گروه سیاسی،درگذشت ناگهانی لیندسی گراهام، سناتور بانفوذ و متحد نزدیک دونالد ترامپ، تنها چند ساعت پس از بازدید او از اوکراین و دیدار با ولودیمیر زلنسکی، موجی از واکنشها را در محافل سیاسی واشنگتن برانگیخت. اما برای جامعه کرد، این فقدان معنایی فراتر از یک مرگ سیاسی دارد؛ گراهام یکی از معدود صداهای تأثیرگذاری بود که در سالهای اخیر، ضمن پرهیز از تقابل مستقیم با آنکارا، همواره بر حفظ شراکت امنیتی آمریکا با نیروهای دموکراتیک سوریه و اقلیم کردستان عراق تأکید میکرد.
به گزارش بولتن نیوز،دیدار آخر؛ فرشی به یادگار مانده
تصویر منتشرشده از دفتر کار گراهام در مارس گذشته، که در آن فعالان کرد تابلوی فرشی منقوش به چهره او را به او اهدا میکنند، یادآور تلاشهای مستمر جامعه سیاسی-مدنی کردها برای گسترش نفوذ خود در مراکز تصمیمگیری واشنگتن است. به گفته منابع آگاه، یکی از درخواستهای مطرحشده در این نشست، ارتقای روابط آمریکا با کردها از همکاریهای مقطعی امنیتی به یک چارچوب سازمانیافته، از جمله تعیین یک هماهنگکننده یا نماینده ویژه در امور کردها، بوده است. دیداری که اکنون با مرگ گراهام، به نمادی از یک فرصت ازدسترفته تبدیل شده است.
موازنهای که ترکیه را هم دید
رویکرد گراهام به مسئله کردها همواره با دوگانه «حمایت مشروط» و «واقعگرایی ژئوپلیتیک» همراه بود. او در سال ۲۰۱۷، در جریان همهپرسی استقلال اقلیم کردستان عراق، از حمایت علنی خودداری کرد و مسعود بارزانی را - که آن روزها نهیبهای قاسم سلیمانی را نیز شنیده بود - در مسیر سیاست رسمی واشنگتن تنها گذاشت. با این حال، پس از شکست همهپرسی و افزایش فشارهای بغداد و مخالفتهای منطقهای، گراهام به یکی از مدافعان سرسخت حمایت مالی و نظامی از اربیل تبدیل شد؛ اربیلی که در ماههای اخیر بارها از سوی جمهوری اسلامی ایران به بهانه مقابله با گروههای کرد معارض، هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است.
در سوریه نیز، او با مخالفت با تصمیم ترامپ برای خروج نیروهای آمریکایی از شرق و شمال این کشور، هشدار داد که چنین اقدامی به تقویت روسیه، ایران و بازگشت داعش منجر خواهد شد. اما در عین حال، هرگز از رسمیتدادن به نگرانیهای امنیتی ترکیه غافل نشد؛ موازنهای که بسیاری از کردها آن را «حمایت با خطقرمز» توصیف میکنند.
صدایی تند در حمایت از اسرائیل و اوکراین
برخلاف احتیاط او در قبال کردها، گراهام در حمایت از اسرائیل و اوکراین مرزهای شکنندهای نمیشناخت. حمایت بیچونوچرای او از جنایات جنگی رژیم صهیونیستی در غزه، ریشه در جهانبینی محافظهکارانه او به عنوان یکی از چهرههای شاخص جریان راست جمهوریخواه داشت. همین رویکرد سختگیرانه در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز مشهود بود؛ دیدار او با رضا پهلوی در دورهای که دولت آمریکا از حمایت رسمی از یک جریان خاص در میان مخالفان حکومت ایران پرهیز میکرد، گویای نگاه صریح او به مسئله ایران بود.
گراهام را باید یکی از صریحترین منتقدان چین، روسیه و ایران در سنای آمریکا دانست؛ سیاستمداری که مانند برخی چهرههای برجسته دوران جنگ سرد، جهانی را در دو قطبی رقیب میدید. سفر آخر او به کییف و مرگ ناگهانی در بازگشت، اکنون به دستمایهای برای گمانهزنیها درباره «مرگ طبیعی» یا «بیوتروریسم» بدل شده است؛ روایتی که هنوز هیچ منبع رسمی آن را تأیید نکرده است.
آیا فقدان گراهام تغییری در سیاستهای آمریکا ایجاد میکند؟
با وجود آنکه حزب جمهوریخواه و جریان نزدیک به ترامپ یکی از تأثیرگذارترین چهرههای خود را از دست دادهاند، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که مرگ گراهام تغییر بنیادینی در سیاستهای کلی واشنگتن در قبال ایران، چین، روسیه، اسرائیل یا حتی کردها ایجاد نخواهد کرد. این سیاستها، بیش از آنکه به یک فرد وابسته باشند، ریشه در ساختارها، منافع ملی و الزامات راهبردی ایالات متحده دارند. با این حال، برای جامعه کرد، خاموشی صدای گراهام - که در سالهای اخیر پلی میان خواستههای آنان و واقعبینی واشنگتن بود - میتواند به معنای فاصله گرفتن تدریجی از یک حامی باورمند باشد؛ حامی که هرچند محتاط، اما در سختترین لحظات، نام کردستان را بر تریبون سنا فریاد میزد.گ