کد خبر: ۴۷۱۶۱۳
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۲
نقدی بر انیمشین نبرد خلیج فارس ۲
اوج این نگاه فانتزی در صحنه‎ی عمل نکردن موشک‎هاست. جایی که فیلم، یاری الهی را در یک معجزه‏ی دور از ذهن تصویر می‏کند. به راستی امدادهای غیبی این گونه‏اند؟ با این تعریف چگونه می‎خواهیم سنت‎های الهی در زمین و نظام آزمایش خداوند را در چارچوب فکری مخاطب بهم نزنیم؟
گروه فرهنگی: محمد احمدخانلو در یادداشت پیش رو که پیرامون نقد انیمشین نبرد خلیج فارس نگاشته شده، نویسنده معتقد است: در ساخت انیمیشن، جزئیاتی در حد بافت پارچه‏ها رعایت شده ولی در فیلمنامه این دقت نظر را نمی‎بینیم. مطلبی که خود سازندگان اثر نیز به آن تلویحا اشاره دارند و جلوه‎های ویژه را مهم‎ترین مشخصه‎ی این اثر می‎دانند. از اشکالات عجیب کارگردانی نیز به طور مثال در مورد غافلگیری نیروهای ایرانی از مواجهه با یک ناوگان آمریکایی در عوض یک ناو است. این درحالی است که بارها در چند سکانس پیش از آن که افسر این موضوع را اعلام کند ناوگان را در صفحه‎ی رادار می‎بینیم!

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار ما قرار گرفته، به شرح زیر است:

شخصیت اصلی فیلم فرمانده ناو ایرانی است. او مطمئن و مصمم است و لحظه‎ای شک به خود راه نمی‎دهد. مکرر دیالوگ‏هایی در موضع قدرت از زبان فرمانده جاری می‎شود که به توان نظامی اتکا می‎کند. در کنار آن نیز انواع تجهیزات نظامی با ارائه شناسنامه کامل، مقابل دشمن به کار می‎رود. دشمن مغلوب این تجهیزات است و سربازان خودی سرمست از آنان. اما هر جا در موضع ضعف قرار می‌گیرد یاد توسل به اهل بیت می‎افتند. پرچم «یا فاطمه الزهرا» نمایش داده می‎شود و فضا احساسی می‎شود. آیا معنای توسل این است؟

اوج این نگاه فانتزی در صحنه‎ی عمل نکردن موشک‎هاست. جایی که فیلم، یاری الهی را در یک معجزه‏ی دور از ذهن تصویر می‏کند. به راستی امدادهای غیبی این گونه‏اند؟ با این تعریف چگونه می‎خواهیم سنت‎های الهی در زمین و نظام آزمایش خداوند را در چارچوب فکری مخاطب بهم نزنیم؟ وقتی ما در چنین سطحی بمانیم آیا می‎توان توقع عمق بخشیدن و هنری کردن مفاهیم اعتقادی را داشت؟

نکته‎ی دیگر غایت مطلوب این نبرد است. گویی در هم شکستن دشمن و تحقیر وی هدف مقاتله با دشمن است. هیچ کس به فیض شهادت نمی‏رسد. حتی ناو دیگر ایرانی هم محو می‎شود در حرکتی وسترن‏وار دوست خود را در لحظه‌ی اخر زندگی نجات می‎دهد. نط‌ق‌‎های مکرر فرمانده شهادت به عنوان یک آلترناتیو برای پیروزی قرار گرفته است. 

سعی زیادی شده تا چهره‎ی وی شبیه به سردار سلیمانی ساخته شود. اما آیا مدل فرماندهی سردار این گونه‎است؟ فرماندهی از اتاق کنترل ، مدل آمریکایی است. آنچه از دفاع مقدس برای ما به یادگار مانده شیوه‎ی دیگری است. مشکل از آنجایی شکل گرفته که نویسنده معنای ستاد را به درستی درک نکرده است. در واقع فیلم به ما تصویر صحیحی از یک عملیات نظامی نمی‎دهد. اطلاعات نظامی و دیالوگ‏ها مجموعه‎ای از دنبال کردن مطالب چند کانال تلگرامی است. در بعد نظامی، فیلم به شدت متاثر از فیلم‎های هالیوود و تا حد زیادی بازی‎های کامپیوتری است.


سکانس ابتدایی تا حد زیادی شبیه به یکی از نسخه‎های بازی «ندای وظیفه» است. تا جایی که وقتی در ادامه در سیر داستانی به آن سکانس می‎رسیم حس می‎کنیم تدوین سکانس معرفی به گونه‎ای بوده که انفجار بزرگ بیشترین شباهت را به بازی مذکور پیدا کند. نظیر این فیلم در هالیوود بسیار است. فیلم‎هایی غالبا با درجه (B) که کاملا در موضع پوزیشن قرار می‎گیرند یا حتی به ظاهر مخالف خوانی می‎کنند اما قدرت نظامی آمریکا را تصویرسازی می‎کنند. باید پرسید چه بخش از سینمای ما با این یورش دشمن شماره‎ی یک خارجی این ملت مقابله کرده است؟ «نبرد خلیج فارس» از معدود تلاش‎هایی است که در این زمینه شده اما نمی‎توان آن را اثری برجسته در نظر گرفت و تنها می‌توان در جایگاه یک خط شکن به آن نگاه کرد. شاید بتوان آن را در جایگاه فیلم‏های ابتدایی دهه شصت قرار داد که آغازگر سینمای دفاع مقدس بودند اما با غایت مطلوب آن سینما فاصله‎ی زیادی داشتند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :