به جای حمله به اصل خصوصی سازی که سیاستی درست و عاقلانه است و باید پیاده سازی شود، بهتر است شیوه اجرای آن مورد نقد و بازبینی قرار بگیرد.
گروه اقتصادی: روز چهارشنبه سوم دی ماه عده ای از فعالان فضای مجازی و دانشجویان مقابل وزارت دادگستری، همزمان با جلسه هیئت داوری با موضوع ابطال واگذاری شرکت هفت تپه تجمعی اعتراضی برگزار کردند. یکی از لیدرهای اصلی این برنامه که اتفاقا مشغول سخنرانی هم شد، دوست عدالت خواه و فعالمان، میلاد گودرزی است. گودرزی و برخی از عدالتخواهان دیگر معتقد هستند که اشکل کار نه در شیوه خصوصی سازی و دقت نداشن و زد و بند حین انجام این کار بلکه در اصل خصوصی سازی به عنوان یک راهبرد قطعی نظام است.
به گزارش بولتن نیوز، ایشان معتقد هستند که چاق و کند بودن دولت به واسطه وصل بودن وزنه های فراوان تحت عنوان شرکت ها و کارخانه ها و صنایع گوناگون این نیاز را ایجاد نمی کند که باید خصوصی سازی انجام شود و به جای این کارباید دولت قوی شود. دولت قوی نیز می تواند کارخانه های تحت مالکیتش را قدرتمند کند و در کنار این کار، به بخش خصوصی واقعی پر و بال بدهد تا ایشان نیز رشد کنند و قوی شوند. در این صورت امکان خصوصی سازی وجود دارد.
ایده طرح شده توسط گودرزی می تواند جالب باشد اما مشکل این جاست که وی و بخشی از دوستانش در این تصور هستند که مشکل فقط در قوی و ضعیف بودن دولت است. مساله خصوصی سازی هیچ ارتباطی به دولت قوی و ضعیف ندارد و امری است که تا امروز هم به اشتباه و بر خلاف قانون اساسی انجام نشده است. این نکته هم قابل توجه است که اساسا یکی از دلایل ضعیف شدن دولت، همین چاق بودن بیش از اندازه و گستردگی آن است که دست و پای دولت برای یک جهش بزرگ و برنامه ریزی مطلوب را بسته است. مضاف بر اینکه ایشان خود نیز در ایده هایشان در حال تناقض گویی هستند زیرا از یک طرف می گویند که دولت قوی شود و خصوصی سازی کند و از سوی دیگر اظهار می کنند که چه اشکالی دارد دولت چاق و بزرگ باشد.
این تناقض نشان می دهد که ایشان با اصل خصوصی سازی مخالف هستند و این قضیه هم ربطی به قوی و ضعیف بودن دولت ندارد. مخالفتی که از اساس غلط است زیرا بر خلاف ادعاهای این عزیزان که در همه امور مثال از امیرالمومنین می آورند، هیچ ارتباطی با اقتصاد اسلامی و در اختیار گرفتن همه صنایع و امور اقتصادی توسط دولت وجود ندارد. این روش نه تنها در چنین سیستمی بلکه در سایر شیوه های حکمرانی مدرن نیز انجام نمی شود و حتی آن کشورهایی هم که ادعای کمونیسم و اقتصاد سوسیالیستی داشتند نیز دیگر معتقد به اقتصاد و صنعت دولتی نیستند و چنین ایده ای از بیخ و بن منسوخ شده است.
در همین نمونه های وطنی دارای اشکال که خصوصی سازی در مورد آن ها صورت گرفت، اگر شیوه درستی اتخاذ می شد و زد و بندی انجام نمی گرفت و واگذاری ها در کمال صحت و با اهلیت سنجی حساب شده همراه بود، شاهد تعطیلی ها و نابودی این شرکت ها نبودیم و در مقابل باری از دوش دولت برداشته می شد و بودجه ای که امروز باید به این کارخانه ها و بدهی هایشان اختصاص داده شود، در جای دیگری مصرف می شد.
پس به قول صادق شهبازی دیگر فعال عدالتخواه که اتفاقا او هم در آن تجمع حضور داشت و سخنرانی هم کرد، به جای حمله به اصل خصوصی سازی که سیاستی درست و عاقلانه است و باید پیاده سازی شود، بهتر است شیوه اجرای آن مورد نقد و بازبینی قرار بگیرد. اتخاذ چنین رویکری از سوی عزیزان عدالتخواه اتفاقا به همان عدالتی که از آن دم می زنند نزدیک تر است تا در پیش گرفتن شیوه هایی که بعضی از ایشان این روزها مشغول انجام آن هستند.