این جماعت همان افرادی هستند که نزدیک به انتخابات بحث از حجاب اختیاری و استادیوم رفتن زنان و زنده باد مخالف من و آزادی مطبوعات می کنند اما در سایر مواقع یادشان می رود که چه گفته اند و اتفاقا خودشان در نقطه مقابل تبلیغات دروغینی که به مردم تحویل می دهند، قرار می گیرند.
گروه اجتماعی _ سید محسن عبداللهی: اگر به سوابق اظهارنظر اعضای دولت تدبیر و امید و همراهانشان در مجلس شورای اسلامی و سایر همفکرانشان نگاهی بیاندازیم، خواهیم دید که فراوان درباره آزادی مدنی، حقوق زنان، حجاب اجباری و اختیاری سخن گفته اند.
به گزارش بولتن نیوز، با توجه به همین سبقه و آن چه که ایشان از خود در ذهن مردم نهادینه کرده اند، می توان چنین نتیجه گرفت که آزادی های اجتماعی و توجه به نیازهای مدنی آن ها، برای این حضرات از اهمیت بالایی برخوردار است و رقبای ایشان، مخالف آزادی هستند اما واقعیت نیز همین گونه است؟! بدون شک و با مستندات کافی پاسخ به این سوال یک کلمه است؛ خیر.
این جماعت همان افرادی هستند که نزدیک به انتخابات بحث از حجاب اختیاری و استادیوم رفتن زنان و زنده باد مخالف من و آزادی مطبوعات می کنند اما در سایر مواقع یادشان می رود که چه گفته اند و اتفاقا خودشان در نقطه مقابل تبلیغات دروغینی که به مردم تحویل می دهند، قرار می گیرند. همین افراد چه در قامت رییس جمهور و چه نماینده مجلس از حجاب اجباری و گشت ارشاد بد گفته اند اما در طول دوره مدیریت خود نه تنها یک گام برای رفع به قول خود این مشکل برنداشته اند، بلکه اتفاقا خودشان از کسانی هستند که در خفا و گاهی اوقات به کمک رسانه هایشان در علن در مقابل همین گزاره موضع می گیرند. برای مثال طبق گفته های عبدالرضا رحمانی فضلی که اتفاقا وزیر کشور دولت تدبیر و امید می باشد، مبارزه با بدحجابی محدود به تابستان نمی شود و در طول سال به اشکال مختلف ادامه خواهد داشت.
این حضرات تنها در بحث حجاب چنین رفتار نکرده اند. در بحث استادیوم رفتن نیز که داستان دختر آبی را با تمام قوای رسانه ای خود بزرگ نمایی کرده اند و آن چه که بوده را از اساس تغییر داده اند، نه تنها در طول 6 سال گذشته، بلکه در طول 30 سال گذشته، 22 سال مسئولیت دولت های گوناگون با همین جریانات بوده است اما کوچکترین قدمی برای رفع این معضل برنداشته اند و امروز بر روی موج رسانه ای سوار شده و از لزوم آزد گذاشتن مردم سخن می گویند. این عالی جنابان اگر حقیقتا به گفته های خود اعتقاد داشتند، از دولتشان دو صدای رسمی بلند نمی شد که یک صدا از رفع موانع و حضور زنان در استادیوم سخن بگوید و دیگری از به مصلحت نبودن وقوع چنین اتفاقی.
از زنده باد مخالف من و آزادی مطبوعات و فعالیت های مدنی نیز سخنی گفته نشود، بهتر است. آقایان در مقابل هر صدای مخالفی، چه آن صدا، صدای یک خبرنگار تحقیقی باشد، چه یک روزنامه نگار و سایت خبری و یا تعدادی کارگر بیکار و بیچاره، با مشت آهنین به سراغشان می روند تا دهان منتقدین در هر سطحی را ببندند. سپس همین جماعت از فضای بسته و محدودیت های خفقان آور و لزوم باز کردن فضا صحبت می کنند.
مشاهده چنین تناقض هایی است که انسان را به فکر می اندازد چرا و چگونه امکان پذیر است که عده ای چنین وقیحانه خود سال ها با انواع آزادی های مدنی مبارزه کرده و مدیریت کشور در سطوح گوناگون را نیز انجام داده باشند، اما امروز باز هم همین ها از وضعیت موجود ابراز نارضایتی نمایند؟! البته که این فرار رو به جلوها و دروغ پردازی ها و بازی قدرت تا ابد ادامه نخواهد داشت و بالاخره روز پاسخگویی فرا خواهد رسید اما این دوستان باید ببینند که در قبال این میزان از دروغ و بازی با احساسات مردم و فریب آن ها، چه پاسخی خواهند داشت و آن جا نیز سیاست های ماکیاولیستی به کارشان خواهد آمد یا خیر؟!