گروه سیاسی: در هفتهای که گذشت، شاهد اتفاقی عجیب در سفر رسمی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به پتروشیمیهای تابعه در ماهشهر بودیم. حضور فرزند داود میدری، که به عنوان فعال اقتصادی در حوزه قطعات خودرو و تجهیزات پالایشگاهی شناخته میشود، در این سفر رسمی، بحثهای بسیاری را در محافل سیاسی و اقتصادی برانگیخت. این سوال همچنان پابرجاست که چرا یک فرد غیرمرتبط و غیرحقوقی، که ارتباط مستقیم با حوزه تخصصی این بازدیدها ندارد، باید در چنین مأموریتی حضور داشته باشد؟ آیا این همراهی توجیهپذیر است یا نوعی تخلف و امتیاز خاص به شمار میرود؟
به گزارش بولتن نیوز، گزارشها حاکی از آن است که فرزند وزیر، پیش از پدر خود، همراه تیم حفاظت و تشریفات دفتر وزیر به ماهشهر سفر کرده و نقش پررنگی در برنامهریزیها داشته است. این مسئله نه تنها شائبههایی در خصوص رعایت اصول امنیتی و حراستی ایجاد کرده، بلکه این سوال را نیز مطرح میکند که چنین اقداماتی در چارچوب مقررات کشور جای دارد یا خیر. آیا افراد غیرمرتبط میتوانند بدون هیچ مانعی در سفرهای رسمی مقامات ارشد دولتی حضور داشته باشند؟
بر اساس قوانین امنیتی و حراستی، همراهی افراد غیرمرتبط در سفرهای رسمی مقامات بلندپایه میتواند تهدیدی برای امنیت ملی تلقی شود. چرا که اطلاعات و موقعیتهایی که در این سفرها مطرح میشوند، از اهمیت ویژهای برخوردارند و حضور چنین افرادی ممکن است پیامدهای ناگواری به همراه داشته باشد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بهویژه در حوزه پتروشیمیهای تابعه، با بحرانهای مدیریتی متعددی دستوپنجه نرم میکند. مواردی چون عدم انتصاب مدیرعامل برای پتروشیمی غدیر طی بیش از سه ماه، بحران قراردادهای روزمزدی پرسنل در شرکت فرآوردههای قشم، و بیثباتی مدیریتی در پتروشیمی فناوران تنها گوشهای از این مشکلات هستند.
در پتروشیمی فناوران، پروژهها در بلاتکلیفی به سر میبرند و پیشرفتها با هزینههای انجامشده تناسبی ندارند. همچنین، هزینههای هنگفت حضور شرکت در نمایشگاه چین انتقادات جدی را برانگیخته است. در پتروشیمی امیرکبیر نیز تغییرات لحظهای مدیریتی و عدم ثبات در اعضای هیئت مدیره بهوضوح بحران مدیریت در این وزارتخانه را نشان میدهد.
سفر داود میدری به ماهشهر، که همراهی فرزندش بر جنجالهای آن افزود، نمادی از ضعف مدیریتی در وزارتخانهای است که با مهمترین بخشهای اقتصادی کشور مرتبط است. ناتوانی در حل بحرانهای مدیریتی و شفافسازی مسائل اساسی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را به یکی از بیثباتترین بخشهای دولت تبدیل کرده است.
چنین اقداماتی باعث میشود اعتماد عمومی به نظام اداری کشور بیش از پیش کاهش یابد. آیا وقت آن نرسیده که دولت وفاق تدابیر جدیتری برای مدیریت این وزارتخانه بیندیشد؟ حضور افرادی که نه تنها ارتباطی با مسائل حاکمیتی ندارند، بلکه بهعنوان فعالان اقتصادی در حوزههای دیگر شناخته میشوند، جز افزایش حاشیهها و ایجاد شائبه در افکار عمومی، هیچ نتیجه مثبتی به همراه نخواهد داشت.
با ادامه چنین رویکردهایی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به کانونی برای انتقادهای سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است. حضور غیرشفاف فرزند وزیر در سفر ماهشهر، تنها نمودی از بحران عمیقتر در این وزارتخانه است؛ بحرانی که اگر بهزودی رفع نشود، میتواند پیامدهای جدیتری برای کل اقتصاد کشور داشته باشد.
اکنون سوال اینجاست: آیا دولت توانایی مدیریت این چالشها را دارد؟ یا بیبرنامگی و تصمیمگیریهای غیرشفاف همچنان بر ساختارهای حساس کشور سایه خواهد انداخت؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com