل پیش آمدن کاری، مدیر مربوطه با تأخیر در جلسه حاضر خواهد شد. انتظار آغاز شد و دقایق یکی پس از دیگری سپری شد.
نیم ساعت...
یک ساعت...
یک ساعت و نیم...
و در نهایت دو ساعت کامل.
در تمام این مدت نه تماسی از سوی شخص دعوت‌کننده برقرار شد، نه پیامی ارسال گردید و نه توضیح روشنی درباره علت تأخیر ارائه شد.
پس از دو ساعت انتظار، در نهایت اعلام شد که جلسه برگزار نخواهد شد.
همین.
نه توضیحی، نه شفاف‌سازی‌ای و نه پاسخی درباره علت این اتفاق.
البته انصاف اقتضا می‌کند که از مسئول دفتر ایشان که در پایان بابت برگزار نشدن جلسه عذرخواهی کرد، قدردانی کنم. اما واقعیت آن است که موضوع صرفاً لغو یک جلسه عادی نبود که با عذرخواهی یک کارمند یا مسئول دفتر خاتمه یابد.
وقتی دعوت برای پاسخگویی درباره اتهاماتی سنگین و مسائلی مهم صورت می‌گیرد، انتظار طبیعی این است که شخص دعوت‌کننده در صورت بروز مشکل، شخصاً توضیح دهد، عذرخواهی کند و علت لغو جلسه را شفاف و روشن بیان نماید.
مسئله اصلی امروز، غیبت در یک جلسه نبود؛ مسئله، غیبت پاسخگویی بود.
آنچه موجب تأسف شد این بود که شخصی که قرار بود پاسخگوی ابهامات و پرسش‌های موجود باشد، حتی زحمت یک تماس تلفنی چند دقیقه‌ای را نیز به خود نداد تا توضیح دهد چرا جلسه برگزار نمی‌شود.
آیا اطلاع دادن به فردی که از شهری دیگر برای حضور در جلسه آمده، کار دشواری بود؟
آیا احترام به وقت و شخصیت افراد تا این اندازه کم‌اهمیت شده است؟
آیا مدیری که در جایگاه بازرسی و نظارت قرار دارد، نباید بیش از دیگران خود را ملزم به رعایت اصول پاسخگویی بداند؟
آقای وزیر!
شما و مدیران تحت امرتان بارها از شفافیت، پاسخگویی، حقوق شهروندی و تکریم ارباب رجوع سخن گفته‌اید. اما آنچه امروز رخ داد، با این شعارها فاصله‌ای جدی دارد.
احترام به مردم تنها در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها معنا پیدا نمی‌کند؛ احترام واقعی زمانی آشکار می‌شود که مسئولان در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند، به تعهدات خود پایبند بمانند و در صورت بروز خطا، شجاعت پذیرش مسئولیت را داشته باشند.
اینجانب نه از لغو یک جلسه، بلکه از نوع برخورد و بی‌اعتنایی به کرامت انسانی گلایه دارم. انتظار دو ساعته بدون اطلاع‌رسانی و بدون حضور شخص دعوت‌کننده، رفتاری نیست که بتوان آن را در چارچوب تکریم ارباب رجوع و احترام به حقوق شهروندی توجیه کرد.
اتهاماتی که طی ماه‌های گذشته مطرح شد، بسیار سنگین‌تر از آن است که بتوان از کنار آن‌ها به سادگی عبور کرد. آبرو و حیثیت افراد بازیچه نیست و هیچ مقام یا مسئولی نباید بدون پاسخگویی و ارائه مستندات، اشخاص و رسانه‌ها را در معرض چنین اتهاماتی قرار دهد.

امروز برای شنیدن توضیح و دفاع از حق خود آمدم، اما با صندلی خالی، سکوت و ابهام مواجه شدم.
با این حال، مسئولیت‌ها و جایگاه‌های اداری ماندگار نیستند. آنچه باقی می‌ماند رفتار انسان‌ها، احترام به حقوق دیگران و پاسخگویی در برابر قانون، وجدان و خداوند متعال است.
و در پایان تنها یک پرسش باقی می‌ماند:
اگر برای طرح اتهام وقت وجود دارد، چرا برای پاسخگویی و شفاف‌سازی وقت وجود ندارد؟

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری است رنجیدن
برچسب ها: رسانه جلسه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :