به گزارش سايت ارزشي عمارها:یادمان نرفته است روزی را که گوهر کلام سلحشور هنر در هشدار به فحشا و فاحشه گری در سینما بر زبان جاری شد و جامعه ذوب شده در غرب که متاسفانه اکثریت سینمای جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند به تکفیر و فحاشی علیه او پرداخته و یکی یکی او را محکوم کردند. بعد از این، سیری در سقوط و انحطاط اخلاقی زنان سینمای ما طی شد و ماهیت جوهره بی گوهر آنان عیان گردید. گلشیفته فراهانی پس از اعلام تنفر از حجاب و قید به حیا، و هم خوابی با بازیگران هالیوود، برهنه شد و در حالی که دست و پا زدگان در فرهنگ غرب در ایران، با دستپاچگی تکذیب می کردند، خود او این ننگ و نکبت را تصدیق کرد.
این برهنگی اعتقادی و تن فروشی که منشا آن یا قرار گرفتن در پازل اصالت لذت و شهوت است یا ارزش فروشی است، ریشه در لمپنیسم یا ابتذال فرهنگی غرب دارد. ضدفرهنگی که مانند خوره به جان ریشه های فرهنگ افتاده و هویت ستیزی را تبلیغ و ترویج می کند. سکس و نامشروعیت روابط جنسی که به دنبال حذف فضایل اخلاقی از زندگی با رویکردی نسبی گرایانه و توجیه رذایل اخلاقی می باشد، اسارت زن در پشت چشمهای حریص به لذت جنسی مردان و استفاده ابزارگونه از زن را به دنبال دارد. این برهنگی اعتقادی که محصول تحریم مولفه های ارزشی از سوی نفس اماره و شیطان درون می باشد، که با یک اشاره منجر به فروپاشی این حباب اعتقادی می شود، پیامد و آثار آن در آینده چیزی جز بن بست فکری و اعتقادی و به اصطلاح نهیلیسم نمی باشد. این بی بندوباری که در غرب از آن با عنوان آزادی یاد می شود حکایت از سرتعظیم فرود آوردن نفس در مقابل قوه شهویه دارد که استاد شهید مرتضی مطهری، آن را آزادی حیوانی می خواند؛ آزادی حیوانی که ریشه در اصالت لذت دارد.
اگر در پی نقد غرب در باب سکس و نامشروع محوری روابط جنسی برآییم، آیا واقعا نام این را می شود آزادی گذاشت؟! مگر نه اینکه آزادی ابزاری است برای رسیدن به کمال؟ آیا تن محوری انسان را به کمال می رساند؟ زمانی که بنیان اعتقادی جامعه ای بر مهندسی اعتقادی و فکری صهیونیزم شکل می گیرد، عفاف و حیا الفاظی بی روح می شوند و خانواده معنای خود را از دست می دهد و در نهایت منجر به فروپاشی و اضمحلال خانواده می گردد. چند روز بیشتر از خبر برهنگی گلشیفته نمی گذشت که خبر دیگری به شدت توجهمان را جلب کرد: اعتراض خیابانی شهروندان امریکایی به قانون آزادی سقط جنین. جامعه ای که از بدو حیات تاکنون تجربه بی قیدی به سلامت روابط جنسی را دارد، اکنون در مقابل این مسئله واکنش نشان می دهد! آمار خودکشی ها و قتل و جنون در این جامعه چیزی فراتر از گمانها به نظر می رسد و همه حکایت از نوعی جرقه و بیداری نسبت به این آزادی که منتج به پوچ گرایی می شود، را دارد. خبر بعدی اما تکان دهنده و غیرمنتظره بود: گرایش فرزند یکی از سرشناس ترین کارگردانان هالیوود به اسلام.
شان استون فرزند الیور استون که ثمره جامعه ای است که با تبلیغات فراوان علیه اسلام و جمهوری اسلامی قصد براندازی ایدئولوژی اسلام و پایداری بر آن را دارد، در ایران مسلمان شده و نام مبارک علی را برای خود بر می گزیند. تقابل این دو فرهنگ به جایی می رسد که فرزندی از اسلام (البته به زور شناسنامه)، در غرب برهنه می شود و به آن می بالد و یقینا به سرنوشت تجربه کنندگان در غرب دچار شده؛ به بن بست هویتی می رسد و فرزندی از غرب در ایران؛ مهد پایداری و مقابله تمام عیار با غرب، به اسلام رسیده و در صورت ادامه راه به کمال انسانی و اعتقادی می رسد. این پاتک جمهوری اسلامی به قلب امریکا و خصوصا هالیوود تنها یک پیروزی نیست بلکه این راه ادامه داشته و فتوح دیگری را یکی پس از دیگری به دنبال خواهد داشت و "شان" های دیگری از غرب را به "علی" مبدل خواهد کرد؛ کمااینکه مقاومت و پافشاری جنبش 99درصدی وال استریت حکایت از همین واقعیت دارد...شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com