کد خبر: ۸۸۶۹۲۳
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۳
جنگ روایت‌ها در سایه آتش؛ تأملی بر تناقض‌گویی‌های مدعی اصلاح‌گری
در تازه‌ترین پرده از این نمایش، مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، با موضع‌گیری‌ای عجیب، نه در قامت یک مصلح اجتماعی و دلسوز وطن، که در هیئت سخنگوی غیررسمی پروژه «عملیات روانی» ترامپ ظاهر شده است. اظهارات چند روز اخیر او درباره تنگه هرمز و سکوت مرگبارش در قبال بزرگترین جنایت جنگی آمریکا علیه غیرنظامیان ایرانی، پرده از چهره‌ای برمی‌دارد که گویی «منافع ملی» برایش تنها در چارچوب خواسته‌های واشنگتن معنا می‌یابد.

گروه سیاسی: در تازه‌ترین پرده از این نمایش، مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان، با موضع‌گیری‌ای عجیب، نه در قامت یک مصلح اجتماعی و دلسوز وطن، که در هیئت سخنگوی غیررسمی پروژه «عملیات روانی» ترامپ ظاهر شده است. اظهارات چند روز اخیر او درباره تنگه هرمز و سکوت مرگبارش در قبال بزرگترین جنایت جنگی آمریکا علیه غیرنظامیان ایرانی، پرده از چهره‌ای برمی‌دارد که گویی «منافع ملی» برایش تنها در چارچوب خواسته‌های واشنگتن معنا می‌یابد.

به گزارش بولتن نیوز ، مولوی عبدالحمید در خطبه‌ها و اظهارات رسانه‌ای خود، خواستار «بازگشایی همزمان تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره دریایی» شده و با استناد به این گزاره که تنگه در گذشته باز بوده (و باز بودن آن را خطایی راهبردی می‌خواند)، مدعی شده است که امروز هیچ‌کس حق بستن آن را ندارد. این گزاره از پایه و اساس، نشان‌دهنده بی‌اطلاعی یا تجاهل عامدانه نسبت به مفهوم «حاکمیت ملی» و «دفاع مشروع» است.

مگر نمی‌دانیم که بسته شدن تنگه هرمز نه یک انتخاب از سر تفنن، بلکه تنها برگ فشاری است که در مقابل محاصره همه‌جانبه اقتصادی و دریایی دشمن و جنایت در ایران روی میز مانده است؟ هنگامی که دشمن با ناوگان دریایی خود آب‌های نیلگون خلیج فارس را به میدان تهدید تبدیل کرده است، سخن گفتن از بازگشایی یک‌جانبه تنگه، نه نشانه «صلح‌طلبی» و «عقلانیت سیاسی»، که اعلان رسمی تسلیم و اطاعت محض از دیکته‌های کاخ سفید است. مولوی عبدالحمید دقیقاً همان کلیدواژه‌هایی را فریاد می‌زند که شبکه‌های خبری وابسته به پنتاگون ماه‌هاست بر آن مانور می‌دهند و در قامت یک «نماینده پروژه آزادی» در زاهدان ظاهر شده است—همان پروژه‌ای که ترامپ برای عبور آزاد کشتی‌های تجاری بدون هماهنگی با ایران کلید زد.

طنز تلخ و دردناک ماجرا آنجاست که این «مدعی حقوق بشر و صدای مردم»، در بحبوحه جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه این آب و خاک به راه انداختند، چشمان خود را بر بزرگترین جنایت جنگی قرن بست. در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، در نخستین ساعات حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در شهر میناب هدف اصابت موشک‌های متجاوزان قرار گرفت. در این فاجعه دردناک، ۱۵۶ انسان بی‌گناه، عمدتاً کودکان معصوم دبستانی، به خاک و خون کشیده شدند. این یک «اشتباه» یا «حمله به پایگاه نظامی» نبود—همانطور که مقامات سابق آمریکا نیز اعتراف کرده‌اند، پنتاگون با سکوت معنادار خود عملاً پذیرفته که دستش به خون این کودکان آلوده است. 

اما مولوی عبدالحمید که امروز برای «بازگشایی تنگه هرمز» سکوت کرده، در قبال این جنایت هولناک حتی یک کلمه بر زبان راند؟ آیا «مردم» در قاموس او فقط تا جایی ارزش شنیده شدن دارند که سخنانشان علیه منافع ملی ایران باشد و نه در جهت محکومیت جنایتکاران؟ ایشان که کوچک‌ترین رخداد امنیتی را فرصتی برای حمله به حاکمیت می‌کند، چگونه است که در برابر پاره‌پاره شدن کودکان هموطنش توسط «تاماهاوک‌های آمریکایی»، لب فرو می‌بندد و ترجیح می‌دهد در نقش یک «میانجی بی‌طرف» ظاهر نشود، بلکه به مثابه یک بلندگوی بیگانه عمل کند؟

نمی‌خواهیم باور کنیم که مولوی عبدالحمید عمداً نادانی پیشه می‌کند، بلکه به نظر می‌رسد این «سکوت» و «فریاد»های به‌موقع، حاصل یک جهت‌گیری سیاسی عمیق است: تضعیف روحیه مقاومت در داخل و تطهیر چهره خون‌آلود متجاوز در بیرون. اثبات این ادعا چندان دشوار نیست؛ کافی است آرشیو سخنان او را مرور کنیم. آن‌جا که حرف از تنگه هرمز است، زبان به انتقاد از ایران می‌گشاید و استدلال می‌کند که چون در گذشته اشتباهاً تنگه باز بوده، امروز هم باید باز بماند. اما آن‌جا که پای ترور کودکان میناب و جنایات روزمره آمریکا در میان است—کودکانی که حتی مقامات سابق پنتاگون نیز صدای انکارشان از آن بلند شد—این شخص ترجیح می‌دهد سکوت کند.

تناقض در اینجاست: صدای رسای اعتراض به باز بودن تنگه، و سکوتی کرکننده نسبت به بسته شدن پلک‌های معصومانه کودکان. بیشک این سیاست یک‌بام و دو هوا، نه با روح اسلام رحمانی نسبتی دارد و نه با آموزه‌های پیامبری که صلح حدیبیه را برای حفظ خون مسلمانان برگزید—بلکه بیشتر به دستورکار رسانه‌ای اتاق فکرهایی می‌ماند که به دنبال شکستن ابهت ایران و وادار کردن ملت به تسلیم در برابر محاصره‌گرانند. ملت ایران برای بازشناسی دوست از دشمن، نیازمند گفتاردرمانی او نیست که در سخت‌ترین روزهای تاریخ، به جای التیام زخم، آدرس اشتباه می‌دهد. تاریخ فراموش نخواهد کرد چه کسانی در روز مصیبت ملی بر سر مزار کودکان ایستادند و چه کسانی پشت بلندگوی کاخ سفیران جنگ پنهان شدند.

برچسب ها: جنگ اتش

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :