به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که در صفحه اجتماعی نگارنده نیز منتشر شده، به شرح زیر است:
چند روزى است ذهنم مشغول يك تناقض جدى شده است.
اپيزود اول: چند سال پيش مرحوم مرتضى پاشايى، خواننده ى معروف و محبوب نسل عظيم جوان (كه خدا او را مهمان خوان پركرامت حسينى قرار دهد) وقتى از دنيا رفت و تعداد قابل توجهى از مردم در مراسم تشيبع و تدفين او شركت كردند، عده اى گفتند : اين جمعيت انبوه براى ابراز مخالفت با انقلاب و نظام آمده اند. اين تشييع، نشانه است. نشانه ى پايان كار انقلاب و فرهنگ انقلابى. نشانه ى تغيير نگاه و فرهنگ مردم نسبت به سال ٥٧ و دهه ى شصت... براى اثبات ادعايشان هم مى گفتند ما جامعه شناس هستييم و اين نشانه ها را درك مى كنيم و شما نمى فهميد!
اپيزود دوم: جوانى دهه ى هفتادى كه در هيچ كدام از مقاطع نهضت، پيروزى انقلاب و دفاع مقدس به دنيا نيامده بود. او صداى انقلاب و فرهنگ انقلابى را شنيده بود، فقط. اما در مدرسه ى انقلاب، كلاس فرهنگ را با امتياز اعلى پشت سر گذاشت و به دوست و دشمن فرهنگ انقلابى را به صورت عملى آموخت ... محسن حججى را كسى تا دوسه ماه قبل نمى شناخت. اما حالا... شهره ى خاص و عام است ... تشييع و تدفين او در مشهد، تهران، اصفهان و نجف آبا ، نَمى از يَم دلدادگى مردم به انقلاب و فرهنگ انقلابى را نشان داد.
اما آن سوال و تناقض ذهنى :
كجا رفته اند جامعه شناسان فهيمى كه تشييع پرجمعيت مرحوم مرتضى پاشايى (كه خدا او را غريق رحمتش بگرداند) را نماد و نشانه اى براى پايان كار انقلاب مى دانستند؟! و چرا تشييع چندين برابرى شهيد محسن حججى را نمى بينند و تحليل نمى كنند؟!
منتظر هستيم كه سر از لاك بيرون آورند و با ديدن اقيانوس منسجم و متحد مردم انقلابى ايران در مراسم تشييع و تدفين بى بديل محسن حججى عزيز، جرات بيابند و به اشتباهشان اعتراف كنند ...
انتهای پیام/#
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com