به گزارش بولتن نیوز، علی لاریجانی در حالی برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری وارد وزارت کشور شد که از همان ابتدا تلاش کرد در اظهارات رسانه ای خود با تلفیقی از شعارها و برنامه ها چهره ای با برنامه انتخاباتی از خود نشان دهد. در واقع لاریجانی بدون توجه به مبانی اخلاقی سعی کرد با ترور شخصیت افرادی از جریان های انقلاب با سوابق نظامی – قضایی به تفکیک موضوع سیاست با سایر بخش ها و ارگان های حاکمیت بپردازد. در واقع لاریجانی در نشست خبری بعد از اتمام ثبت نام با رسانه ها با این رویکرد که «حوزه کار سیاسی نه پادگان است نه دادگاه»، با راهبرد بی اخلاقی سیاسی به سمت تخریب گام برداشت و نشان داد که در آینده در صورت تأیید صلاحیتش از سوی شورای نگهبان با شاهد فضایی به مانند آنچه در سال 92 از سوی روحانی رخ داد، باشیم. با این تفاوت که این بار لاریجانی می خواهد سکان دار باشد؛ به بیانی روشن تر اینکه دو قطبی سازی سرهنگ – حقوقدانِ روحانی این بار توسط لاریجانی در قالب دادگاه پادگان – سیاست بازتولید شده است. حال جالب اینجاست بدانید لاریجانی به لطف حضور در پادگان های پشت جبهه(نه جبهه و خط مقدم) امروز مرد سیاست شده است. مرد سیاستی که راز ماندگاریش در حوزه سیاسی که از آن دم می زند الطاف دادگاه های بردار گرامی شان در حق ایشان بوده است.
اینکه ابژه روحانی این باره در کالبد لاریجانی سوژه سازی انتخاباتی کند چندان موضوع تازه ای نیست اما اینکه جناب فیلسوف، استاد دانشگاه، رییس مجلس و نماینده پیشین مردم قم در مجلس اینگونه با تخریب می خواهد وارد فضای انتخاباتی شود تعجب آور است. تعجب آور نه این منظر که لاریجانی مرد اخلاق است و... بلکه برعکس از لاریجانی که در زمره کارکشته گان سیاست در دو دهه اخیر کشور است و در این دو دهه همواره در متن زد و بندهای سیاسی بوده است چنین رویکردی دور از انتظار نبوده و نیست؛ تعجب آور از آن منظر است که وی با وجود آنکه خود را صاحب رأی و روش می داند چگونه سعی دارد از منش و سیاق روحانی استفاده کند؟ اگر چه الگوبرداری درست موضوعی پسندیده می باشد اما این الگو برداری لاریجانی از روحانی که عامل این همه نابه سامانی در عرصه های مختلف کشور است تا جایی است که لاریجانی را ادامه روحانی و دولت وی را دولت سوم روحانی می نامند. با این حال نباید فراموش کرد که لاریجانی نیز از جمله عاملان این نابه سامانی های کنونی می باشد(بر اساس شنیده ها در روزهای آتی اسنادی در این باره منتشر خواهد شد) که در ارتباط وثیقی با روحانی و دولتش بوده و عملکرد آن همواره مورد تأیید و تشویق لاریجانی بوده است.
شایان به ذکر است که علت اصلی و اولیه لاریجانی در انتخاب و اتخاذ این رویکرد و جهت گیری های تخریبی از همین ابتدا علیه افرادی که وی بطور تلویحی با مناصب شغلی شان سعی در بدنام کردن آنها در نزد افکار عمومی دارد ترسی است که وی از جایگاه عمومی آنها دارد. در واقع لاریجانی با بستن شمشیر از رو علیه این افراد تلاش دارد تا فضای رقابت را از همین حالا به سود خود مدیریت کند و آنها را در مقام پاسخ گویی به خود وا دارد و از این رو نظر مردم را به خود جلب کند.
این درحالی است که کمترین اقبالی از ایشان از سوی مردم به واسطه سابقه سیاسی، اشرافیت اقتصادی – سیاسی شان وجود ندارد؛ به عبارت جامع تر اینکه عمده مردم نسبت به لاریجانی نه تنها بدبین هستند بلکه تنفر نیز دارند، حال این همه اعتماد به نفس لاریجانی از چه آبشخوری نشأت می گیرد باید از خود ایشان پرسید. در مجموع باید گفت که لاریجانی با سیاست تخریب رقیب و آسیب زدن های رسانه ای به آن(آنها)، سعی خود را بر این قرار داده است تا گام به گام کنش های خود را از طریق واکنش های رقیب به اقدامات خود تعیین کند. از این رو به آن دسته از نامزدهایی که وی در جهت تخریب آنهاست که در عمل نیز مشخص هستند چه کسانی هستند و نیازی به گفتن نام آن یا آنها نیست باید گفت بایستی آنقدر هوشیار و زیرک باشند که گرفتار دُورهای گفتمانی لاریجانی نشوند و از ورود به بازی سفسطه و مغلطه لاریجانی خود را دور نگه دارند؛ چونکه لاریجانی نیمچه فیلسوفی است سوفیست مأب که خوب وارونه سازی فلسفی می داند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com