گروه سیاسی- سجادی پناه:وقتی رئیسجمهور، پشت تریبون ملت، بلند میگوید: «نه زیر پایمان آب داریم، نه پشت سدها»، این فقط یک هشدار فنی نیست؛ این پرچم سفیدی است که در برابر چشمان جهانی که منتظر نشانه ضعف است، تکان می خورد.
به گزارش بولتن نیوزنتانیاهو سالهاست مترصد همین لحظه است؛ لحظهای که ایران، نه با گلوله و بمب، بلکه با زبان خودش، تصویر ناتوانی را نقاشی کند. او از همان واژهها طناب میسازد؛ طنابی که به گردن روایت ایران میاندازد و با لبخند «منجی» ظاهر میشود:
اسرائیلی که آمده تا به ایرانی بیآب، تکنولوژی آبیاری بدهد.
این صحبت های آقای پزشکیان، انکار بحران نیست؛ بحران هست، نفس میکشد، اما شیوه سخن گفتن، میدان جنگ را تعیین میکند. بحران را میشود با زبان «توانستن» گفت، نه با واژگان «نمیتوانم». میتوان گفت: «دشمن بزرگ است، اما ما ایستادهایم» — نه اینکه با دهان خود، جایگاه کشور را به قیمت یک آهِ بیپناهی بفروشیم.
نتانیاهو جنگ را از سد و لوله برداشته و آورده به میدان رسانه؛ جایی که یک جمله نسنجیده، بهاندازه یک سد شکسته، برایش ارزش دارد.
و ساده بگویم: وقتی فرمانده، پیش از شروع نبرد، سلاحش را زمین میگذارد، نباید تعجب کند اگر دشمن، همانجا پرچم پیروزیاش را بکوبد.
این ایراد به پزشکیان نیست؛ تیر، به قلب او نمیخورد، به شقیقه اتاق فکرش میخورد. همان اتاقی که باید کارخانه تولید ایده باشد، حالا به انباری خاموش تبدیل شده است رئیسجمهور، تریبون را میگیرد، اما واژهها را از جیب خودش بیرون نمیآورد؛ این واژهها، باید محصول مغز متفکران پشتصحنه باشد. وقتی اتاق فکر، از تولید فکر میافتد، رئیسجمهور به جای شلیک پیام قدرت، گلوله خالی درماندگی را به سمت افکار عمومی شلیک میکند.
اینجاست که نتانیاهو، حتی زحمت فشار دادن ماشه را هم به خود نمیدهد؛ فقط خم میشود و گلولهای را که ما روی زمین انداختهایم، برمیدارد و در اسلحه روایت خودش میگذارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com