کد خبر: ۵۷۹۹۵۶
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۳
چه اتفاقی در یک قرن اخیر رخ‌داده است؟
اینکه فقه در قیاس با جامعه و تمدن سنتی ماقبل مدرن ارزش‌ها و احکامش با نظام‌ها و ساختارهای حاکم در تلائم و تناسب بوده و اساساً بحث نظام سازی مطرح نیست.

گروه دین و اندیشه: مهدی نصیری - روزنامه‌نگار و مدیرمسئول سابق روزنامه کیهان، در یادداشت پیش رو به اظهارات اخیر یکی از اساتید حوزه درباره فقدان نظام سازی در فقه و آغاز دوباره بحث فقه نظام ساز در محافل حوزوی، واکنش نشان داده و پرسیده است: بالاخره فقه نظام ساز است یا خیر؟

 

 

به گزارش بولتن نیوز، نگارنده در ادامه آورده است که ... اولین نکته مهم این است که اساساً مسئله و معضله عدم‌کفایت فقه سنتی و موجود برای اداره جامعه مربوط به یک قرن اخیر است و در قرون گذشته چنین موضوعی تقریباً مطرح نبوده است و مردم مسلمانی که مقید به دینی و فقهی زندگی کردن بوده‌اند بر اساس همین فقه همه امور زندگی خود را انجام و سامان می‌داده‌اند. و اگر در آن دوران، حکومتی فقهی و دینی هم تشکیل می‌شد همین فقه از عهده اداره امور جامعه تا حد زیادی برمی‌آمد و به‌هیچ‌وجه با این حجم از گره‌های نظری و عملی کنونی مواجه نمی‌شد.

بنابراین سؤال اساسی این است که چه اتفاقی در یک قرن اخیر رخ‌داده است که چالش ناتوانی فقه سنتی در اداره امور جامعه و ضرورت ارتقا و یا انطباق آن با مقتضیات و پیشرفت زمانه مطرح‌شده است؟

روشن است که اتفاق رخ‌داده چیزی جز مدرنیته و تمدن جدید غرب و ورود و رسوخ آن به شرق و جوامع اسلامی نیست که ساختارهای تمدنی را در عرصه‌های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دگرگون و با تغییراتی عمیق مواجه کرده است. اما مسئله مهم این است که حوزه‌ها و فقه ما درباره این پدیده فوق‌العاده تأثیرگذار و ساختار آفرین و نظام ساز کمترین بحث و تحلیل و موشکافی‌ای ندارد. همان حوزه و فقه و اصولی که در برخی از موشکافی‌هایش دنیایی از بحث و قیل‌وقال بعضاً کم‌فایده وجود دارد.

حوزه و فقه ما مثل عموم مردم تحت تأثیر نظریه سیر خطی پیشرفت تاریخ و تمدن {که هیچ استناد علمی و تاریخی درست و ثابت‌شده ندارد و برخلاف نصوص قرانی و صدها روایت است اما به دلیل القای آن در نظام آموزشی مدرن و رسانه‌های جدید شهرت و قطعیتی غیرقابل بحث یافته است} معتقد به مشروعیت و مطلوبیت تمدن جدید در ساحت معیشت و ساختارهای مادی مانند بانک و بورس و بیمه و رسانه و حمل‌ونقل و ... است. البته در مطلع ورود مظاهر مدرنیته به جامعه ما مخالفت‌ها و نقدها و مقاومت‌هایی از سوی برخی علما و فقها در برابر آن صورت گرفت اما نتوانست در برابر سیلاب سهمگین نظری و عملی مدرنیته تاب بیاورد و لذا به محاق رفت.

خب با این نگاه به تمدن جدید دو راه و گزینه در پیش روی فقه و فقیهان وجود دارد: ...

جمع‌بندی بحث این‌که فقه در قیاس با جامعه و تمدن سنتی ماقبل مدرن (جدای از مشکل غیبت امام معصوم)، ارزش‌ها و احکامش با نظام‌ها و ساختارهای حاکم در تلائم و تناسب بوده و اساساً بحث نظام سازی (مقصودم در اینجا تأسیس حکومت و نظام سیاسی نیست که مشروعیت انحصاری آن برای دین و فقه در عصر حضور و غیبت ثابت است) مطرح نیست اما در روزگار کنونی نظام سازی مستقل و خالص و یکدست دینی و فقهی در قبال ساختارها و نظامات مدرن اغلب غیرعملی و منتفی است و تنها باید به‌طور نسبی و در حد مقدور به تغییر و اصلاحات دست زد و البته این توان محدود و نسبیِ تمدن سازی در زمانه جدید (صرف‌نظر از مانعیت غیبت که آن‌هم به مردم برمی‌گردد) نه به دلیل ضعف و نقصان دین و فقه و فقها به‌عنوان علت فاعلی بلکه به جهت انحطاط و ویرانی علت قابلی که بستر تمدنی مدرن است، برمی‌گردد و ازاین‌رو تحلیل روشنفکران که این مسئله را به عقب‌ماندگی فقه و دین و پیشرفتگی و کمال‌یافتگی تمدن جدید ربط می‌دهند، مردود است.

 

انتهای پیام/#

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :