بولتن نيوز: روزهای بعد از انتخابات 88 را به یاد دارید؟ آنهایی که تحمل "نه بزرگ" ملت را نداشتند چی؟ آنهایی که اقلیتشان را اکثریت تصور میکردند و هر چه در چنته داشتند، به میدان آوردند تا اعتماد مردم را جلب کنند. اما بسياري از ايرانيان، به مثابه نمونۀ مثالی مومنانی که با نور ایمان به پیرامونشان مینگرند، به مکر ایشان نگریستند و رأی دیگری به صندوقها انداختند. و سرآخر، نتیجهای از دل آراء مردم بیرون آمد که دشمنان انقلاب و جمهوری اسلامی را بیش از پیش، منزوی کرد.
انزوای آنهایی که به خوبی میدانستند آن انتخابات، تنها فرصت زنده ماندنشان بود. بنابراین، این مردۀ متحرک، با سیاهی لشکر بیعِدّه، ولی دهانهای تا بناگوش باز شده و طبلهای مدرنشان، دائم داد میزدند که "تقلب شده". و این یعنی: ما نمیخواهیم باور کنیم که مردهایم و ای همۀ دنیا، شما هم باور نکنید.
اما، دروغشان را کسی باور نکرد. هر چه آنها بیشتر داد میزدند و به دروغشان، رنگ و لعاب بیشتری میدادند، بیشتر باور میکردیم که همۀ این ادعاها و گندهگوییها، کذب است و دیگر هیچ. جالب اینجاست که در عرض ادعای "تقلب" ادعای توخالی دیگری هم مطرح کردند و آن اینکه، با این تقلب، ديگر مردم به نظام اعتماد ندارند و و محال است كه دیگر کسی رأی دهد. معنی این حرف آن است که مردم با ما هستند. بدنۀ اصلی جامعه، پایگاه اجتماعی ماست. حال که تقلب شده و نظر مردم به حساب نیامده، انتخاباتهای دیگر، خالی از رأیدهنده خواهد بود.
روند ماجراها وقتی به این سمت رفت که همگان به دروغ بودن ادعاهای مطرح شده پیبردند و بار تبلیغاتی "در انتخابات تقلب شده" پایین آمد و بار تبلیغاتی "دیگر کسی رأی نمیدهد" بالا رفت. از شبکههای تلویزیونی ایشان گرفته تا سایتهای خبریشان، همه و همه با ظاهری حق به جانب و آمارهای مندرآوردی، در بوق و کرنا کردند که میزان رأیدهندگان در انتخابات بعدی، از 82 درصد به زیر 30 درصد خواهد رسید.
اما این تبلیغات، با همراهی آدمهای در رأس قرارگرفتۀ ایشان نیز همراه بود. چه آنهایی که در آن طرف آبها، و به زبانی دیگر حرف میزدند و چه آنهایی که همزبان بودند ولی همدل، نه. آنهایی که یا از ترس افتضاحشان فرار کردند و یا ماندند، به امید روزی که رویایشان به بیداری بدل گردد اما، ... در خواب بیند پنبه دانه ...
از زمانی که در بین نیروهای حزبالله، صحبت از انتخابات مجلس شد و اینکه چه باید کرد تا به وحدت برسیم، برخی از حضرات داخلی که هم زبان با روسای کاخ سفید شده بودند، دائم از این حرف میزدند که:
- جامعه دچار بحران مشروعیت نسبت به نظام سیاسی خود شده است.
- مردم دیگر به حکومت اعتماد ندارند.
- انتخابات در ایران، از ارزش واقعی خود عدول کرده است.
- تنها راه بازگشت مردم به پای صندوقهای رأی، توسل به راهکارهاییست که ما میگوییم.
- باید شرایط برای برگزاری انتخابات سالم مهیا شود وگرنه کسی پای صندوقهای رأی نمیرود.
