بحثهای درگرفته در بین مردم و کاربران شبکههای اجتماعی و حتی استادان و دانشجویان رشتههای علوم ارتباطات هم نشان میدهد که افراد مختلف، تفاوت زیادی بین این دو نوع ماجرا نمیبینند؛ و این نوع نگاه حتی...
گروه سیاسی: دکتر محمدحسین ساعی* در یادداشت پیش رو که پیرامون برخورد رسانه ای درباره حوادث تروریستی نگاشته، معتقد است: نحوه سیاستگذاری و برخورد رسانهای و اجتماعی درباره یک حادثه تروریستی، با مثلا حادثههایی مانند سقوط یک هواپیما یا یک تصادفهای مهیب یا زلزله یا آتشسوزیهای بزرگ و امثال آن، ولو با اندازه تلفات مشابه، متفاوت است.
بحثهای درگرفته در بین مردم و کاربران شبکههای اجتماعی و حتی استادان و دانشجویان رشتههای علوم ارتباطات هم نشان میدهد که افراد مختلف، تفاوت زیادی بین این دو نوع ماجرا نمیبینند؛ و این نوع نگاه حتی در بین خواص، انرژیهای زیادی را در پی حادثه دیروز به هدر برد و فرصتهای کمنظیری را سوزاند.
به نظر میرسد ضعف آکادمیهای کشور در تولید ادبیات برای این حوزه، در قالب پایاننامهها و پژوهشها، به این درگیریها دامن زده است.
در برابر سیاستگذاری رسانهای برای یک حادثه تروریستی، حدود ۲۰ دوگانه جدی وجود دارد از قبیل:
- آرامش بخشی از مسیر اطلاعرسانی مستمر و پرحجم یا اطلاعرسانی قطرهچکانی؟
- نگاه رویدادمدار به یک حادثه تروریستی یا نگاه فرآیندمدار و طبعا پیدا کردن مقصر ایجاد آن حادثه؟؟
- عمومی کردن بحث درباره نحوه برخورد و پیشرفت لحظه به لحظه با مسببان و مباشران حادثه تروریستی یا امساک در اطلاعرسانی در این حوزه؟؟ مثلا چهره و مشخصات تروریستها اعلام بشود یا نشود؟
- پررنگ کردن روح حماسه در مردم یا برگزاری مناسک سوگ برای درگذشتگان و ایجاد روحیه همدردی و غمخواری ملی؟؟
این بحثها به صورت جدی در همه جای دنیا وجود دارد ولی بحثهای نویی در کشور ما محسوب میشود که مناسب است به صورت علمی و روشمند به آنها پرداخته شود.
* استادیار دانشکده ارتباطات و رسانه دانشگاه صداوسیما