به گزارش بولتن نیوز، سید محسن عبدالهی: امروز با جریان هایی مواجه هستیم که منصفانه و غیرمنصفانه عملکرد جمهوری اسلامی در عرصه علم و دانشگاه را زیر سوال می برند. آن ها که منصفانه نقد می کنند را کنار می گذاریم چون قطعا نقد منصفانه ارزش بالایی دارد و از سر عداوت نیست. اما در طرف دیگر جریان ها و تفکراتی هستند که نه تنها نقد نمی کنند، بلکه از اساس تخریب می نمایند و سیاه نمایی را سرلوحه کار خود قرار می دهند.
جریانی که از اساس با جمهوری اسلامی و انقلاب مشکل دارد و همچنان در عشق به نظام شاهنشاهی دست و پا می زند، معتقد است هر چه که برنامه در آن زمان بوده است، صحیح بوده و بعد از انقلاب آموزش عالی از بین رفته است. این حضرات خوب است که یک بازه زمانی چند ساله را بین دو نظام حاکم مقایسه بکنند تا تفاوت را متوجه بشوند و خود را بیش از این در عشق گذشته مغروق نسازند.
عده ای دیگر جامعه ایران را لایق استفاده از مظاهر تفکر غربی نمی داند و مواجهه جامعه شرقی ایران با آن نشانه های تمدن غربی را اماره ای برای این نظریه خود در نظر گرفته است. این دلیل هم به راحتی قابل رد شدن است. اگر اینگونه بود که این ها می گویند وجود این حجم از جوانانی که در همین سیستم آموزشی و در ایران، به حد اعلایی از برخی علوم دست یافته اند که همان مجامع غربی برای استفاده از علم و مغزشان سر و دست می شکنند، هیچ توگجیهی نداشت و نباید چنین نخبگانی رشد و نمو پیدا می کردند. قطعا استعداد در این مقوله امر مهمی است اما به واقع می شود این حجم از نخبگان علمی را تنها ثمره استعداد و هوش ذاتی دانست و نظام آموزش عالی را با همه اشکالات وارده به صورت مطلقی ناکارآمد توصیف کرد؟!
بعضی تنها به انکار دستاوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی در حوزه علمی و دانشگاهی نیز بسنده نکرده اند و اساسا مشکل خود را با اسلامی شدن دانشگاه ها ابراز کرده اند. این جماعت یا علم دینی را غیر علم می نامند و غیر معقول! و یا اسلامی کردن دانشگاه ها را به لحاظ علمی به صورت مطلق شکست خورده می دانند. این مخالفت ها با اسلام در دانشگاه، به دو دلیل عمده است. اول مشکل اساسی با اسلام و ذوب در تفکرات غربی بودن و دیگر اینکه اساسا هیچ شناختی از فلسفه اسلامی سازی دانشگاه نداشتن. هنگتامی که فردی شناختنی از یک مفهوم نداشته باشد و تنها بخواهد بر اساس ظاهر تحلیلی ارائه بدهد، به پوسته آن مفهوم توجه می کند و مراد از اسلامی کردن دانشگاه ها را در ظاهر و علوم و رشته ها می بیند و نه در علمی شدن فضای دانشگاه و رو به تعالی و پیشرفت حرکت کردن را.
بخشی نیز جمهوری اسلامی را عامل سکولاریزاسیون دانشگاه معرفی می کنند. این اساتید بزرگوار گویا دقت ندارند که اتفاقا جمهوری اسلامی باعث هیچ کدام این اتفاقات نیست. جمهوری اسلامی می بایست همه آحاد جامعه را در بر بگیرد پس ناچارا تا زمانی که مساله ای امنیت ملی را نشانه نرود، کنترل و توجه به نیاز همگان هدف مورد نظر نظام خواهد بود. اگر دانشگاه ها طبق گفته برخی سکولار شده از جبت عملکرد جمهوری اسلامی نیست بلکه از آن جهت است که اساتیدی در دانشگاه ها تدریس می کنند که همین تفکر را دارند و جمهوری اسلامی اگر این افراد را کنار بگذارد، متهم می شود به استبداد و اگر مدارا کند و کنترل، محکوم می شود به سکولار کردن فضای دانشگاه. که البته در واقعیت چنین نیست و فضای دانشگاه های ما سکولار نیست. اگر ظواهر را بنگریم شاید اینگونه به نظر برسد اما رویش هایی که در سال های اخیر می بینیم، زاییده همین فضا هستند.
در مظلومیت جمهوری اسلامی همین بس که در فضای دانمشگاه همه طیف های فکری بر آن می تازند اما هیچ کس حاضر نیست خود را جای نظام بگذارد. اگر مسئولین امر در تمام این سال ها در مقابل بیشتر این تخریب ها در طول این چهل سال سکوت نکرده بودند و جواب بسیاری از این ناملایمات را همچون خودشان می دانند، امروز برای امری قطعی مستبد نامیده می شدند، اما با همه مدارا کردن ها و مدیریت تفکرات مختلف، همچنان به ناکارآمدی متهم می شوند. با کنار هم گذاشتن این نقد ها و تخریب ها و سیاه نمایی ها و مشاهده اینکه این جریان ها، دستاوردهای حیرت انگیز علمی کشور را نمی بینند، نتیجه ای به دست نمی آید جز اینکه این تخریب ها نه از روی دلسوزی بلکه از روزی عداوت با همین دستاوردهای چهل ساله است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com