گروه سیاسی: سید محسن عبداللهی در یادداشت پیش رو که پیرامون بست نشینی احمدینژاد در حرم عبدالعظیم نگاشته، معتقد است: بست نشینی سیره علمای بزرگ و نخبگانی بوده است که درد دین داشته اند نه کسانی که نه تنها درد دین ندارند، بلکه تنها مشکلشان قدرت است.
به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت به شرح زیر است:
در میان اخبار زلزله استان کرمانشاه، خبری آمد از جنس حضرات بهاری. خبر آمد که جناب درخت، اسفندیار رحیم مشایی بابت اتهامات متعددی به دستگاه قضایی احضار گشته است. در پی این احضار مرید ایشان، جناب دکتر محمود احمدی نژاد که زمانی چشم و چراغ مردم و نظام بود و هزینه سنگینی بابت حمایت از حق قانونی وی بر نظام تحمیل شده بود، تصمیم گرفت که در صحن حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) بست بنشیند.
در دوره ای که عدالت خانه ای نبود و حکومت های فاسق بر سر کار بودند، چنین رفتاری از علما و بزرگان بر می آمد اما امروز که در حکومت جمهوری اسلامی هستیم و قواعد اسلامی به رهبری یک مرجع تقلید جامع الشرایط و آگاه به علوم و مسائل روز در کشور اجرایی شده است، دیگر بست نشینی و رفتارهای همراه با شلوغ بازی که تنها خوراک رسانه ها را تأمین کند، دلیلی ندارد.
البته جناب احمدی نژاد سابقه درخشانی در باب بست نشینی دارند. مثلا زمانی که رئیس جمهور بودند، ۱۱ روز به نشانه اعتراض نسبت به حکم رهبر انقلاب در رابطه با ابقای وزیر اطلاعات وقت، اقدام به خانه نشینی و یا دقیق تر بست نشینی کردند. آن زمان بود که علم انحراف بلند شد. انحرافی که احمدی نژاد را از ریاست جمهوری محبوب و مردمی تبدیل به کسی کرد که صلاحیتش برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری احراز نشد. و تنها همین امر کفایت نکرد و این کج روی تا جایی پیش رفت که هر کس در رفتار و گفتار فاصله بیشتری با وی گرفت، در ورطه انتخابات موفق تر بود و از اقبال عمومی بیشتری برخوردار گشت.
امروز نیز پس از برملا شدن پرونده های فساد اقتصادی و مدیریتی اطرافیان وی و احضار های متعدد به محاکم قضایی، و هم چنین احضار شخص احمدی نژاد، حضرات شرایطی ایجاد کرده اند که تنها باعث استهزا گشته است. دوست و دشمن نسبت به رفتارهای این ها زاویه دارند و انتقاداتی جدی به آن ها می کنند. اما متأسفانه گویا شخص احمدی نژاد در توهمی گیر افتاده است که اشتباهات متعدد خود را نمی بیند.
عدم محبوبیت و از بین رفتن پایگاه اجتماعی حداقل ثمره اشتباهات وی بوده است. تازه بگذریم از بلایی که بر سر اعتقاد مردم آمده است. میان تمام این کارها یک بازی جدید مانده بود که آن هم با بست نشینی اخیر به لیست بلند بالای کارهای عجیب وی اضافه گردید.
اما هدف احمدی نژاد از این بست نشینی و صحبت هایی که مطرح کرده است، چیست؟! در ویدئوهای منتشره از این بست نشینی احمدی نژاد از لاریجانی ها و مخالفت با ایشان سخن می گوید. باید دانست که اختلاف نظر میان احمدی نژاد و خانواده لاریجانی، بحث امروز و احضارها نیست و ریشه مسائل به دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد باز می گردد. امروز نیز وی سعی می کند با این روش های کهنه و به درد نخور، توجهات را مجددا به خود جلب نماید.
باید به وی متذکر شد که اگر واقعا قصد روشنگری در رابطه با برادران لاریجانی و به زعم خودش مافیای آن ها در زمینه قدرت را دارد، نمی بایست خلاف عقل عملی را انجام بدهد، بلکه در اقدامی منطقی و با روشی صحیح که مقبول جامعه باشد، می تواند عده ای را به چالش بکشد. این گونه نیست که وی و اطرافیانش هر عملی را انجام دهند و از هر راهی استفاده نمایند تا به مقصود برسند و یک نفر هم نباشد که بگوید چرا نظم جامعه را بر هم می زنید!!! بالاخره اگر زمانی قسم یاد کرده اند که پاسدار قانون اساسی باشند، امروز نیز باید بر سر قسم خود باقی بمانند، که اگر خلاف این عمل بشود، در راستی و درستی این ها می توان شک کرد.
در ضمن اگر روش بست نشینی هم انتخاب گشته، باید با توجه به قشری که آن را انتخاب کرده اند با این سبک و سیاق برخورد کرد. بست نشینی سیره علمای بزرگ و نخبگانی بوده است که درد دین داشته اند نه کسانی که نه تنها درد دین ندارند، بلکه تنها مشکلشان قدرت است.
با همین تفکر است که بی شک فردی هم چون احمدی نژاد و تعدادی از یارانش را می بایست جزو سرمایه هایی دانست که توسط افرادی هم چون اسفندیار رحیم مشایی به سمت ویرانی هدایت شدند. وگرنه چه کسی نمی داند که اگر زمانی احمدی نژاد چنین رفتاری می کرد شاهد چه بازتابی از سوی رسانه ها و مردم در قبال آن ها بودیم، اما امروز ماجرا چیز دیگری است و دیگر کسی برای او و دوستانش کاری نمی کند و حمایتی مردمی و رسمی از آن ها صورت نخواهد گرفت. احمدی نژاد و یارانش فراموش کردند که مردم در مقابل هر انحرافی می ایستند و با آن برخورد خواهند کرد وگرنه خود را به سمت هلاکت پیش نمی بردند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com