خیر جناب بهداد، شما نه تنها خود مردم و همدرد با آن ها نیستید بلکه سایه ای از مردمی هم نیستید که اندکی از دردها و آرمان هایشان را نمی دانید.
گروه فرهنگی: چند روز پیش حامد بهداد در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران به عنوان بهترین بازیگر در سالی سینمایی گذشته انتخاب شد. وی زمانی که برای دریافت جایزه بر روی صحنه حاضر شد، سخنانی به زبان آورد که مورد توجه قرار گرفتند.
به گزارش بولتن نیوز، شاه بیت سخنان بهداد چهار نکته اصلی بودند. حکومت ظالم است، ما هم مانند مردم درد می کشیم، ما خود خود مردمیم و دیگر ما را سلبریتی خطاب نکنید. چهار محور اصلی سخنان بهداد مواردی بودند که مطرح شد اما تنها با یک بررسی ساده پی خواهیم برد که واقعا چنین هست که بهداد گفته یا نه. البته که وی در سخنانی نمایشی مدعی شد آن حرف ها از وی جوشیده اند و آن چه که آماده کرده بود را کنار گذاشته است اما توجه نکرد که مردم به خوبی تفاوت میان نقش بازی کردن با سخنانی که از دل بربیاید را می فهمند.
در وهله اول باید از بهداد پرسید که چرا در این حکومت ظالم مشغول کار و کسب درآمد هستید؟! نمی توان به فردی گفت چون تو با نظام مشکل داری پس وطنت را ترک کن اما می توان گفت که اگر تا این اندازه با نظام حاکم دچار تعارض هستید، چرا دست در جیب مردم و بیت المال می کنید و به دنبال کسب درآمد از طریق حضور در فیلم هایی هستید که بودجه خود را از منابع دولتی فراهم می کنند؟! اگر به آن چه که گفتید واقعا اعتقاد دارید، دیگر برای برنده شدن جوایز این حکومت و کسب درآمد از فیلم هایی با بودجه دولتی زحمت نکشید.
آن جایی که وی مدعی شده است که ما خود خود مردمیم و همدرد با آن ها دیگر اوج داستان است. شما با درآمدهای میلیاردی خود خود مردمید یا با مالیات ندادنتان؟! زمانی که همان مسائل آبان ماه به وجود آمده بود، شما در کدام نقطه عالم در حال سیر و سیاحت بودید جناب بهداد که امروز خود را همدرد با مردم می دانید؟! خود خود مردم بودن یعنی بدانی که به واسطه بی کفایتی برخی مسئولان قیمت خانه چنان بالا برود که بسیاری از درون شهر به بیرون از شهرها رانده شوند. یعنی بدانید که بسیاری از خانواده ها دیگر نمی توانند گوشت بخرند اما شما به علت اصل دارندگی و برازندگی سفرهای خارجی و خورد و خوراک جذابتان به راه باشد. خیر جناب بهداد، شما نه تنها خود مردم و همدرد با آن ها نیستید بلکه سایه ای از مردمی هم نیستید که اندکی از دردها و آرمان هایشان را نمی دانید.
و در آخر باید گفت اساسا شما تحت همان نقاب سلبریتی هویت پیدا کرده اید. اگر نقاب سلبریتی از روی چهره شما برداشته شود، چه کسی حاضر است حرف هایتان را بشنود و اهمیتی برای خوردن و خوابیدن و تفریح کردنتان قائل شود؟! در واقع اگر بنا باشد بی لکنت صحبت کنیم، حیات و ممات شما به همان پوشش سلبریتی بر روی حقیقت چهره تان است وگرنه که کسی برای همین حرف های بی سر و ته اخیر شما یا مشکی پوشیدن نمادین عوامل فیلم سه کام حبس که تمام یاخته هایشان از پول همین نظام و نهادهای مختلف دولتی شکل گرفته، به قدر ارزنی ارزش قائل نبود.