گروه سیاسی شهادت یا درگذشت یک رهبر سیاسی-مذهبی، همیشه فرصتی برای بازخوانی تاریخ است. اما شهادت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، در حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند سال گذشته، پرسشی عمیقتر را پیش کشیده است: در میان صدها عالم، فقیه و حاکم شیعی که در طول تاریخ آمده و رفتهاند، چند نفر واقعاً هر چهار ویژگی زیر را همزمان داشتهاند؟
۱. جایگاه علمی و فقهی در بالاترین سطح ممکن
۲. حکومت واقعی و بالفعل بر یک نظام سیاسی، نه صرفاً عنوانی تشریفاتی
۳. درگیری مستمر و فعال با دشمنِ تعریفشدهی دین و سرزمین
۴. شهادت در همان مسیر، نه در بستر بیماری
به گزارش بولتن نیوز وقتی این چهار شرط را معیار قرار میدهیم و صفحات تاریخ تشیع اثنیعشری را ورق میزنیم، نتیجه شگفتانگیز است: تعداد کسانی که هر چهار مورد را همزمان داشته باشند، بهشدت اندک است. و اکنون، با شهادت رهبر جمهوری اسلامی، این فهرست کوتاه یک نام تازه گرفته است.
تاریخ تشیع پر است از چهرههایی که یکی دو تا از این شرایط را داشتهاند، اما نه هر چهار تا را با هم.
فقیهان بزرگ بدون حکومت بالفعل. بسیاری از مراجع تقلید در طول تاریخ، از علامه حلی تا صاحب جواهر، در اوج مرجعیت علمی بودند اما هیچگاه رأس یک نظام سیاسی قرار نگرفتند. علم آنها بیرقیب بود، اما قدرت اجرایی نداشتند.
حاکمانی که فقیه نبودند. شاهان صفوی که رسماً مذهب تشیع را دین رسمی ایران کردند، هیچکدام در تراز یک فقیه عالیرتبه نبودند؛ مشروعیت دینی خود را از علمای دربار میگرفتند، نه از اجتهاد شخصی.
رهبرانی که حکومت و فقاهت داشتند، اما پایان کارشان در میدان نبرد نبود. بنیانگذار جمهوری اسلامی، مرجع تقلید و رهبر بالفعل یک نظام سیاسی بود و در دوران جنگ تحمیلی عملاً در وضعیت رویارویی دائم با دشمن قرار داشت. اما نقطهی پایان زندگی ایشان بیماری بود، نه شهادت در میدان درگیری.
چهرههایی که در دهههای اخیر در ترورها یا عملیاتهای نظامی به شهادت رسیدهاند، معمولاً یا در رأس رسمی یک نظام سیاسی نبودند یا در بالاترین سطح فقهی قرار نداشتند.
پیش از رویدادهای اخیر، در کل تاریخ تشیع اثنیعشری تنها یک چهره یافت میشد که بهوضوح و بهطور کامل هر چهار شرط را داراست: امام علی بن ابیطالب علیه السلام.
گذشته از جایگاه امامت امیرالمومنین، جایگاه علمی امام علی علیه السلام در فقه و قضاوت اسلامی، حتی نزد مخالفانش نیز بیچونوچرا پذیرفته شده است. امام علی علیه السلام حدود پنج سال خلیفهی بالفعل مسلمانان بود؛ حکومتی با دیوان، والی و ارتش واقعی. بیشترِ همین دوران کوتاه حکومتشان را در جنگ گذراند: جمل، صفین و نهروان، هر سه در برابر کسانی که دشمنان مسیر دین و عدالت میدانست. و سرانجام در همان مسیر، در محراب مسجد کوفه، به شهادت رسیدند.
آیتالله شهید سید علی خامنهای، برای سیوهفت سال، رهبری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت؛ نه بهعنوان عنوانی تشریفاتی، بلکه بهعنوان رأس بالفعل یک نظام سیاسی با دستگاه اجرایی، قضایی و نظامی واقعی. جایگاه ایشان در حوزههای علمیه، بهعنوان فقیهی که سالها در درس خارج فقه و اصول تدریس کرد و از سوی نهادهای علمی حوزه بهعنوان مرجع شناخته شد، جایگاهی بود که کمتر کسی در نسل او به آن دست یافت.
ایشان سالهای پایانی زندگی با برکت خود را در «جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران» سپری کردند؛ دورانی که با درگیری دوازدهروزهی سال ۱۴۰۴ آغاز شد و به جنگ گستردهتر سال ۱۴۰۵ انجامید. در بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴، در جریان حملهی هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به تهران، ایشان همراه با چند تن از اعضای خانوادهاش شهید شدند.
بدین ترتیب، برای نخستینبار پس از امام علی علیه السلام، چهرهای در تاریخ تشیع اثنیعشری ظاهر شد که هر چهار مؤلفه را بهطور کامل در خود جمع کرده بود: مرجعیت علمی، حکومت بالفعل، رویارویی مستمر با دشمن، و شهادت در همان مسیر. فاصلهی میان کوفهی قرن اول و تهرانِ قرن پانزدهم هجری، برای نخستینبار با یک نام واحد پر شد.
تاریخ تشیع، برای یافتن دوبارهی این ترکیب چهارگانه، ناچار بود سدهها به عقب بازگردد. اکنون، با شهادت آیتالله سید علی خامنهای، این فاصلهی تاریخی برای نخستینبار پر شده است؛ رویدادی که باید آن را نقطهعطفی در روایت معاصر تشیع دانست.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com