به گزارش بولتن نیوز، از آن به بعد وقتی روضه میرسید به غارت پیکر امام (ع) در قتلگاه و اینکه یکی عمامه را برد و یکی انگشتر و اینها، پرتاب میشدم به آن فیلمِ عاشورای هشتاد و هشت. فیلمش را امشب گمانم بعد از ده سال برای چندثانیه دیدم باز، طبیعتا کامل هم نه. آخرین صفحهی همین پست است، لکه سیاهی بماند برای باعث و بانی و عاملانش.
حالا یکی دوسال است کار فرق کرده. اولین بار وقتی عکس صورت شهید محمدحسین حدادیان منتشر شد، روضه های گودال و مَقتل ریخت روی سرمان. اینکه امام (ع) را دوره کردند و هرکس با هرچه داشت میزد: شمشیر و نیزه و سنگ و عصا. محمدحسین هم همینطور شد.
امشب وقتی روضه خوان داشت میگفت خون جلوی چشم اسب را گرفت و اشتباهی حضرت علیاکبر(ع) را بُرد وسط سپاه دشمن؛ یاد فاصله خیمه گاه تا مَقتل حضرت علیاکبر در کوچه پس کوچههای شارع سدرة افتادم و یاد کوچهی منحوسِ گلستان هفتم که محمدحسین حدادیان وسط آنها گیر افتاد و اربا اربا شد. وقتی روضه خوان رفت سراغ پیکری که جمع نمیشد و عبا و جوانان بنیهاشم، یاد بدنش افتادم که از بالا تا پایین پاره پاره بود.
عکسهای وداع خانوادهاش در معراج یادم افتاد و این شعر که:
سپَه کوفه و شام اِستاده، به تماشای شَه و شهزاده
شَه روی نعشِ پسر افتاده، همه گفتند حسین(ع) جان داده...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com