متاسفانه حریف اصلی اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات همین عدم انسجام و رقابتی است که میان افراد مختف برای حضور در انتخابات شکل گرفته است. رقابتی که موجب چندپاره شدن نیروهای انقلابی گشته و توان رقابتی گزینه های اصولگرایان را به شدت کاهش داده است.
گروه سیاسی: در میان مردم مثلی رواج دارد که عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود. حال اگر جمعی از افرادی دور هم جمع شوند که همگی خود را جزو عقلا به حساب می آورند، دیگر باید انتظار داشت که در صورت تصمیم به انجام کاری، به خوبی همه جوانب را سنجیده و از تاریخ عبرت گرفته باشند. اما اگر این جمع به اصطلاح عقلا چنین مسیری را طی نکنند و همچنان بر تکرار اشتباهات خود اصرار بورزند، چگونه می توان ایشان را سر عقل آورد و به مسیر درست بازگرداند؟!
به گزارش بولتن نیوز، این قصه پر غصه، داستان چالش این روزهای جریان اصولگرایی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است. نگاهی به خبرگزاری ها و کانال های تلگرامی به ما نشان خواهد داد که چند نفر جهت حضور در این عرصه اعلام آمادگی کرده اند و ادعای توانمندی برای اداره مملکت به عنوان رییس جمهور را دارند. آن قدر تعداد افراد مدعی قابل توجه می باشد که می توان یک دولت کامل را با این لیست تشکیل داد. بسیاری از این جمع بدون در نظر گرفتن شرایط جامعه و میزان شهرت خود و محبوبیتی که دارند، در سودای رسیدن به پاستور به سر می برند.
همین از هم گسیختگی و بی برنامگی مفرط اصولگرایان است که انسان را به یاد سال 92 و شکست ایشان در انتخابات ریاست جمهوری می اندازد. انتخاباتی که ایشان به خیال پیروزی مطلق با تعداد زیادی کاندیدا در انتخابات حضور پیدا کردند و در نتیجه این اتفاق، حسن روحانی با آن میزان رای حداقلی سکان هدایت کشور را به دست گرفت. قاعدتا با داشتن چنین تجربه ای باید تاکتیک مناسب تری در این دوره از انتخابات مدنظر قرار بگیرد اما متاسفانه باز هم همان دام پیروزی قطعی و در موضع ضعف قرار گرفتن جریان مقابل باعث صف بندی های درون جناحی میان اصولگرایان گشته است.
اردوگاه رقیب که علی رغم داشتن چندین گزینه، به واسطه عملکرد فاجعه بار دولت چیزی برای عرضه ندارد، قطعا در شرایطی که عقلای جمع درست رفتار کنند و به گزینه ای درست برسند و بر سر آن وحدت نمایند، شانس چندانی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت. اما متاسفانه حریف اصلی اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات همین عدم انسجام و رقابتی است که میان افراد مختف برای حضور در انتخابات شکل گرفته است. رقابتی که موجب چندپاره شدن نیروهای انقلابی گشته و توان رقابتی گزینه های اصولگرایان را به شدت کاهش داده است.
نتیجه چنین اتفاقی می شود شکستی بدتر از سال 92 آن هم در شرایطی که رقیب چیزی برای عرضه ندارد. در صورت وقوع این فرصت سوزی، اگر فردا روزی با روی کارآمدن مجدد دولتی مانند دولت تدبیر و امید، شرایط بدتر از امروز شد و باز هم بحث های دولت انقلابی و غیرانقلابی پیش آمد، دیگر مردم شنوای این حرف ها نخواهند بود زیرا با نگاهی به پرونده افراد منتقد به این نتیجه خواهند رسید که جماعتی ناتوان از وحدت برای پیروزی درست و حسابی در انتخابات ریاست جمهوری، چگونه قرار است یک کشور را با آن همه پیچیدگی و مشکلات اداره نمایند؟! سخنی که به نظر درست می رسد و باید برای عملی نشدن این فرضیه، هر چه زودتر فکری شود تا دشمن اصلی اصولگرایان یعنی عدم وحدت، موجب پیروزی جریان رقیب نشود.