به لیست درشتگوییهای بالا، موارد دیگری هم میتوان افزود. اما هستۀ اصلی همۀ این موارد که در رسانههای تبلیغاتی، شدیداً بزرگنمایی میشد و به کانون مطالب این شبکهها و سایتها تبدیل شد آن بود که "دیگر کسی رأی نمیدهد". تنها راه تغییر این شرایط هم از دید بیبصیرت ایشان، تحقق مواردی بود که تن دادن به آنها یعنی له شدن عزت امت و نظام اسلامی.
در اینجا به نظر میرسد ایرادی نداشته باشد اگر سوزنی هم به خودمان بزنیم. بین خودمان بماند. اما شدت تبلیغات آن مردۀ متحرک باعث شد تا بعضی از دوستان ما هم باور کنند که خبری است. بعضی از ما، هرچند روی لبشان آن چیزی بود که 12/12 ثابت شد اما ته دلشان صاف نبود. وقتی حرف از انتخابات و میزان مشارکت میشد، با ترس و لرز حرف میزدند. در جمعهای خصوصی، بلاتکلیفیشان معلوم بود.
بعضی از ما، وقتی آقا گفتند که این انتخابات، مشت محکم دیگریست بر دهان دشمن، ته دلمان باور نکردیم. از آن انشاءاللهها گفتیم که از روی آرزوهای دور است. دائم آمار میگرفتیم و نظرسنجی راه میانداختیم و راه و بیراه، میخواستیم بفهمیم که آیا حرفهایی که میزنیم، تحقق مییابد یا خیر. آیا خطبههای انتخاباتی آقا را بلند فریاد بزنیم و یا از روی ترس ضایعشدن، نگاه مصادره به مطلوبانهای نسبت به آنها داشته باشیم.
در کنار زوری که رسانههای خارجی و داخلی دشمن زدند تا تبلیغ کنند که "دیگر کسی رأی نمیدهد" رسانههای ما هم خیلی زور زدند که ثابت کنند "مردم باز هم میآیند". چه آنهایی که ته دلشان با این ادعا نبود و چه آنهایی که مطمئن بودند. در این دو سال، چه سایتها و نشریاتی که تولید نکردیم تا از گردونۀ رقابتهای رسانهای عقب نیفتیم. هر چند میدانستیم که زور رسانهای ما به آنها نمیرسد، اما پیش خودمان گفتیم که برای ادای تکلیف هم که شده، وارد این میدان میشویم و تا میتوانیم، ادعا میکنیم که "مردم باز هم میآیند".
چون فکر میکردیم، دل و عقل مردم به قاب تلویزیون و تیتر روزنامههاست. هر کس که رنگ بیشتری به قابش داد و التهاب تیترش را بیشتر کرد، مردم را با خودش به هر سمتی که بخواهد میکشاند. در این میان، تنها چیزی که مهم نبود و به حساب نیامد، چیزی بود که دشمنان ما و بعضی از ما، هیچ وقت برایش تره خورد نمیکردند و آن، شعور مردم بود. میدان، میدان دو ادعا بود و شعوری که مثل آتش زیر خاکستر، داشت کار خودش را میکرد. در اين ميان تنها كسي كه با قدرت و صلابت از مردم و از شعور مردم دفاع ميكرد و گويا مانند پدري مهربان و همهجانبهنگر، همهي مردم را ميديد، «آقا» بود. آقا گويا مردم ايران را بهتر از خودشان ميشناخت.
اما انتخابات 12/12 همه چیز را به عينه ثابت کرد. این انتخابات، فراتر از اینکه چه کسانی رأی آوردند، میدان سنجش ادعاها بود. عرصۀ بررسی دو سال نظریهپردازی، کار رسانهای و تبلیغات. انتخاباتی که در آن از امثال امامی جمارانی و خاتمیها گرفته تا همۀ آنهایی که در نُه دی توبه کردند و آنهایی که همیشه بودند و همیشه مایۀ عزت ایران اسلامیاند، رأی دادند و معلوم است که کدام ادعا پیروز شد.
