کروه سیاسی: در پی اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر «لزوم جستوجو برای رهبری جدید در ایران»، موجی از بیانیههای وفاداری از سوی مقامات رسمی کشور در حمایت از رهبر معظم انقلاب منتشر شد. از رئیس مجلس که گفت «خونمان هدیه به رهبر ماست» تا رئیسجمهور که هرگونه تعرض به رهبری را «جنگ تمامعیار با ملت ایران» خواند، همگی بر وفاداری بیچونوچرای خود تأکید کردند.
به گزارش بولتن نیوز ،اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این وفاداری، تنها در قالب شعار و بیانیههای سیاسی متجلی میشود، یا باید در سبک زندگی، منش حکمرانی و پایبندی عملی به سفارشهای رهبری نمود یابد؟
رهبر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، نه تنها در عرصه رهبری سیاسی، که در سبک زندگی شخصی و خانوادگی نیز بهوضوح الگویی کمنظیر ارائه دادهاند. ایشان در خانهای ساده و بدون تشریفات زندگی میکنند، پوشش و تغذیهای متعارف دارند، از هرگونه نمایش ثروت و تجمل پرهیز میکنند، و خانوادهای را پرورش دادهاند که نه در مراکز قدرت که در سایه و با زندگیای عادی زیست میکنند. این سادهزیستی، انتخابی ایدئولوژیک و انقلابی است؛ نشانهای از تداوم روحیه جهادی و فاصلهگرفتن از فرهنگ اشرافیگری دوران طاغوت.
در مقابل، سبک زندگی برخی مسئولان و خانوادههایشان، گاه با این الگو فاصلهای چشمگیر دارد: سفرهای خارجی پرتعداد با هزینههای گزاف، تحصیل فرزندان در دانشگاههای گرانقیمت غرب، زندگی در خانهها و باغهای مجلل، استفاده از خودروهای خاص، و حضور در محافلی که با فرهنگ قناعت و سادهزیستی انقلابی بیگانه است. این تناقض، نه تنها در نگاه مردم که در بیان رهبری نیز بارها مورد اشاره قرار گرفته است. آیا وفاداری واقعی، ایجاب نمیکند که مسئولان پیش از شعار دادن، سبک زندگی خود و خانوادهشان را با الگویی که از آن دفاع میکنند، همسو کنند؟
رهبر معظم انقلاب در ماهها و سالهای اخیر، با درک شرایط حساس کشور، توصیهها و تأکیدات مکرری خطاب به مسئولان عالیرتبه داشتهاند که عمل به آنها میتوانست بسیاری از مشکلات امروز را کاهش دهد. از جمله:
۱. مبارزه جدی و عملی با فساد: ایشان بارها بر لزوم «مبارزه بیامان با فساد» و «عدم مصونیت برای مفسدان» تأکید کردهاند. با این حال، پروندههای بزرگ فساد اقتصادی گاه به کُندی پیش میروند یا در رسانهها محو میشوند.
۲. اولویت معیشت مردم: یکی از واضحترین سفارشات رهبری، «توجه به درد و دل مردم» و «کاهش فشار اقتصادی بر اقشار کمدرآمد» بوده است. اما شکاف بین سیاستهای کلان و تأثیر مستقیم آن بر زندگی روزمره مردم هنوز محسوس است.
۳. وحدت و انسجام درونحکومتی: هشدارهای مکرر ایشان درباره «اختلافافکنی»، «جناحگرایی افراطی» و «تفرقه» نشاندهنده نگرانی عمیق از تضعیف ثبات داخلی است. با این وجود، گاه شاهد بروز همان اختلافات در سطح عمومی هستیم.
۴. حمایت از تولید داخلی و کاهش وابستگی: توصیههای متمرکز بر «اقتصاد مقاومتی»، «رونق تولید ملی» و «خودکفایی در کالاهای اساسی» نیازمند عزمی جمعی و برنامهریزی فراجناحی است که به نظر میرسد در عمل با موانع بوروکراتیک و منفعتطلبیهای گروهی روبهروست.
۵. شفافیت و پاسخگویی: ایشان بر لزوم «شفافسازی» در تصمیمات و «اعتمادسازی» با مردم اصرار دارند. با این حال، ابهام در برخی تصمیمات اقتصادی و اجتماعی، همچنان سؤالبرانگیز است.
اگر مسئولان به جای تکرار شعارهای وفاداری، در عمل به سه محور اصلی زیر متعهد باشند، میتوان امید داشت که کشور به مسیر متعادل و باثباتی بازگردد:
همخوانی سبک زندگی با آرمانهای انقلاب: مسئولان باید بدانند که مردم، وفاداری را نه در سخنرانیها، که در رفتار روزمره و سادهزیستی آنان جستوجو میکنند. خانوادههای مسئولان نیز بخشی از این تصویر عمومی هستند.
اجرای عینی توصیههای رهبری: وفاداری واقعی، یعنی تبدیل توصیههای رهبری به برنامههای عملیاتی، نظارتپذیر و با ضربالاجل مشخص در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
پاسخگویی به جای تبلیغات: مردم نیازمند دیدن نتایج ملموس در زندگی خود هستند. وفاداری زمانی معنا مییابد که مسئولان در قبال عملکرد خود در حوزههایی که رهبری بر آن تأکید کردهاند، پاسخگو باشند.
بیانیههای حمایتی اخیر مقامات در شرایط حساس بینالمللی، اگرچه ضروری و نشاندهنده انسجام ملی در مواجهه با تهدیدات خارجی است، اما کافی نیست. وفاداری به رهبری، زمانی به باوری عمومی و نیرویی تحولآفرین تبدیل میشود که در «عمل» مسئولان به چشم آید؛ از سادهزیستی گرفته تا مبارزه قاطع با فساد، از وحدت عملی در بدنه حکومت تا بهبود معیشت مردم.
تنها در این صورت است که دیگر نیازی به تأکید مکرر بر وفاداری نخواهد بود، زیرا وفاداری در متن زندگی و حکمرانی، خود را نشان خواهد داد.
سیدمجتبی نعیمی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com