در این فقره که خون یک مبارز با دشمنان قسم خورده اسلام و ایران بر زمین ریخته شده و با نتیجه ای که از همین مذاکرات مدنظر این ها به دست آمده، چگونه می توانند همچنان اینگونه گزافه بگویند؟! جز این که مصداق دقیق آن چیزی باشند که حضرت آیت الله جوادی آملی نسبت به امثال این ها نسبت دادند یعنی دیاثت سیاسی.
گروه سیاسی: پس از شهادت جانسوز سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، شوری در کشور و منطقه و جبهه مقاومت بپا شد که منتهی به یک خواسته بود. انتقامی سخت از آمریکا و گرفتن تقاص خون های به ناحق بر زمین ریخته این شهدای بزرگوار.
به گزارش بولتن نیوز، در همین بین عده ای وطن فروش بی هویت که متعلق به جریان اصلاحات هستند، با صدور بیانیه ای مشترک خواستار این شده اند که سران نظام، به جای افتادن در دام آمریکا و درگیری با این کشور، آبادانی و رفاه ایران را در اولویت قرار دهند و به فکر کینه جویی و انتقام نباشند و با مذاکره و صلح قضیه را فیصله بدهند. مصداق بارز این دریوزه های سیاسی تاجزاده است.
سید مصطفی تاجزاده، علاوه بر انتشار چندین متن و توییت در شبکه های اجتماعی مختلف، در کمال وقاحت مجددا خطرات نپیوستن ایران به FATF را منتشر کرده است تا نشان دهد تنها چیزی که برایش اهمیت ندارد، استقلال و آبادانی ایران است. از طرف دیگر یکی از نمایندگان تبریز به نام بیمقدار، که از همین جماعت اصلاح طلب است، دیروز در مصاحبه ای تنها راه پیش روی نظام را مذاکره و صلح عنوان کرده است.
این جماعت مصداق افرادی هستند که اجازه می دهند یک متجاوز به خانه شان، هر کاری که دلش خواست با آن ها بکند و در آخر همچون یک برده به او خدمت و در مقابل دیگران، از او دفاع بکنند. چگونه می شود که اندکی غیرت ملی در وجود این افراد نباشد و به راحتی سخن از مذاکره بگویند. مگر 6 سال گذشته کاری به غیر از مذاکره انجام شد؟! مگر به خواست آن ها در ماجرای برجام عمل نشد؟! نتیجه چند سال عقب نشینی مستمر و مذاکره مگر غیر از این اتفاقی بود که رخ داد؟! دشمن دیگر باید چه اقدامی بکند که رگ غیرت نداشته امثال این ها به جوش بیاید؟!
البته که سابقه امثال تاجزاده نشان از این دارد که این ها از ابتدای انقلاب به فکر ضربه زدن به نظام بوده اند و در طول این چهل سال، از هیچ فرصتی برای این کار، نگذشته اند. این ها همان کسانی هستند که در سال 78 معترضین را به سمت بیت رهبری گسیل کردند و به آن ها هدف دادند.
دیگر داستان فتنه 88 و آشوب هایی که بر اساس یک دروغ بزرگ به مردم، اما با هدف براندازی برپا کردند، نیاز به گفتن ندارد. اما دیگر در این فقره که خون یک مبارز با دشمنان قسم خورده اسلام و ایران بر زمین ریخته شده و با نتیجه ای که از همین مذاکرات مدنظر این ها به دست آمده، چگونه می توانند همچنان اینگونه گزافه بگویند؟! جز این که مصداق دقیق آن چیزی باشند که حضرت آیت الله جوادی آملی نسبت به امثال این ها نسبت دادند یعنی دیاثت سیاسی.