مردان
از دیر باز در خانواده و در سطح اجتماع از قدرت و حاکمیتی نسبت به زنان
برخوردار بوده اند که از آن به عنوان مردسالاری یاد می شود و اکنون با توجه
به بروز تغییرات در ساختار اقتصادی و اجتماعی جوامع این فرهنگ دچار
بازنگری های فروانی شده است.
گروه جامعه دی نا- پریسا ادیب زاده
مردان از دیر باز در خانواده و در سطح اجتماع از قدرت و حاکمیتی نسبت به
زنان خود و دیگر زنان برخوردار بوده اند که از آن به عنوان مردسالاری یا در
برخی موارد پدرسالاری یاد می شود.
در دنیای امروز با توجه به بروز تغییرات در ساختار اقتصادی و اجتماعی جوامع
فرهنگ مردسالاری و یا پدرسالاری دچار بازنگری های فروانی شده است.
پدرانی که حق انتخاب همسر، انتخاب محل زندگی، علاقه به ادامه ی تحصیل،
اشتغال در محیط های اجتماعی را از دختران به راحتی و به واسطه ی تأمین مالی
آنان نادیده می گرفتند و مردانی که بعد از ازدواج با همسران خود،
برخورداری زنان خود از تمام و یا بخشی از این حقوق را منوط به خواست خود و
تصمیمشان می دانستند.
علی جوادی؛ روان شناس بالینی در گفتگو با خبرنگار گروه جامعه آژانس خبری
روز(دی نا) درخصوص آسیب شناسی پدیده ی اجتماعی مردسالاری و مردانی که برای
زنان حق انتخابی را قائل نیستند گفت: نظام و ساختاری که در نهادهای
اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی زنان را از قدرت کمتری نسبت به مردان برخوردار
بداند و حقوق کمتری را در قیاس با آنان برای زنان قائل باشند، مردان را
برای تصمیم گیری در خصوص مسائل زنان خود محق می داند و باید در نظر داشت که
با ایجاد و بروز تغییرات در ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی این
پدیده بسیار کمرنگ شده و در بسیاری موارد رنگ باخته است.
روان شناس بالینی درباره ی کارکرد پدیده ی مذکور در جوامع گوناگون گفت:
نباید از نظر دور داشت که میزان قدرت مردان نسبت به زنان در جوامع و فرهنگ
های گوناگون، متفاوت است و همین امر باعث بروز بازتعریف معانی و مفاهیمی
مانند مردسالاری و یا پدرسالاری می شود.
وی افزود: در تمام جوامعی که مردان از امتیازات بیشتری نسبت به زنان در
خانواده و اجتماع برخوردارند، مردان سهم بیشتری از مزایای اجتماعی همچون
قدرت، ثروت، احترام و مقبولیت دارند و اگر در کشورهایی مانند ایران، این
فرهنگ در گذر زمان کمرنگ شده و در بسیاری از خانواده ها دیگر نه از سوی
زنان و نه از طرف مردان، قابل پذیرش نیست، به این دلیل است که دسترسی مردان
به مزایای ساختارهای قدرت در خانواده و در اجتماع نسبت به گذشته کمتر شده و
اکنون زنان نیز از مزایای اجتماعی فراوانی برخوردارند.
جوادی، توجه و دقت در این امر را بسیار مهم دانست که افزایش ارزش زنان و
اعطای سهم بیش از گذشته به زنان، به معنای نادیده گرفتن نقش مردان و اهمیت
آنان در جامعه و خانواده نیست و تأکید کرد: زنان در گذشته از حقوق کمتری
نسبت به آنچه که استحقاق آن را داشتند برخوردار بودند و اکنون با توجه به
افزایش سطح شعور و آگاهی مردم جوامع گوناگون، فعالیت های ارزشمند زنان بیش
از پیش ارج نهاده می شود و در همین راستا، نباید مردان را به عنوان نیمی از
بخش بدنه ی تشکیل دهنده ی اجتماع در جایگاه همسر، پدر، دوست و همکار در
کنار زنان برای ساختن دنیایی بهتر و شایسته برای زندگی نسل های آینده از
نظر دور داشت.
اردبیلی، کارشناس امور اقتصادی ، بروز تغییرات بنیادی و اساسی در ساختارهای
اقتصادی در چند دهه ی اخیر را از اصلی ترین دلایل تغییرات در نظام
مردسالاری خانوادگی و اجتماعی دانست و گفت: زنان پا به پا و شانه به شانه ی
مردان در جهت گذران زندگی از لحاظ اقتصادی و معیشتی در گرداندن چرخ های
آموزشی، صنعتی و خدماتی کشور نقش دارند، لذا دیگر کارکرد زنان در خانواده
از آشپزی، بچه داری و خانه داری به برخورداری نقش کلیدی برای امرار معاش
خانواده تعییر یافته است.
وی در ادامه افزود: در گذشته مردان به دلیل مناسبات های موجود به واسطه ی
تقسیم کار جنسی، علاوه بر حاکمیت و ابراز و اظهار قدرت در زندگی زنان، بر
زندگی، انتخاب، تصمیمات و شیوه ی رفتاری آنان سلطه داشتند که با شکل گیری
تعریف تفاوت جنسیت زنانه و مردانه و معیارهای کاذب ناشی از آن، زنان را از
زندگی اجتماعی و همچنین از تاریخ حذف می کردند.
کارشناس امور اقتصادی، نیاز به بازنگری مجدد در تعریف حقوق زنان و مردان را
امری ضروری دانست و افزود: زنان به دلیل ارزان بودن نیروی کارشان، هنوز از
جایگاهی که به واسطه ی نقش اقتصادی و البته فرهنگی خود شایسته ی آن هستند،
برخوردار نیستند.
وی خاطرنشان کرد: با این حال با توجه به بروز تغییرات اساسی و بنیادی در
باورهای سنتی مرسوم میان مردم جامعه، می توان به بهبود شرایط زنان معلم،
زنان کارگر و زنانی که در بخش خدمات اشتغال به کار دارند، امیدوار بود تا
زنان با بهره گیری از حقوق، بیمه، رفاه اجتماعی، بازنشستگی و مزایای
اجتماعی بتوانند با آرامش خیال و امنیت روانی به کار در حوزه های اقتصادی
مشغول باشند و نقش مادر، همسر و شهروند بودن خود را بدون ترس از سایه ی شوم
سلطه ی جنسیت دیگر بر خود به بهترین نحو برای پرورش فرزندانی سالم و زندگی
در خانواده ای امن و اجتماعی شایسته، تلاش و کوشش نمایند.