به گزارش بولتن نیوز، سجادیپناه نوشت: سالها با لاریجانی سر سازگاری نداشتم؛ نه به خاطر برجام، نه به خاطر نطقهای مجلس. مشکل، آن شبکه پنهان قدرت بود؛ شبکهای که با یک تلفن او، بدون هیچ معیاری جز نزدیکی، افراد را به بالاترین سکوها میرساند. در دو دستگاه اجرایی با چشم خود دیدم که چگونه لابی جای شایستگی را گرفت.
اما جنگ ۱۲ روزه همه چیز را تغییر داد. در میانه آتش و گلوله، او جلوتر از همه ایستاد و از ایران شجاعانه دفاع کرد، در روزهایی که بسیاری حتی حاضر به یک مصاحبه تصویری نبودند. سپس سفرهای بیمحابایش به عراق و لبنان در چنین روزهایی که خطر در هوا معلق است، باعث شد برای لحظهای تمام آن نقدها از ذهنم محو شود.
امروز خبر تازهای رسید: در دیدارش با رئیسجمهور لبنان، اعلام کرد که ایران آماده بازسازی لبنان است، اما هیچ اشارهای به حزبالله نکرد. همانجا بود که دریافتم بازی بزرگتری در جریان است. با خودم گفتم: «این سفر چه خطری میتوانست داشته باشد؟ وقتی درباره ستون فقرات مقاومت—حزبالله—سکوت شده و احتمالاً هماهنگی با دولتی که در مسیر خلع سلاح قرار دارد، در جریان است…»
همه اینها که بوی همان پکیج طراحیشده آمریکایی–اسرائیلی میدهد. پس چرا باید به او حمله کنند و ما نگران باشیم؟»
دوباره همان افکار در ذهنم چرخید و به نقطه اول برگشتم. ولی سرگیجه استراتژیک گرفتم!
لاریجانی در سیاست داخلی و خارجی دو چهره دارد: یکی که نقدش را باید با تیغ نوشت و دیگری که تحسینش را باید با احترام گفت. همین تضاد، او را از یک سیاستمدار معمولی به معمایی تمامعیار تبدیل کرده؛ معمایی که هر بار فکر میکنی حلش کردهای، از زاویهای تازه لبخند میزند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com