به گزارش بولتن نیوز، پس از مخملباف، برخی از ژورنالیستها و مدیران و کارشناسان سینما به هر فیلمساز/هنرمندِ همسو با خود به دیده تردید نگاه میکردند و دائم با تکرار «من میدونم» کاراکتر «گلام» کارتون گالیور خبر از احتمال چپکردگی فلان هنرمند در آیندهای نزدیک میدادند. آنها متاسفانه از آوینی تنها همین تقابل با مخملباف را دیده بودند و از سواد او و از حمایتش از طیفهای مختلف هنرمندان از کیومرت پوراحمدِ «قصههای مجید» تا داودنژادِ «نیاز» و ... بدون سیاستزدگی بهرهای نبرده بودند. بلکه حتی برای تحقق پیشبینیشان هنرمند را با تمام قوا از جبهه خودی میراندند تا شاید کمی حس خودآوینی پندارشان ارضا شود.
این معضل اما از زمانی حادتر شد که نه فقط ژورنالیستهای فرهنگی، بلکه هر فعال سیاسی درجه چندمی هم که سال تا سال از در هیچ سینمایی داخل نمیشد با اکرانهای ارگانی و بلیتهای رایگان، یک روز مانده به فجر تا یک هفته پس از آن تبدیل شد به منتقد سینما و خب، اولویت اول بسیاریشان هم زدن اثار همسو، با تاکید بر «مخملبافشناسی وارونه».
سینمای انقلاب اگر در چهار پنج سال اخیر- برخلاف دو دهه قبل- دست بالاتر را در سینما دارد و توقع گرفتن اکثر جوایز فجر را، به دلیل حضور چهرههای مانند «محمدحسین مهدویان» و «نرگس ابیار» و «بهروز شعیبی» و ... در کنار بزرگانی چون «ابراهیم حاتمیکیا»ست. فارغ از اختلاف نظرهای سیاسی که دخالت دادنشان در تحلیلهای فرهنگی سم مهلک است. ما برخلاف «سازندگی» و «شرق» و امثالهم بازجو نیستیم. ما «اثر» را نقد میکنیم. روزی اگر پرویز شهبازی هم «دربند» بسازد برگزیده رسانههای ما خواهد بود و روز دیگر اگر حاتمیکیا هم «گزارش یک جشن» مورد انتقاد. و در این بین فیلمسازانی که به جای ساخت فیلم برای محافل خارجی، یا بردن دل روشنفکران داخلی، دست روی سوژه های حساس و خطرناک استراتژیک می گذارند بسیار مورد احترام.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com