بگذارید ما هم ادعا کنیم که این انتخابات حتی فراتر از نُه دی بود. اگر آن واقعه یک حماسه بود، این یک فراحماسه است. اگر نُه دی باید در تاریخ ثبت شود، 12/12 باید در قلبها ثبت شود، چه برسد به تاریخ. چون در آن و به زبان اعداد و ارقام – چیزهایی که همه آنرا میفهمند و از انگ کلی و مبهم بودن به دور است – بر همۀ آنهایی که دو سال خودشان را به در و دیوار زدند تا "دیگر کسی رأی نمیدهد" را ترویج کنند، ثابت شد که هیچ جایی در بین مردم ندارند.
به عبارت دیگر، آنهایی که در حماسۀ نُه دی انقلت در میآوردند، در حماسۀ 12/12 جایی برای حرف و حدیث ندارند. همۀ دشمنانی که تریبونها را پر از ناامیدی کرده بودند و امروز، به اپوزسیون منزوی مبدل شدند، با زبان انتخابات فهمیدند که هیچ پایگاه اجتماعی ندارند. حتی خودشان هم به خودشان اعتقاد ندارند. وقتی سران ایشان رأی میدهند یعنی آن حرفها و ادعا را باید دور ریخت و باور کرد که چیزی به نام جنبش سبز، شوخی بیشتر نیست. آنچه اصالت دارد، انقلاب اسلامی است و مردمی که به آن اعتقاد دارند.
12/12 ثابت کرد که مردم پای صندوقها میآیند، حتی اگر پیش شرطها اپوزیسیون محقر، محقق نشود. 12/12 ثابت کرد که نظام جمهوری اسلامی، با بحران مشروعیت مواجه نیست و بر عكس آن كه به شدت با بحران مشروعيت مواجه است هفت هشت ده نفر سران فتنه و اپوزيسيون و شوراي هماهنگي سبز است.. 12/12 ثابت کرد که باید به تعبير رهبر انقلاب به وعدههاي الهي، اعتماد و حسن ظن داشته باشيم. 12/12 ثابت کرد که به حرفهای آقا، انشاءاللهی از سر آرزوهای دور نگوییم. 12/12 ثابت کرد که جمهوری اسلامی، پایگاه اجتماعی به وسعت مردم ایران دارد. بچه حزباللهیها! سرتان را با افتخار بالا بگیرید، همۀ ادعاهایتان حقیقت داشت. از این به بعد، بد به دلتان راه ندهید.
12/12 نشان از حقارت صد در صدي اپوزيسيون داشت. 12/12 نشان داد در تَهِ تهِ دلِ اين مردم، نور ولايت است كه ميدرخشد. اين مردم با مشاركت مثالزدني خود نشان دادند كه اگر چه به جمهوري اسلامي نقدهايي دارند اما نميتوانند از ولايت، شهدا و امام شهدا رويگردان شوند. ديروز اخبار و مصاحبهها را ديديد؟ چند نفر از آنها اعلام كردند بخاطر رهبرم، بخاطر امام و بخاطر خون شهدا به اينجا آمدهام؟! اين آن چيزي است كه دشمنان انقلاب نميتوانند آن را درك كنند.
تا اين مردم چنين وابستگيها و دلبستگيهايي دارند يقين داشته باشيد كه به اين انقلاب همچنان با قدرت تمام به راه خود ادامه خواهد داد. تا اين كشور «آقا» دارد و توكلش بر «خداي متعال» است مطمئن باشيد هيچ ابرقدرتي هم نميتواند آن را از پاي در آورد.
برگرديم به سه روز پيش. حسينيه امام خميني. ديدار آقا با خانواده شهدا. يادتان هست پيشبيني آقا را؟ يادتان هست آقا با چه صلابتي جمله تاريخي خود را بيان كردند؟ اصلا بياييد اين نوشتار را به كوري چشم همه دشمنان نظام و ولايت، با همان جملهي تاريخي آقا تمام كنيم:
«آنى كه من احساس ميكنم و از لطف الهى احتمال قوى ميدهم كه اينجور بشود، اين است كه ملت ايران در روز جمعهاى كه مىآيد، يك سيلى سختتر به چهرهى استكبار خواهد زد.»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com