کد خبر: ۶۵۸۷۱۰
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۳:۱۹
نگاهی به حال روز ویروس زده صفحات اجتماعی
شما ببخش مادر جان ما را که خندیدیم... که فوروارد کردیم... ما همه بچه‌های تو یک غلطی کردیم چهارتا گره بنداز توی ابروهایت سگ‌محلمان کن ولی ما که میدانیم پتوی رویمان انداختن روی کاناپه‌مان به‌وقت دیدن فوتبال به راه است...

گروه فرهنگی: حامد عسکری – شاعر و نویسنده – در یادداشت پیش رو به ماجرای صوتی که در صفحاتی اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و به آیلاند معروف شده، پرداخته است. او آورده است: مثل همه مادرها بچه‌ها برایش بسته اینترنت می‌خرند و لبه‌های گلس گوشی‌اش در دست‌به‌دست شدن بین نوه‌ها لب‌پر شده است... ولی... و آخ که این حرفهای بعد از «ولی» زدن گاهی چقدر سخت است، این زن معلم است، توی هیابگیر کرونا وسط دلهره‌ی: دستاتو شستی مادر... باید به فکر دانش‌آموزانش هم باشد... اصلاح میکنم بایدی در کار نیست... به فکر دانش‌آموزانش است.

 

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:

 

صدایش می‌گوید هم سن و سال مادران خودمان است، با همان رنگ و حجم صدا، مثه همه مادرها لباسش گلهای ریز دارد با سر آستین کش و‌ وقتی توی گوشی است هی یک طره مویش را دور انگشتش تاب میدهد و کلیپ‌ها را با صدای پرتاب موشک میبیند...

 

مثل مادران خودمان یک کانال ختم قرآن عضو است و چند کانال آشپزی و لباس ...گالری‌اش پر از عکس گل است و طرح‌های رنگی‌پنگی «صبح‌عالی بخیر» مثل همه مادرها هی برایش بچه‌هایش خواص ترتیزک و شاهدانه و صحبت‌های دکترسمیعی فوروارد میکند و ایزتایپینگ‌های یک ربعه‌اش ختم میشود به: کجایی؟ لطفا نان بگیر...

 

مثل همه مادرها بچه‌ها برایش بسته اینترنت می‌خرند و لبه‌های گلس گوشی‌اش در دست‌به‌دست شدن بین نوه‌ها لب‌پر شده است... ولی... و آخ که این حرفهای بعد از «ولی» زدن گاهی چقدر سخت است، این زن معلم است، توی هیابگیر کرونا وسط دلهره‌ی: دستاتو شستی مادر... باید به فکر دانش‌آموزانش هم باشد... اصلاح میکنم بایدی در کار نیست... به فکر دانش‌آموزانش است.

 

توی این سن و سال کرونا مجبورش کرده دیجیتال درس بدهد و وسط تدریس دیجیتال از لبش پرواز کند، آیلاند... چه دابسمش ها که درست نشد که فورواردها که نشد...

 

مادر است مثل همه مادرها حتما ناراحت شده حتما دلش شکسته ولی من یقین دارم قطعا کسی را نفرین نکرده ...شما ببخش مادر جان ما را که خندیدیم... که فوروارد کردیم... ما همه بچه‌های تو یک غلطی کردیم چهارتا گره بنداز توی ابروهایت سگ‌محلمان کن ولی ما که میدانیم پتوی رویمان انداختن روی کاناپه‌مان به‌وقت دیدن فوتبال به راه است...

 

حال و روزگار مملکتمان خوش نیست، به دل‌نگیری‌ها... جوانیم و جاهل... بچه‌ روی چوب دار هم برای مادر بچه‌است و از دلش میگذرد: بمیرم طناب زبر نباشه... ما همه به تو‌ خندیدیم ایران‌خانم شما مادری کن ببخش...

 

انتهای پیام/#

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :