گروه سیاسی،شما که کلید گشایش سفرههای مردم را در اختیار دارید، چرا از همان کلید برای قفل زدن به حساب بانکی یک سایت خبری استفاده میکنید؟ وقتی بیمهی درمان یک نیروی رسانهای را با یک تماس تلفنی متوقف میکنید، آیا لحظهای به این فکر کردهاید که شاید فرزند او در انتظار نسخهای باشد که حالا بیپشتوانه مانده؟ این اوج شرمساری است: ثروت ملی و بودجهای که مال ملت است، گروگان عقدهگشاییهای سیاسی و اداری شود.
به گزارش بولتن نیوز،یک وزارتخانه که مهمترین رسالتش حفظ معیشت و کرامت مردم است، به جای آنکه از رسانه برای اصلاح خود یاری بخواهد، دست به ترور اقتصادی عوامل آن میزند. بستن حسابها، توقف بیمهها و تحمیل فشارهای مالی، نه نشانهی قدرت، که اعترافی تلخ به ضعف استدلال و بیظرفیتی در برابر نقد است. شما که امروز بولتن نیوز را نشانه گرفتهاید، فردا تاریخ در برابر این رفتار چه قضاوتی خواهد کرد؟ آیا «خدمت به مردم» در قاموس شما جایی برای این انتقامهای کور دارد؟
از منظر اخلاق حرفهای، این اقدام مصداق بارز سوءاستفاده از قدرت، تضییع حقوق اساسی شهروندان در حوزه آزادی بیان، و خیانت به اعتماد عمومی است. این رفتار پشت درهای بسته، ننگ مضاعفی دارد: هم قانون را دور زدهاید، هم شرم را. اگر کوچکترین تردیدی در صحت گزارشهای بولتن نیوز داشتید، چرا به جای پاسخ روشن و شفاف، به سراغ حساب بانکی و دفترچههای بیمه رفتید؟ جز این است که زبان حقیقت را جز با قلع و قمع مالی بلد نیستید؟
کاش یک لحظه خود را جای همان خبرنگاری بگذارید که امروز با حساب مسدودشده و بیمهی قطعشده، باید هم پاسخگوی خانوادهاش باشد و هم پاسخگوی وجدانش. همان وجدانی که شما به حراج گذاشتهاید. شرمنده شدن از این عملکرد، نه یک خواهش، که کمترین انتظار اخلاقی از کسانی است که نان و آب این ملک را در دست دارند. آقایان! حساب بانکی ما را بستید، حساب شرف و انصاف را چه کردید؟
و اما سناریوی آخر، که بهواقع خجالتآورترین پرده از این نمایش انتقام است. ناگهان زمزمهای در راهروهای قدرت پیچیده که «بولتن نیوز از فلان مجموعهٔ اقتصادی مطلب حمایتی نوشته و پول گرفته است.» جملهای که اولاً اصلن و ابدن اتفاق نیفتاده، ثانیاً مشتی بهانهٔ رنگشده برای توجیه فشارهای پیشین است. اما شما مسئولان محترم، بیآنکه لحظهای تحقیق کنید، بیآنکه ذرهای از وجدان خفتهٔ خود را بیدار سازید، یک مسئول را برکنار کردید. به همین سادگی؛ با یک اتهام بیاساس، یک انسان، یک خانواده، و یک آبرو را به درک فرستادید. واقعاً خجالت نمیکشید؟ شما که با یک تصمیم نسنجیده، امنیت روانی یک خانواده را دود کردید و به هوا فرستادید، چگونه انتظار دارید جامعه با تصمیمات و اقدامات شما کوچکترین حسی از امنیت داشته باشد؟ وقتی جان و نان آدمها بازیچهٔ کینههای اداری میشود، دیگر نه قانون معنایی دارد، نه شرف، و نه آیندهای برای این ملک متصور است. به خود آیید، پیش از آنکه تاریخ برایتان حکمی سنگینتر از برکناری و انسداد حساب صادر کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com