"خود روشنفکربینی"، یکی از ناهنجاریهای رفتاری در جامعه ما است که این ناهنجاری بیماری روانی خطرناکی مانند "خودکم بینی" و یا "خود بیمارپنداری" است که عوارض و نتایج خطرناکی برای فرد و جامعه در پی دارد و در نهایت به بیماری یاوهسرایی یا اسکیزوفرنی ختم میشود.
خود روشنفکربینی حالتی است که فرد فکر میکند دارای هوش و استعداد
فوقالعادهای است و مسائل مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را
بیشتر از دیگران و خیلی زود درک میکند و با نبوغ حیرتانگیز خود میتواند
بدون مطالعه درباره همه مسائل گفته شده، نظر داده و قضاوت کند.
متاسفانه
بعضی از جوانان و روشنفکران کشور ما به این بیماری مبتلا شدهاند و تصور
میکنند که شعور اجتماعی آنها از کل جامعه بیشتر بوده و به همین لحاظ از
همه طلبکار میشوند، خود روشنفکری در جامعه ما از تحلیل سادهترین مسئله
اجتماعی و فهم واضحترین اصل فرهنگی عاجز است و فرد راجع به مذهب و مسائل
اجتماعی اطلاعی ندارد اما خود را منبع علم و فضل نشان میدهد.
اینگونه
افراد نه اسلام میشناسند، و نه تعالیم اسلام را اما با دریافت و تجمیع
القائات دشمنان و شبهات معاندین برای آنکه شهرتی دست و پا کنند همان حرفها
را تکرار کرده و با کمک گرفتن از اطلاعات سطحی و مشتی لغات خارجی به مذهب
حمله میکنند در حالیکه در طول عمر خود حتی یک کتاب مذهبی خوب نخواندهاند و
اندیشمندان معاصر اسلامی را نیز نمیشناسد.
چنین فردی برای اینکه خود
را از غافله روشنفکران عقبتر نداند، اسم گربهی فلان نویسنده خارجی و یا
رنگ سگ فلان هنرپیشه هالیوودی را حفظ کرده اما همین روشنفکرنما الگوهای دین
و کشور خود را نمیشناسد.
وی تنها تعدادی اسم از دانشمندان خارجی حفظ
کرده است که در صحبت هایش از آنها استفاده میکند و با اینکه یک زبان خارجی
را نمیداند ولی چند لغت را حفظ کرده و به طور ناقص در حرفهایش آنها را
به کار میبرد.
او کتابها و اصول مذهبی را بدون آنکه بخواند مسخره
میکند و از دیدن آنها سخت ناراحت میشود چرا که "خود روشنفکربین" هرگز
مایل نیست حقیقت را دریابد و با مطالعه عمیق به ارزش و اهمیت آئین اسلام و
تعالیم انسانساز شیعه و نقش آنها در نظام روابط اجتماعی پی ببرد.
اکثر
این افراد آهنگهای غربی را گوش میدهند، از پیشرفت سریع اسلام در بین
روشنفکران اروپایی و آمریکایی و سیاه پوست و سفیدپوست رنج برده و از
تلویزیون و رادیوهای بیگانه الهام میگیرند و در یک کلام معیار روشنفکری را
در مقابله با دین و نظام میبینند.
خودروشنفکربین با انگ مرتجع و بیسواد تلاش میکند مدافعان علمی و فرهنگی دین و کشور را مورد حمله قرار دهد.
آرایش
و پیرایش سر و صورت و لباسش به گونهای است که گویی در خیابانهای پاریس و
یا میدانهای لندن قدم میزند اما وقتی به خانهاش میروید انواع کتابها
را فقط به عنوان دکور در قفسهها چیده است، در حالیکه نه آنها را مطالعه
کرده و نه سواد مطالعه دارد.
در خاتمه شایسته است که نوجوانان و جوانان
به شخصیت واقعی این بیماران روانی پی برده و اجازه ندهند هوش و استعداد،
دین و فرهنگ آنها بازیچه دست اینگونه اشخاص قرار بگیرد چرا که روشنفکر
واقعی کسی است که به طور عمقی و اساسی مطالعه کرده و از صاحبان دانش آگاهی و
اطلاعات لازم را کسب میکند.
شبکه ایران/ دکتر مجید ابهری، مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، روانشناس و متخصص علوم رفتاری و آسیبشناسی اجتماعی