کد خبر: ۸۹۰۳۸۶
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۵
روایتی از کاروان شهیدان یک مکتب؛ از خاکریزهای خوزستان تا مزارع شام و فرودگاه بغداد
گویی امشب واژه‌ها نیز تاب نمی‌آورند. امشب باید نام‌ها را آهسته گفت، نه مانند فهرستی سرد و از سر رفع تکلیف، بلکه مانند زیارت‌نامه‌ای که هر حرفش بوی خون، خاک، ایمان و ایستادگی می‌دهد. این متن، شرح یک تئوری سیاسی نیست؛ کارنامه‌ی عملی مکتبی است که بنیانگذارش، تنها یک رهبر سیاسی نبود. او معماری بود که از دل نقشه‌هایش، مردانی برخاستند که مرگ را نه پایان

گروه اجتماعی گویی امشب واژه‌ها نیز تاب نمی‌آورند. امشب باید نام‌ها را آهسته گفت، نه مانند فهرستی سرد و از سر رفع تکلیف، بلکه مانند زیارت‌نامه‌ای که هر حرفش بوی خون، خاک، ایمان و ایستادگی می‌دهد. این متن، شرح یک تئوری سیاسی نیست؛ کارنامه‌ی عملی مکتبی است که بنیانگذارش، تنها یک رهبر سیاسی نبود. او معماری بود که از دل نقشه‌هایش، مردانی برخاستند که مرگ را نه پایان راه، که «امضای آخر» بر عهد دیرینه‌ی خود می‌دانستند.

به گزارش بولتن نیوز ،او نسلی را تربیت کرد که ایران را نه یک خاک معمولی در جغرافیای سیاسی جهان، که امانتی از دستان علی‌بن‌ابی‌طالب می‌دیدند؛ ایرانی که باید از زیر غبار سنگین تحقیر، وابستگی و غربت تاریخی بیرون می‌آمد و دوباره قامت علوی می‌گرفت. قامتی که قرن‌ها شیعه برای تحقق آن گریسته و جنگیده بود: حکومتی که نام علی را فقط بر زبان نیاورد، بلکه در برابر ظلم بایستد، هزینه بدهد، تنها بماند، اما سر خم نکند.

و او برای برپایی این رؤیا، بهترین‌هایش را تقدیم کرد. این نام‌ها، نام افراد نیستند؛ این‌ها ستون‌های خیمه‌ای هستند که او برپا کرد و هر کدام که افتادند، خاک ایران لرزید، اما پرچم نیفتاد. دشمن با حذف هر یک، خیال می‌کرد یک فرمانده کم شده است؛ غافل از این حقیقت تلخ برای آنان که در این مکتب، هر شهید، یک سپاه تازه از غیرت و خشم مقدس متولد می‌کند.

کاروان بی‌انتها؛ از سرداران بی‌مرز تا فاتحان میدان‌های دور


کاروان با مرد میدان‌های بی‌مرز آغاز می‌شود، با قاسم سلیمانی؛ همان که جغرافیا برایش معنایی نداشت. سپس احمد کاظمی، سردار نجف و صلابت، گام در راه می‌گذارد و حسن طهرانی‌مقدم، پدر اقتدار موشکی ایران، آسمان را برایشان فتح می‌کند. حسین همدانی، فرمانده روزهای سخت شام، و رضی موسوی، سرباز خاموش جبهه‌های دور، حلقه‌های این زنجیر آهنین را محکم‌تر می‌کنند. در ادامه، سایه‌های سال‌های پنهان مقاومت نیز رخ می‌نمایند: محمدرضا زاهدی، فرمانده سال‌های بی‌نام، محمدهادی حاجی‌رحیمی، همراه جبهه‌های بی‌نشان، و عباس نیلفروشان، مرد میدان‌های آخر. او فرزندان مکتب خود را یکی‌یکی به قربانگاه فرستاد، نه برای ساختن امپراتوری قدرت، که برای زنده کردن رؤیایی مقدس.

حالا این کاروان، از ایران تا لبنان، از عراق تا شام و از یمن تا قلب جبهه مقاومت امتداد یافته است. امشب، اگر ملائک در آسمان غوغا می‌کنند، برای آن است که کارنامه‌ای بالا رفته که در آن نام مردانی نوشته شده که جانشان را پای ساختن ایرانی گذاشتند که قرار بود فقط کشور نباشد؛ سنگر باشد، پناه باشد، پرچم باشد و ادامه همان راهی باشد که از غدیر آغاز شد و از کربلا عبور کرد.

