این رفتارها را بیش از اینکه به قول اصلاح طلبان سیاست ورزی بنامیم، باید کلاهبرداری از مردمی که چشمشان به آرای این به اصطلاح نخبگان سیاسی است، تلقی کنیم. رنگ عوض کردن های مداوم و دروغ گویی های پیاپی برای رسیدن به قدرت چه نتیجه ای خواهد داشت جز اینکه اعتماد مردم نسبت به نظام را از بین ببرد.
گروه سیاسی: اصلاح طلبان در ایران دو رویه همیشگی را شیوه عمل خود قرار داده اند. اول اظهارنظرها و رفتارهای متناقض داشته باشند و بنا به موقعیت، موضعی متفاوت از نظر دو روز قبل خود اتخاذ کنند و دیگر اینکه در هر حالتی در جایگاه طلبکار قرار بگیرند و مشغول ایراد گرفتن باشند. این رفتارها طی یک سال اخیر در بالاترین درجه خود در حال بروز هستند و هر روز و بنا بر شرایط شاهد یک حرف جدید از ایشان هستیم تا بلکه بتوانند از یک موضع خود بهره ای ببرند.
به گزارش بولتن نیوز، حاضر و آماده ترین مثال ها پیرامون آن چه گفتیم نیز پیرامون حمایت از
حسن روحانی در دو انتخابات 92 و 96 و انتقادهای این روزهایشان از شرایط کشور و همچنین دیدگاهشان نسبت به انتخابات سال 1400 پیش از انتخاب جو بایدن و پس از انتخاب او هستند. در اولین فقره در سال های 92 و 96 اصلاح طلبان و رسانه هایشان حداکثر سعی خود را برای پیروزی حسن روحانی انجام دادند. از ارعاب مردم و ترساندشان نسبت به فردای پیروزی کاندیدای رقیب تا دادن وعده هایی که قند در دل مردم و غالبا دسته ای از جوانان آب می کرد، از سوی اصلاح طلبان در حمایت از روحانی انجام گرفت.
در چنین شرایطی به صورت معمول در خوب و بد عملکرد دولت تدبیر و امید می بایست ایشان نیز شریک باشند و مسئولیت تبلیغات خود را بپذیرند اما همانگونه که گفته شد، رویه اصلاح طلبان قرار گرفتن در موضع طلبکاری است و بهانه تکراری نمی گذارند که کاری انجام بشود را دستمایه فرار خود از پاسخگویی قرار دادند. مثالش هم همین روند تصویب
fatf که می گویند اگر این لوایح در مجمع تشخیص تصویب نشوند، چنین و چنان می شود و کشور را نابود شده تلقی کنید اما نمی گویند آن زمانی که همه خواسته های طرف های غربی توسط دولت پذیرفته شد، آیا آن ها به وعده های خود عمل کردند و اصلا دولت مورد حمایت ایشان توانست از فرصت به وجود آمده بهره ای ببرد؟!
همین تغییر رنگ دادن را درحوزه انتخابات سال آینده نیز می توان مشاهده کرد. پیش از انتخاب جو بایدن به عنوان رییس جمهور جدید ایالات متحده، موضع ایشان این بود که شرکت در انتخابات ارزشی ندارد و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی یعنی پایانی بر دموکراسی و القائاتی دروغین از این دست. اما به محض پیروز شدن بایدن ناگهان آسمان دموکراسی در ایران آفتابی شد و گزینه ها یکی یکی معرفی شدند و محمدجواد ظریف تبدیل گشت به فردی که به واسطه حضور او و رابطه اش با بایدن، توافق حاصل می شود و ناگهان همه اشکالاتی که امروز در کشور می بینیم، رفع می گردند.
این رفتارها را بیش از اینکه به قول اصلاح طلبان سیاست ورزی بنامیم، باید
کلاهبرداری از مردمی که چشمشان به آرای این به اصطلاح نخبگان سیاسی است، تلقی کنیم. رنگ عوض کردن های مداوم و دروغ گویی های پیاپی برای رسیدن به قدرت چه نتیجه ای خواهد داشت جز اینکه اعتماد مردم نسبت به نظام را از بین ببرد. آرزوی تغییر رویه دادن از سوی ایشان امری است محال اما امیدواریم چنین امری اتفاق بیافتد.