کد خبر: ۸۹۰۱۳۶
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۲
روایت شکل‌گیری یک دکترین منطقه‌ای برگرفته از اندیشه رهبر شهید
دکتر اکرم شمص، روزنامه‌نگار و نویسنده لبنانی در مقاله در شبکه العالم نوشت؛ عبارت "وحدت میدان‌ها" صرفا یک اصطلاح سیاسی نبود که در اتاق‌های بسته شکل گرفته باشد، و نه شعاری احساسی که در سخنرانی‌های تریبون‌ها برای تحریک توده‌ها به کار رود؛ بلکه این عبارت در اندیشه "امام  و رهبر شهید،حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای"، نوعی مهندسی جغرافیایی و سیاسی جدید برای منطقه و یک چشم‌انداز عقیدتی عمیقی بود که از یک ایده ساده اما قاطع "یک زخم تنها با یک بدن واحد درمان می‌شود"؛ نشأت می گیرد.

 

به گزارش بولتن نیوز به نقل از العالم، عبارت "وحدت میدان‌ها" صرفا یک اصطلاح سیاسی نبود که در اتاق‌های بسته شکل گرفته باشد، و نه شعاری احساسی که در سخنرانی‌های تریبون‌ها برای تحریک توده‌ها به کار رود؛ بلکه این عبارت در اندیشه "امام و رهبر شهید،حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای"، نوعی مهندسی جغرافیایی و سیاسی جدید برای منطقه بود، و یک چشم‌انداز عقیدتی عمیق که از یک ایده ساده اما قاطع آغاز می‌شد: "یک زخم تنها با یک بدن واحد درمان می‌شود.

زمانی که او در اواخر دهه هشتاد میلادی رهبری را بر عهده گرفت، جهان در حال بزرگ‌ترین بازآرایی خود بود؛ امپراتوری‌ها سقوط می‌کردند و قدرت‌های دیگر بر جهان مسلط می‌شدند، و منطقه عربی به جزایری پراکنده و ترسیده تقسیم شده بود.

در همان زمان، او با دست خود و با صبر "استراتژیک آرام" خود، خطوط کلی پروژه‌ای را ترسیم کرد که جهان دهه‌ها بعد به خطر آن پی برد.

او نیروهای مقاومت را نه به‌عنوان متحدان موقت، بلکه به‌عنوان رگ حیاتی یک پیکر واحد می‌دید؛ به‌گونه‌ای که اگر عضوی درد بگیرد، کل بدن به تب و بی‌خوابی دچار می‌شود.

حزب‌الله: از هسته تا "الگوی معجزه"
در قلب این دیدگاه، لبنان و به‌طور مشخص حزب‌الله، پیشرفته‌ترین و کامل‌ترین تجربه این رویکرد بود. این حزب در نگاه رهبر شهید، صرفا یک گروه نظامی برای مقابله با اشغالگری نبود، بلکه "فرزند نخست" مکتبی فکری بود که کرامت را تنها راه بقا می‌دانست.

از دهه 1369، و با گذر از آزادسازی سال 1378 و جنگ تیرماه 1379، رهبر این رشد را نه تنها با حمایت مادی و نظامی، بلکه با تزریق "آگاهی راهبردی" هدایت می‌کرد.

او شهید والامقام سید حسن نصرالله - رفیق و همرزم خود - را شریکی در شکل‌دهی به معادله استراتژیک می‌دانست.

رهبر شهید نمی‌خواست حزب‌الله صرفا یک نیروی دفاعی محدود در مرزهای یک سرزمین کوچک باقی بماند؛ بلکه آن را به عنوان "دانشگاه مقاومت" - مدرسه‌ای که تخصص، تاکتیک و اعتقاد را به سایر عرصه‌های مبارزه صادر می‌کند - تصور می‌کرد.

از طریق این رویکرد، حزب‌الله از گروه‌هایی که در تپه‌های جنوب جنگ چریکی انجام می‌دادند، به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شد که دارای زرادخانه‌ای است که با زرادخانه ارتش‌های بزرگ رقابت می‌کند، قادر به مدیریت جبهه‌های پیچیده و ایجاد معادلات بازدارندگی است که پایتخت‌های بزرگ را مجبور می‌کند قبل از ارتکاب هرگونه عمل احمقانه‌ای، دو بار فکر کنند.

مهندسی میدان‌ها: بازتعریف جغرافیای سیاسی
راز اصلی در نگاه رهبر شهید، توانایی او در تبدیل تهدید به فرصت بود. محور با تلاش‌های مداوم برای انزوا مواجه شد؛ به آن‌ها گفته می‌شد که محاصره شده‌اند، و او پاسخ داد: "پس در عمق محاصره با هم ملاقات خواهیم کرد."

از طریق بازوی اصلی او، شهید قاسم سلیمانی، و تحت نظارت مستقیم او، جبهه‌های پراکنده به یک خط آتش پیوسته تبدیل شدند:

صنعا دیگر از قدس دور نیست.

