صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۶۲۸۸۹
تاریخ انتشار: ۰۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۷
من دانشجوي سال دوم بودم. يك روز سر جلسه امتحان وقتي چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فكر كردم استاد حتماً قصد شوخي كردن داشته است. سوال اين بود: «نام كوچك زني كه محوطه دانشكده را نظافت مي‌كند چيست؟»
من آن زن نظافتچي را بارها ديده بودم. زني بلند قد، با موهاي جو گندمي و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام كوچكش را از كجا بايد مي‌دانستم؟
من برگه امتحاني را تحويل دادم و سوال آخر را بي‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن كه از كلاس خارج شوم دانشجويي از استاد سوال كرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندي نمرات حساب مي‌شود؟
استاد گفت: «حتماً» و ادامه داد: «شما در حرفه خود با آدم‌هاي بسياري ملاقات خواهيد كرد. همه آنها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما مي‌باشند، حتي اگر تنها كاري كه مي‌كنيد لبخند زدن و سلام كردن به آن‌ها باشد.»
من اين درس را هيچگاه فراموش نكرده‌ام.
منبع: راهکار مدیریت
برچسب ها: داستان ، کوتاه ، سوال

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :