گروه اجتماعی - هاتف خالدی در یادداشتی نوشت: سیستم انحصار طلب پزشکی در همه جای جهان کمابیش یکی است. چند ماهی است که به دردی مشکوک، یکی دو نقطه از لثه هایم دچار خارشی مرموز شده و روح و روانم را بر هم زده است.
به گزارش بولتن نیوز، حدود پنج ماه پیش اوایل بهار، دندانپزشکم مرا به خانم متخصص لثه ای در شهر اسلوی نروژ حواله کرد و از آنجا که در این شهر درندشت یکی دو سه متخصص لثه بیشتر نیست، دو و ماه نیم بعد وقت خالی به من رسید.
دستیارش که دختری نهایتا سی ساله بود، از دهانم عکسی سراسری که نصفش هم سوخته بود گرفت و خودش هم در عرض کمتر از ۵ دقیقه عکس ها را برانداز کرد و حکم به جرم گیری و تمیز کردن لثه ها داد.
نیمی از دهان ما را با شش هفت تزریق بی حسی، بی جان کرد و قریب ۴۰ دقیقه با چنگک های دهشتناکش به جان لثه های بی نوا افتاد و گفت نیمی دیگر را دستیارم در وقتی دیگر تمیز می کند.
وقت بعدی کی بود؟ دوباره دو ماه دیگر، بعد از تعطیلات تابستانی ماه جولای در نروژ.
دو ماه گذشت و خانم دستیار حالا این بار گفت همان نیمه هم خوب تمیز نشده و باید دو جلسه دیگر من دندانها و لثه هایت را تمیز کنم. کاری که قرار بود در دو جلسه انجام شود در مجموع به سه جلسه افتاد.
به پای صندوق که رسید، دیدیم خانم متخصص اول دو قبض هر کدام ۱۴۰۰ کرونی (نزدیک ۱۴۰ یورو) صادر کرده و یک ۹۰۰ کرون هم از حساب دولت به جیبش ریخته. اولی برای همان ده دقیقه بررسی دهان ما، ۹۰۰ کرون برای عکس برداری و ماسک و پک بهداشتی و پول تزریقات ماده بی حسی، و یک ۱۳۰۰ کرون دیگر برای تمیز کردن نیمی که از قضا چندان هم تمیز نشده بود.
و خانم دستیار که قرار بود ارزان تر از استاد متخصص ما باشد هم برای دو جلسه ۲۷۰۰ کرون دیگر فاکتور کرده بود که دوباره پول تزریقات و پک بهداشتی و چه و چه.
سیستم فاسد پزشکی همه جای دنیا شبیه هم است. حتی اگر در کشور به ظاهر سوسیالیستی نروژ باشد. ۴۰ درصد ماهانه مالیات از حقوق من بی نوا کم می شود و آخر سر، برای یک مشکل دهان، در این بازار وحشت مانند بره ای بی پناه در دل گرگ ها رها می شوم. که دکترها حتی پول ماسک و مایع ضدعفونی کننده وسایلشان را هم از من بگیرند. که حتی اگر رویشان بشود، پول بنزین ماشینشان و شورت و زیرپیراهنی که صبح می پوشند تا با آن به سر کار بیایند را هم از ما بگیرند.
و وقتی در جلسه سوم اعتراض کردم که من مسوول جلسه سوم نیستم و راضی به پرداخت این همه پول برای یک تمیز کردن دهان نیستم، می خواستند مرا بیرون کنند و کارم را نیمه تمام بگذارند: یک نگاه صد در صد مادی و سرمایه محور به بیمار بدبختی که ۶ ماه است از خارش لثه جانش به لبش رسیده است.
جهان کثیفی است. ما گرفتار مافیای پرقدرتی هستیم که با انحصار و مونوپولیزه کردن تخصص، صدایمان را خفه کرده اند. بره هایی تسلیم که کارشان گیر است و حتی به وقت سر بریده شدن هم نباید صدایی از آنها در آید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com