به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:
از مدتها پیش تعدادی از دانشجویان بورسیه با مراجعه به روزنامه ابتدا خواستار شنیدن حرفهایشان شدند و میگفتند اگر برای شما جانب حق و انصاف مسجل شد، این مشکلات را انعکاس دهید. از آن روز تاکنون روزها میگذرد و حالا برای من یقین شده است که سه هزار بورسیه غیرقانونی موش زایید! این فقط یافتههای من نیست، حتی آنهایی که ابتدا دراینباره خبررسانی کردهاند نیز حالا معترفاند ماجرای بورسیهها یک فضاسازی کاذب رسانهای بوده است؛ ازجمله کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی که اطلاعیه رسمی داد که تنها 26 نفر غیرقانونی روند را طی کردهاند و مابقی بلااشکال هستند.
ما نیز پس از بررسیهای مختلف به یافتههای جدیدی رسیدیم. از میان این دانشجویان حدود 700 رزومه در حد عالی وجود دارد اما در بازگشت به دانشگاهها با تابلوی ورودممنوع مواجه شدهاند؛ دانشجویانی که دانشگاههای خارجی برای جذبشان سر و دست میشکنند؛ راستش را بخواهید برخی از آنها عطای هیئتعلمی شدن در ایران را به لقایش بخشیدهاند و به همین راحتی از ایران رفتهاند؛ از عدل نگذریم شاید حق داشتند. تصور کنید چند سال پیش که با رؤیای تدریس در دانشگاهها برخی از آنها ازدواج کردند حالا ازاینجا مانده و ازآنجا راندهشدهاند. حتی کار برخی از آنها به جدایی و طلاق کشیده است. چرا؟ چون یک مقاومت ظاهراً سیستماتیک وجود دارد، گویی آنها از رانت سیاسی بهره بردهاند حال اینکه آنچه علیه آنها ساختهشده بود، یک پروپاگاندای سیاسی بود! با ارتباطات نزدیکی که با برخی از این نخبگان گرفتیم، متوجه شدیم آنها در تأمین دخلوخرج زندگی نیز با مشکلات عدیدهای مواجه شدهاند. یکی از این افراد که رزومه بسیار قویای هم دارد هماکنون با اسنپ گذران زندگی میکند. کار دیگری هم نمیتوانند کنند، چراکه مدرک آنها آزاد نمیشود. تلاش کردیم با او گفتوگو کنیم و شاید در روزهای آینده این تلاش ما به سرانجام برسد. در این سالها به یاد نمیآورم که رهبر معظم انقلاب در موضوعی صنفی بهاندازه بورسیهها انذار و تذکر داده باشند؛ حتی در بیانی ایشان صریحاً ذکر کردند که در حق بورسیهها ظلم شد! بااینحال به نظر میرسد دستگاههای مختلف آنطور که باید کار جدی در این زمینه نکردهاند.
سرنوشت این افراد چه شد؟ آنقدر روند رسیدگی به امور آنها را مشمول زمان کردند تا شاید آنها بیخیال ماجرا شده و از خیر ورود به دانشگاهها بگذرند. برخی از آنها به دیوان عدالت اداری شکایت کردهاند و برخی هم به امید اینکه با مدارا کارشان به سرانجام برسد، از شکایت صرفنظر کردهاند. از میان آنهایی که شکایت کردهاند برای برخی رأی قطعی صادرشده و باوجود گذشت چند ماه و حتی یک سال از صدور رأی قطعی، اما دانشگاهها حکم را اجرا نمیکنند! جالب اینکه رأی قطعی دیوان لازمالاجراست و درصورتیکه دستگاه اجرایی از عمل به اجرای آن استنکاف کند، دیوان رأی به انفصالازخدمت میدهد! اما به نظر میرسد (آنطور که مسئولان دیوان هم میگویند) تاکنون نوعی مماشات صورت گرفته تا همهچیز با سلاموصلوات ختم به خیر شود، اما دستاورد این سیاست تقریباً هیچ بوده است. البته اکنون مسئولان دیوان برایشان یقین شده رفتار دانشگاهها مقابله با قانون است و میگویند در اجرای ضمانت اجرایی احکام مصر هستند.
درباره چرایی مقاومت دانشگاهها و وزارت علوم نمیخواهم بدبین باشم اما به نظر میرسد برخی دانشگاهها نمیخواهند موازنه سیاسی در دانشگاهها دستخوش تغییر شود. بر همگان واضح است که میان جریانهای سیاسی، جریان اصلاحات دانشگاهها را حیاطخلوت خود میداند و برابر هر تغییری علیه این گعده مقاومت میکند.
احساسات همه ما در برابر حتی دانشجوی عادی که به سبب نبود فرصتها، نتوانسته به جایگاه درخور شأن خود برسد، غلیان میکند اما چرا برابر این نخبه کشی عیان، یک سکوت خطرناک گریبان گیر جامعه دانشگاهی ما شده است، موضوعی که جای تأسف دارد.
منبع: روزنامه فرهیختگان
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com