در اوج همین شعار دادنها و کف زدنهای بی خاصیت و بدعت آمیز بود که جوانی به قصد لیدری وسط آمد و شاید روح ناصرخان برای لحظه ای امیدوار به برچیده شدن بساط بدعت ها و رفتارهای نسنجیده و قبیح شد، امّا متاسفانه لیدر با صدای کلفت کرده اش بدعت بی ثمره معنوی دیگری را درخواست کرد و گفت: " یک دقیقه سکوت برای شادی روح ناصرخان!"