حکایت بهاریون و اظهارنظرها و توییت کردنشان دیگر تبدیل به یک موضوع عادی شده است. هر چند وقت یکبار این دورافتادگان از سیاست و مردم ایران برای اینکه بتوانند نظرها را به سمت خود جلب کنند، به موضوعی غیرعقلانی و جنجالی می پردازند تا مگر از انزوا دربیایند.
گروه سیاسی: حکایت بهاریون و اظهارنظرها و توییت کردنشان دیگر تبدیل به یک موضوع عادی شده است. هر چند وقت یکبار این دورافتادگان از سیاست و مردم ایران برای اینکه بتوانند نظرها را به سمت خود جلب کنند، به موضوعی غیرعقلانی و جنجالی می پردازند تا مگر از انزوا دربیایند.
به گزارش بولتن نیوز، در جدیدترین این حاشیه سازی ها، عبدالرضا داوری که از بهاری های تابلودار می باشد، برای یکی از خائن ترین مسئولان دوران پهلوی یعنی فرخ رو پارسا، وزیر آموزش و پرورش دوران پهلوی دلسوزی کرده و از خدمات وی به نیکی سخن گفته است. برای اینکه عمق فاجعه این تعریف و تمجید داوری جا بیافتد، باید ابتدا بدانیم فرخ رو پارسا چه کسی بود و چه بر سر آموزش و پرورش کشور آورد.
پارسا از خانواده ای بهائی بود که بعدها نیز با احمد شیرین سخن، از درجه داران ارتش و فردی بهائی ازدواج کرد. وی از روزنامه نگاری و نمایندگی در مجلس شورای ملی به وزارت آموزش و پرورش رسید. پارسا در این سمت چنان خیانتی به فرهنگ کشور کرد که آثارش همچنان در سیستم آموزش و پرورش باقی است. خیانت های او که بعد از انقلاب به علت همان کارها به جرم افساد فی الارض محکوم به اعدام شد و به مجازات نیز رسید، محدود به مسائل آموزشی نبود.
وی مفاسد اداری را به حدی در دستگاه فرهنگ کشور افزایش داد که بدنه آموزش و پرورش و حتی سیاسیون و مسئولان آن زمان کشور نیز به نحوه عملکرد وی معترض بودند و نمود این اعتراضات و عملکرد ضعیف و خیانت های وی در استفاده شخصی از منابع این سازمان برای خود و زمین خواری ها و اختلاس ها در اسناد ساواک موجود است. پارسا حتی در عملکرد سیستمی این وزارت خانه نیز بسیار ضعیف بود و انجام کارهای عادی وزارت آموزش و وظایفی که طبق قانون موظف به انجام آنها بود آنقدر ضعیف و پر انتقاد عمل کرد که در نهایت امیر عباس هویدا مجبور شد در مقابل انتقدات واکنش نشان دهد و وی را برکنار کند.
بخش اصلی آسیب ماندگار وی به سیستم آموزشی کشور، باز می گردد به بهائی بودن این فرد. وی اولین فردی بود که اونیفرم را در مدارس دخترانه اجباری کرد و اجازه نداد که دختران با چادر در مدارس حضور پیدا کنند. او حتی نیروهای نظامی را برای کشف حجاب دختران و مدیران و معلمان مدارس دخترانه به چند مدرسه اعزام کرد تا بتواند اهداف خود را اجرایی نماید. این بینش پارسا تا جایی پیش رفت که محتوای کتب درسی آن چنان دستمایه تغییر شد که برخی از فعالان سیاسی آن زمان خود معترض به وضع موجود شدند. در اسناد آمده است که کتاب های تدوین شده در آن زمان بیش از آنکه پیرامون ایران باشند، بیشتر از آمریکا می گفتند و به معرفی آمریکا می پرداختند.
این ها تنها بخش کوچکی است از کارنامه فردی که مخالفت علنی خود را با اسلام بارها اثبات کرد و تمام تلاش خود را برای از بین بردن فرهنگ اسلامی از طریق آموزش و پرورش انجام داد. حال چگونه است که داوری برای در مرکز توجه ماندن خود و جریان بهار حاضر است فردی با این کارنامه سیاه را مورد تمجید قرار دهد؟! تا چه زمانی قرار است محمود احمدی نژاد و اطرافیانش برای در چشم ماندن به رفتارهای خارج از عرف و سخنان حاشیه ساز بپردازند؟!
راه ماندن در زمین سیاست جمهوری اسلامی این حرکات و رفتارها نیست. طی سال های گذشته به غیر از معدودی چهره مشخص از اصلاح طلبان نیز چنین موضع گیری هایی که از جریان بهار با آن میزان از ادعای مسلمانی منتشر شده است، ندیده ایم. این حضرات برای ماندن در میدان سیاست ایران می بایست به دنبال راهی دیگر باشند و با این مصاحبه ها و توییت های عجیب و غریب، خود را در کانون توجه قرار ندهند بلکه با عملکرد مناسب و بی حاشیه، سرمایه اجتماعی و سیاسی خود را افزایش دهند.