ستون‌های خیمه؛ دفتر شهدای یک امت

این، تنها بخشی از دفتر قطور شهدایی است که او به خداوند هدیه کرد؛ کارنامه‌ای که با اشک مادران، داغ همسران، یتیمی فرزندان و پیکرهایی که گاهی بی‌سر، گاهی بی‌نشان و گاهی دور از وطن، اما همیشه رو به خدا رفتند، رقم خورده است. آنان که در این مسیر ایستادند، ستون‌های این خیمه‌اند:

فرماندهان ایرانی؛ از دفاع مقدس تا سپاه قدس:
در طلیعه این افتخار، نام‌های زرین سال‌های حماسه و ایثار می‌درخشند. از مصطفی چمران، مرد علم و جهاد، و ولی‌الله فلاحی، تا عقابان آسمان، علی‌اکبر شیرودی و عباس بابایی. از نابغه‌های جنگ، حسن باقری و محمد ابراهیم همت، تا شیران بیشه‌های جنوب، مهدی و حمید باکری و حسین خرازی. این سیاهه بلند، با علی صیاد شیرازی، احمد متوسلیان، محمود کاوه و مهدی زین‌الدین ادامه می‌یابد تا به نسل فاتحان فرامرزی می‌رسد؛ قاسم سلیمانی، احمد کاظمی، حسن طهرانی‌مقدم، حسین همدانی، رضی موسوی، محمدرضا زاهدی، محمدهادی حاجی‌رحیمی و عباس نیلفروشان. در کنار این اسوه‌ها، انبوهی از دلاوران گمنام‌نام‌آشنا چون مسعود شانه‌ئی، خسرو حسنی، میثم رضوانپور، بهنام شهریاری و ده‌ها ستاره دیگر ایستاده‌اند که هر یک خورشیدی در آسمان غیرت این سرزمین‌اند.

حزب‌الله و مقاومت لبنان؛ پاسداران سرزمین سدر:
در لبنان، این کاروان خونین، با نام سید شهدای مقاومت، سید عباس موسوی و شیخ شهید راغب حرب آغاز می‌شود و با نابغه‌ی امنیتی، عماد مغنیه و فرمانده بی‌بدیل، مصطفی بدرالدین اوج می‌گیرد. نام‌های فواد شکر، ابراهیم عقیل و ویسام طویل یادآور ضربات مهلک بر پیکر دشمن صهیونیستی است. اما اوج حماسه آنجاست که سید مقاومت، حسن نصرالله، به همراه یار دیرینش هاشم صفی‌الدین، پس از دهه‌ها مجاهدت، به خیل یاران شهیدش می‌پیوندد. در کنار این قلل رفیع، فرماندهان میدانی چون طالب عبدالله، محمد ناصر، ابراهیم قبیسی، علی کرکی و ده‌ها مجاهد گمنام دیگر، سند زنده‌ی وفاداری به قدس‌اند.

از عراق و یمن تا فاطمیون؛ حلقه‌های جهانی مقاومت:
در عراق، سایه‌ی سنگین ابومهدی المهندس، یار همیشگی
نعیمی همکار: سلیمانی، بر دشت‌های نبرد سنگینی می‌کند و همرزمانش ابوتقوی السعیدی و دیگر فرماندهان حشدالشعبی، راه او را ادامه می‌دهند. در یمن، ندای حسین بدرالدین الحوثی از دل کوه‌ها طنین‌انداز می‌شود و صالح الصماد، رئیس‌جمهور شهید، نماد ایستادگی مردمی می‌شود که زیر بار سنگین بمب‌ها، شعار «هیهات منا الذله» را زنده نگه داشتند.

و در نهایت، غریبان مدافع حرم، فاطمیون و زینبیون؛ علیرضا توسلی (ابوحاتم)، رضا بخشی، مصطفی صدرزاده (سید ابراهیم) و ذوالفقار هناوی. آنان که از افغانستان و پاکستان تا مزارع شام آمدند تا ثابت کنند مرزهای قراردادی، در برابر مرزهای عقیدتی رنگ می‌بازند.

او با این خون‌ها ایران را ساخت؛ ایرانی که حالا نه فقط یک کشور، که یک سنگر است. دشمن نمی‌فهمید که در مکتب او، هر شهید یک سپاه تازه متولد می‌کند و این کاروان، تا تحقق وعده‌ی الهی، هرگز از حرکت باز نخواهد ایستاد.

برچسب ها: خیمه زیارت

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :