صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۷۹۷۶۰
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ فروردين ۱۳۹۱ - ۲۳:۰۸

می گویند مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماری کرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نیافت. سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغ های گمشده را گرفت. از قرار معلوم کسی الاغ ها را ندیده بود.

 

نزدیک ظهر، در حالی که مرد روستایی خسته و ناامید شده بود، رهگذری به او پیشنهاد کرد، وقت نماز سری به مسجد جامع شهر بزند و از امام جماعت بخواهد تا بالای منبر از جمعیت نمازخوان کسب اطلاع کند. مرد روستایی همین کار را کرد. امام جماعت از باب خیر و مهمان دوستی، نماز اول را که خواند بالای منبر رفت و از آن جا که مردی نکته دان و آگاه بود، رو به جماعت کرد و گفت: «آهای مردم در میان شما کسی هست که از مال دنیا بیزار باشد؟» خشکه مقدسی از جا برخاست و گفت: «من!» امام جماعت بار دیگر بانگ برآورد: «آهای مردم! در میان شما کسی هست که از صورت زیبا ناخشنود شود؟» خشکه مقدس دیگر برخاست و گفت:«من!» امام جماعت بار سوم گفت: «آهای مردم! کسی در میان شما هست که از آوای خوش (صدای دلنشین) متنفر باشد؟» خشکه مقدس دیگری بر پا ایستاد و گفت: «من!» سپس امام جماعت رو به مرد روستایی کرد و گفت: بفرما! سه تا خرت پیدا شد. بردار و برو

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
ناشناس
|
|
۰۰:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
بی مزه بود
حسین سوری ( تهران دانلود )
|
|
۰۳:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
جالب بود بولتن جان ...
ناشناس
|
|
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
چقدر خنک
ایراندوست
|
|
۰۹:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
پر از نکات ظریف و بسیار قابل تأمل.
مهران
|
|
۱۲:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۶
بسيار جالب بود تغيير ذايقه خوبي بود متشكرم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :