گروه اقتصادی - مصطفی مطهری: بحران اوکراین و ابعاد جهانی آن در بحث تهیه غلات و گندم، اکثر کشورهای دنیا را وارد مرحله بازنگری نسبت به سیاست هایشان در عرصه صادرات این محصول کرده است. این مسئله آنقدر به مرحله حساسی رسیده است که علاوه بر گران شدن غلات و گندم، کشورهای صادرکننده گندم عمدتاً پس از بحران مذکور، عمده تمرکز خود را به تأمین نیاز داخلی و ممنوعیت صادرات معطوف کرده اند. در واقع این مسئله چنان از سوی سران کشورهای مختلف تولید کننده و صادرکننده گندم مورد توجه قرار گرفته است که ممنوعیت صادرات به یکی از دستورالعمل های حاکمیتی تبدیل شده است.
به گزارش بولتن نیوز، براساس اخبار منتشر شده در این باره که خبر آن نیز در پایگاه بولتن نیوز منتشر شده است،«کاوه زرگران»رئیس انجمن تأمینکنندگان غلات ایران اعلام کرده«با توجه به مناقشه روسیه و اوکراین به عنوان دو تأمینکننده بزرگ غلات دنیا، قزاقستان صادرات گندم را ممنوع کرد». در حقیقت اعلام ممنوعیت صادرات گندم از سوی قزاقستان در حالی صورت گرفته که در روزهای گذشته کشورهای دیگری همچون هند صادرات گندم را به دلیل کاهش تولید این کالا ممنوع کرده بودند.
واقعیت امر این است که بحران موجود در عرصه غلات و گندم، مهر تأییدی بر عملکرد ضعیف دولت قبل در عرصه مذکور می باشد. مصداق عدم مطابقت دیدگاه و عملکرد دولت قبل با واقعیات موجود در عرصه مدیریت کشور را می توان در سخنان «عباس عراقچی»، معاون وقت وزارت امور خارجه در ۲۵ آبان ۹۵ دید که مدعی شده بود«آیا بهتر نیست به جای خودکفایی در تولید گندم، آن را از قزاقستان وارد کنیم؟! الان قزاقستان مرکز تولید گندم دنیاست؛ میتوان با راهآهن در حال تأسیس بین ایران و قزاقستان و با کمترین هزینه، هر مقدار گندم را که نیاز هست وارد کنیم!».
بیشتر بخوانید:سادهلوحی عراقچی در ماجرای واردات گندم از قزاقستان
این سخنان عراقچی گویای عمق عملکرد ضعیف مدیران دولت قبل در ارتباط با شناخت موقعیت ها و شرایط در عرصه داخلی و خارجی می باشد. بنحویکه آنچه در راستای تحلیل دیدگاه دولتمردان دولت قبل می توان گفت این است که آنها علاوه بر آنکه فاقد افق های آینده نگرانه از شرایط داخلی و خارجی و نیازهای مبتنی بر آن بودند بلکه فاقد هرگونه دیپلماسی در عرصه های مختلف مانند کشاورزی بودند.
در واقع این شبه دولتمردان در ارتباط با مسائل مذکور، همچنان معتقد به پارادایم کهنه صادرات و واردت به عنوان پارادایم مسلط در دهه 1960و 1970 میلادی، بدون توجه به مقدورات و محذورات از یکسو و عاری از تحلیل مشخص از اوضاع مشخص از سوی دیگر بودند. به بیان روشن تر اینکه افرادی که سکان هدایت کشور در طول هشت سال در ید اداره خود داشتند گرفتار ایده مدیریت استراتژیک بودند، این در حالیست که در جهان فعلی و در حال حاضر آنچه باید مبنای عمل برای تصمیم، اقدام و کنش باشد رفتار استراتژیک می باشد نه مدیریت استراتژیک.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com