کد خبر: ۸۹۱۶۱۶
تاریخ انتشار: ۰۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۲
در این تصویر، جوانی را می‌بینیم با چهره‌ای آرام، نگاهی متین و لبخندی که گویی از اطمینان قلبی و ایمان عمیق حکایت دارد. سیمایی نجیب و دوست‌داشتنی که بیش از هر چیز، مهر و صفا را به ذهن می‌آورد.

به گزارش بولتن نیوز، در این تصویر، جوانی را می‌بینیم با چهره‌ای آرام، نگاهی متین و لبخندی که گویی از اطمینان قلبی و ایمان عمیق حکایت دارد. سیمایی نجیب و دوست‌داشتنی که بیش از هر چیز، مهر و صفا را به ذهن می‌آورد. او می‌توانست سال‌ها در کنار خانواده، پدر و مادر، همسر و عزیزانش زندگی کند، اما تقدیر او را در مسیر دیگری قرار داد؛ مسیری که به افتخار شهادت ختم شد.

دل‌نوشته‌ای برای شهید سروان امیرمحمد سالمی

امیرمحمد عزیز...

چگونه می‌توان باور کرد آن لبخند آرام، دیگر در میان ما نیست؟ چگونه می‌توان پذیرفت دستی که برای خدمت به میهن برخاسته بود، اکنون در آغوش خاک آرام گرفته است؟

امروز دل خانواده‌ات داغدار است، اما بدانند فرزندشان تنها از خانه‌ای کوچک به خانه‌ای بزرگ‌تر رفته است؛ از میان عزیزانش به جمع بندگان برگزیده خداوند. نام شهیدان هرگز از خاطره‌ها محو نمی‌شود و یادشان در قلب مردمان این سرزمین زنده می‌ماند.

به پدر و مادر داغدارش باید گفت: شما تنها یک فرزند تربیت نکردید؛ مردی را پرورش دادید که تا آخرین لحظه در لباس خدمت ایستاد و نام خود را در دفتر افتخار این سرزمین ثبت کرد. اشک امروز شما، با افتخار فردا درهم خواهد آمیخت و خداوند خود مرهم دل‌های شکسته شما خواهد بود.

امیرمحمد رفت، اما نجابت چهره‌اش، لبخند آرامش و نام پاکش در یادها خواهد ماند.

روحش شاد، یادش جاودان و راهش پررهرو.

برچسب ها: شهادت ملت

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :