جریان های سیاسی بهتر است بدانند که این رفتارها و مردم را به بازی گرفتن برای رسیدن به کرسی قدرت، بیش از اینکه به خودشان ضربه بزند، آبروی اسلام و انقلاب را از بین می برد.
گروه سیاسی: طی چند وقت اخیر صحنه سیاسی کشور شاهد رفتارها و اظهارنظرهایی بوده است که نشان می دهد آن چه در اولویت برای اصحاب سیاست قرار دارد، نه نظام مقدس جمهوری اسلامی است و نه خدمت به مردم، بلکه قدرت در بالاترین درجه اهمیت برای حضرات قرار می گیرد.
به گزارش بولتن نیوز، این اتفاق متاسفانه در همه جریانات سیاسی امروز کشور در حال رخ دادن است و چپ و راست و اصلاح طلب و اصواگرا و جهادی و انقلابی و غیر انقلابی هم ندارد. برای مثال اگر پیگیر اخبار باشید، قطعا اظهارنظرهای غلامحسین کرباسچی و صادق زیباکلام راجع به اصلاح طلبان و سید محمد خاتمی را شنیده اید. این دو معتقد هستند که اصلاح طلبان طرح و ایده ای برای اداره کشور و خودشان ندارند و خاتمی نیز از توان کافی برای رهبری این جریان برخوردار نیست.
از آن طرف بارها طی ماه های گذشته دیده ایم که افراد مهم جبهه اصولگرایی و انقلابی مورد هجوم از درون جریان اصولگرایی و انقلابی قرار گرفته اند. اغلب این حمله ها نیز غیر منصفانه و بیشتر از طریق تهمت زدن و اصرار بر این تهمت ها بوده است. حال این تهمت ها می توانند اقتصادی باشند یا سیاسی و یا اجرایی و مدیریتی.
با این حجم از اختلافات که درون جریانات سیاسی وجود دارد و افراد هم گروهی های خود را قبول ندارند و به عناوین مختلف تکفیر می کنند، تکلیف مردم چیست؟! حضرات اصلاح طلب چگونه می خواهند به مردم پاسخ بگویند که اگر خودتان خاتمی را به رهبری اصلاحات قبول ندارید و اذعان دارید که هیچ برنامه مشخصی هم برای اداره کشور در اختیارتان نست، چرا و با چه دلیلی مردم را برای رای دادن به گزینه های مورد نظرتان تشویق کردید؟! آیا این رفتار مصداق گول زدن مردم نیست؟!
عزیزان اصولگرا و انقلابی هم بد نیست تکلیف خود را روشن کنند که با این میزان از تهمت زنی ها و تو بدی و من خوبم گفتن ها، مردم چگونه باید به شما اعتماد کنند؟! مردم در مقابل ویترینی هستند که در آن ویترین همه در حال اتهام زنی و دیگری را بد خطاب کردن هستند و نمی توانند حتی یک فرد مناسب را با توجه به تبلیغات سوء موجود انتخاب کنند. زمان انتخابات هم که از راه برسد مردم از بین همین افرادی که در طول مدتی طولانی علیه هم موضع گرفته اند، باید فردی مناسب برای مسئولیت موجود را برگزینند.
جریان های سیاسی بهتر است بدانند که این رفتارها و مردم را به بازی گرفتن برای رسیدن به کرسی قدرت، بیش از اینکه به خودشان ضربه بزند، آبروی اسلام و انقلاب را از بین می برد. امروز مردم صحنه ای را شاهدند که بیشتر مسئولین و سیاست مدارانش مشکلات اساسی دارند و با این وضع حق دارند بپرسند که مگر شما ادعای مسلمانی نداشتید، پس چرا مسئولین یا دزد هستند، یا خائن و یا بی بصیرت و یا دروغگو؟! به نظر می رسد که اگر این بساط دست رو کردن های خارج از انصاف و قانون جمع نشود، آینده روشنی پیش روی کشور حداقل به لحاظ اجتماعی و سیاسی نخواهد بود.