بیروت با بغداد نفس می‌کشد.

دمشق به پلی وجودی تبدیل شده که رگ‌ها را به هم وصل می‌کند.

این همان "وحدت میدان‌ها" در نگاه اوست؛ اینکه موشک‌ها در غزه، پهپادها در یمن، تجربه‌ها در لبنان و عمق اقتصادی و راهبردی در تهران، همگی یک سمفونی واحد را تشکیل دهند.

اگر یک میدان هدف قرار گیرد، سایر میدان‌ها به‌طور خودکار برای بازگرداندن توازن بازدارندگی وارد عمل می‌شوند و در نتیجه، هیچ قدرتی در جهان دیگر نمی‌تواند یک گروه یا کشور را به‌تنهایی هدف قرار دهد، بدون آنکه با پاسخ از چهار سوی زمین روبه‌رو شود.

میراث معنوی قدرت
قدرتی که حضرت سید علی خامنه‌ای بر جای گذاشت، تنها با تعداد موشک‌های دقیق یا پهپادها سنجیده نمی‌شود، بلکه با "نسلی که از ترس عبور کرده" سنجیده می‌شود؛ نسلی که بر اساس ادبیات "حاکمیت مطلق و مقابله با استکبار" تربیت شده است.

رویدادهای اخیر نشان داده‌اند که این قدرت که طی ۳۵ سال با صبر و طراحی او ساخته شد، اکنون به‌سختی قابل شکستن است.

رهبر از نظر جسمی حضور ندارد، اما یک دکترین نظامی و سیاسی بر جای گذاشته که بر زمین حرکت می‌کند.

او به این محور آموخت چگونه با صبر همان‌قدر بجنگد که با سلاح می‌جنگد، و چگونه خون را به سوخت پیروزی تبدیل کند.

با وجود غیبت او، مکتب "آخرین عبا" همچنان در سلاح‌های رزمندگان جنوب لبنان، در نگاه منتظران فلسطین و در فریادهای آزادی در یمن و عراق زنده خواهد ماند.

او پس از آن جهان را ترک کرد که مطمئن شد ساختار کامل شده است و "وحدت میدان‌ها" دیگر یک ایده قابل بحث نیست، بلکه یک واقعیت مقدس و خونی است که منطقه را حفاظت می‌کند و سپیده‌دم جدید آن را می‌سازد.

از ایده تا سرنوشت
شاید مهم‌ترین تناقض این باشد که رهبر شهید تنها زمانی از صحنه رفت که مطمئن شد بنایی که ۳۵ سال برای ساخت آن تلاش کرده بود، اکنون قادر به ایستادن مستقل است.

رویدادهایی که بلافاصله پس از او رخ داد، نشان‌دهنده عمق تحولاتی بود که او در منطقه ایجاد کرده بود.

زمانی که ایالات متحده خود را ناچار به پذیرش شروط ایران و ورود به مذاکرات منطقه‌ای بر اساس اولویت‌های تهران دید، این نه نتیجه یک شرایط گذرا، بلکه نتیجه انباشته شدن طولانی‌مدت توازن قدرت بود.

همچنین تصادفی نبود که پرونده لبنان در صدر مذاکرات قرار گرفت و فشار برای آتش‌بس کامل در لبنان افزایش یافت، در حالی که برای دهه‌ها طرف مقابل به‌تنهایی قواعد درگیری را تعیین می‌کرد.

اینجاست که یکی از مهم‌ترین ثمرات پروژه "وحدت میدان‌ها" آشکار می‌شود. لبنانی که این رهبر آن را بخشی از یک منظومه بازدارندگی منطقه‌ای می‌خواست، دیگر یک میدان جداگانه نیست.

هر معادله‌ای درباره جنوب لبنان اکنون به توازن‌هایی مرتبط است که از تهران تا بغداد، دمشق، صنعا و فلسطین امتداد دارد.

آنچه پس از غیبت او رخ داد، حامل یک پیام نمادین است: مردی که عمر خود را صرف تبدیل مقاومت از یک واکنش به یک معادله راهبردی کرد، جهان را در حالی ترک کرد که حتی مخالفانش نیز ناچارند واقعیت‌های ساخته‌شده توسط او را به‌عنوان داده‌هایی غیرقابل چشم‌پوشی بپذیرند.

و گویی تاریخ در واپسین روزهای او گواهی داد که "عبایی که سنگر ساخت"، موفق شده است محور را از یک ایده در ذهن باورمندان، به یک سرنوشت سیاسی و ژئوپلیتیک تبدیل کند که خود را بر منطقه و جهان تحمیل می‌کند.

نتیجه‌گیری نهایی
بر اساس این تحلیل، آنچه در قالب "وحدت میدان‌ها" شکل گرفته، از یک ایده به یک واقعیت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که اکنون به‌عنوان بخشی از معادلات قدرت در منطقه و فراتر از آن عمل می‌کند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :