به گزارش بولتن نیوزبه نقل از روزنامه اعتماد، يعني هر گونهاي براي خود حريمي دارد و بايد اين حريم محترم شمرده شود. اين حق آب يا سيل است كه براي خود مسيري داشته باشد و اگر ما به اين مسير تجاوز كنيم و راه را بر آن ببنيديم، بيكار نمينشيند و راه خود را ميگشايد، مانند سيلي كه چند سال قبل در شيراز جاري شد و تلفات قابل توجهي به بار آورد و البته هيچ درسي نگرفتيم. آسفالت كردن مسير رودخانه و تغيير كاربري آن خطا است، با ماشين و خودرو به بستر رودخانه رفتن نيز خطاست، چه زمستان باشد و چه تابستان. اصولاً هنگامي كه پاي به طبيعت ميگذاريم، بايد يادمان باشد كه اين مكان مقدسي است و حريم و خانه بسياري از گونههاي جانوري و گياهي. نياكان ما به سبب تعليمات ديني يا تجربه زندگي به اين نكات توجه داشتند و كمابيش در عين استفاده از طبيعت به نوعي با آن همزيستي داشتند. طبيعت و جلوههاي آن را موجوداتي جاندار و داراي روح و حس ميدانستند و اين نگرش به سبك زندگي و شيوه مواجهه آنها با طبيعت شكل ميداد. از نظر ديني طبيعت بر اساس «ميزان» آفريده شده بود و ما حق نداشتيم اين ميزان و موزونيت را به هم بزنيم. برآيند اين نگرش توجه به حريم حيوانات و گياهان بود و حرمت و احترام طبيعت.
ولي امروزه سبك نگرش حاكم در بسياري رفتارهاي ما در قبال طبيعت، دستاندازي است. گويي طبيعت دشمني است كه بايد مغلوب شود، خصمي است كه بايد شكسته شود، حريفي است كه بايد از پاي درآيد. در نتيجه، همين كه دستمان برسد با خودرو يا موتور به طبيعت حمله ميكنيم، در تپهها مانور ميدهيم، با خودروهاي به اصطلاح «آفرود» بدن كوير را زخم ميزنيم، بوتههايش له و جنبندگانش را نابود ميكنيم. حتي هنگامي كه ميخواهيم از طبيعت لذت ببريم، بايد اين لذت به شكلي دگرآزارانه و همراه با آسيب به طبيعت باشد. بيهيچ ضرورتي بوتهها و درختان را آتش ميزنيم، با خودرو به بستر رودخانه يورش ميبريم و حتي با آن از آب رد ميشويم، با رها كردن زباله تن جنگل را چركين ميكنيم و در تحقير طبيعت كوتاهي نميكنيم.
با اين همه يادمان باشد، كه طبيعت خصم ما نيست، مادرمان است، مادري كه صبرش حدي دارد و گاه بر ميآشوبد و در اين لحظات خشم چه بسا ما را براي هميشه له كند و اين موجودات موذي را از تن خويش دور سازد. به اين تلنگرها توجه كنيم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com