به گزارش بولتن نیوز، کتاب شعر «سراپرده خورشید»، اثر تازهمنتشرشدهی زندهیاد استاد اسماعیل صفریان متخلص به «نافذ همدانی»، به همت حمیدرضا نظری جهت معرفی و بازشناسی این شاعر اندیشمند، به یکی از پایگاههای معتبر فرهنگی–ادبی کشور تقدیم شد.
نافذ همدانی از شاعران کمهیاهو اما عمیقِ شعر معاصر ایران بود؛ شاعری که عشق، اندیشه و تأمل را در قالبهای کلاسیک شعر فارسی بهگونهای اصیل و صادقانه درهم آمیخت. او در سال ۱۳۱۴ در همدان زاده شد و در شهریور ۱۳۷۲ در تهران درگذشت و در جوار بزرگانی چون مهرداد اوستا، مجتبی مینوی، کیوان سمیعی و محمدحسین مشایخ فریدنی آرام گرفت.
این شاعر فرهیخته، اگرچه در حرفهی اصلی خود به فرش ایرانی اشتغال داشت و از صاحبنظران این هنر اصیل بهشمار میرفت، اما دلمشغولی بنیادیناش از آغاز، شعر و ادبیات فارسی بود. حضور مستمر در انجمنهای ادبی و دوستی و همنشینی با چهرههایی چون مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، کیوان سمیعی، قدسی خراسانی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و دیگر نامآوران ادب معاصر، از نافذ چهرهای اثرگذار و مورد احترام در محافل ادبی ساخته بود.
نافذ همدانی در قالبهای گوناگون شعر کلاسیک از جمله غزل، قصیده، مثنوی، رباعی و چهارپاره طبعآزمایی کرد. شعر او را میتوان در دو محور اصلی بررسی کرد:
نخست، بیان احساسات و درونیات شاعر در مواجهه با جهان هستی، که بیشترین جلوه را در غزلهایش دارد؛ و دوم، نگاهی انتقادی و هشیارانه به مسائل اجتماعی و احوال روزگار که در مثنویها و برخی غزلهای او نمود یافته است. در جهانبینی شاعرانهی نافذ، هستی عرصهی حیرت است و حقیقت، همواره فراتر از پندارهای معمول انسانی قرار میگیرد؛ آنجا که میسراید:
«عقلِ دوراندیش را راهی بدین درگاه نیست».
از نگاه نافذ همدانی، عشق جوهر یگانهی زندگی و معنابخش هستی است؛ مفهومی که در شعر او تکرار نمیشود، بلکه هر بار به صورتی تازه و حادثهوار رخ مینماید. چنانکه در پایان شعر «سوز و گداز» میگوید:
دود شد شمعی به خود پیچید و رفت
ماند از پروانهای خاکستری
کی شود زان دود و خاکستر پدید
خلوت سوز و گدازِ دیگری
کتاب «سراپرده خورشید» تلاشی ارزشمند برای معرفی دوبارهی شاعری است که با صداقت، اندیشه و عشقی ژرف، سهمی ماندگار در شعر کلاسیک معاصر ایران بر جای گذاشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com