بولتن نيوز: این جمله را آن قدر باید تکرار کنیم تا ملکهی ذهن همهی ما شود كه: روی دیگر جریان روشنفکری، «دیکتاتوری» است. «روشنفکران لیبرالیسم» دقیقا مانند «رهبران فاشیسم» هستند. تنها با این تفاوت که ماهیت فاشیستی و دیکتاتوری خود را در پس نقاب واژگان خررنگکنی چون دموکراسی، آزادی بیان، حقوق بشر، برابری و امثال آن پنهان کردهاند. اما کافی است تنها نیم نگاهی به عملکرد آنان داشته باشیم.
این جریان استبدادی مدرن به مدد خواب خرگوشی مسئولین و عنایات و رانتهای کریمانهی دولت اصلاحات در همه جا رخنه کرده است. از بعضی مهمترین کرسیهای تدریس دانشگاهی که در دست این حضرات است بگیرید تا اقلیم فرهنگ و هنر و البته سینما.
با روی کار آمدن دولت نهم و دهم خوشحال بودیم که عمر این جریان تمام خواهد شد و سایهی شوم آن از سر این ملت جمع خواهد شد. اما متاسفانه انگار نه برادر عزیزمان جناب صفار هرندی توانست کاری از پیش ببرد و نه وزیر محترم کنونی وزارت ارشاد، جناب آقای حسینی. و این خود مؤید ریشهدار بودن این علف هرز روشنفکری در زمین جمهوری اسلامی است. بگذریم از این که در همین دولت هم نفوذیهایی برای حمایت از این جریان پلید وجود دارند.
از انتخابات 88 به بعد، ماهیت استبدادی و دیکتاتوری این جریان بیشتر نمایان شد و هر روز شاهد یکی از جلوههای جدید آن هستیم. از پروژهی «تقلب» در انتخابات که در پس آن این نکته نهفته بود که «رأی مردم» اگر به ما نباشد کشک است و به درد لای جرز هم نمیخورد بگیرید تا حمله به عزاداران حسینی و آشوب کشیدن کشور، تا حمله به مردم بی گناه شهر، و تا امروز که با تمام قوا به جنگ با فیلم «اخراجیها 3» رفته اند.
در ساحت «سیاست» و در حوادث بعد از انتخابات 88، مدعیان دموکراسی و جمهوریت با اسم رمز «تقلب»، آشوبها را به وجود آوردند و به «ترور»ها ختم کردند. و در ساحت «هنر»، بر عكس، از ترور شخصیتهای انقلابی شروع کردند و به تقلب رسیدند.
آری، آنها تقلب کردند و در اقدامی ناجوانمردانه، نسخهی پردهای اخراجیهای 3 را بر روی وب گذاشتند. اصلا «تقلب»، «ترور» و «تزویر» خصوصیت همیشگی جریان «متوهم الفکری» است.
حضرات مدعی آزادی تامّ و تمام در ساحت هنر که همیشه شعار «هنر برای هنر»شان گوش فلک را کر کرده بود و همواه طرفدار نگاه غیر ایدئولوژیک به مقولهی هنر بودند، این بار با اکران اخراجیهای 3 و استقبال خوب مردم از این فیلم، با انواع و اقسام اعمال ایدئولوژیکی فاشیستی به مقابله با آن پرداختند. اول به سازنده ی فیلم تاختند و به او فحش دادند. بعد به بازیگران این فیلم بد و بیراه گفتند. بعد جمعیت هزاران نفری مردم را که هر روز برای دیدن این فیلم به سینما رفته و میروند به توهین و ناسزا گرفتند و آنان را احمق خطاب کردند. سپس به سینماهایی که این فیلم در آنها در حال اکران بود حمله کرده و بنرهای تبلیغاتی این فیلم را پاره پوره کردند. در نهایت هم که دیدند همهی این کارها بی اثر است و مردم به رفتار و گفتار آنان اعتنایی نمیکنند در اوج بی اخلاقی، نسخهی قاچاق این فیلم را بر روی فضای سایبر برای دانلود گذاشتند.
مقصود از این سیاهه، نقد جریان تمامیتخواهی است که شعارهای پر طمطراق و دهن پر کن سر میدهد اما خودش هم به آنها پایبند نیست. ترس این جریان از امثال دهنمکی و بحرانی از این است که آثار این عزیزان باعث کسادی بازار این حضرات شده است. این حضرات به خوبی فهمیدهاند که تولد افراد معتقد به انقلاب و اسلام در ساحت هنر مساوی است با مرگ تدریجی آنان. شواهد امر نیز گویای همین موضوع است. که آمار و ارقام فروش میلیاردی فیلمهایی چون اخراجی ها و ملک سلیمان چندین برابر فیلمهایی چون «جدایی نادر از سیمین» و «درباره الی» و «یكی از ما دو نفر» و امثالهم است. من نمیفهمم که مردم باید به چه زبانی به این حضرات بگویند که آثارشان پشیزی نمیارزد و ربطی به این جامعه و مردم آن ندارد!
و اما تو ای برادر مسعود!
«قل الله ثم ذرهم و فی خوضهم یلعبون». تو کار خودت را بکن و بگذار این جماعت مشغول بازیهای جشنوارهای خویش باشند. راه ما با راه آنها تقاوت دارد. «چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد» و راه اینان از برلین و کن. بگذار آنها دلخوش به دست دادن با برلینیها و سوت و کف آنها باشند. آنها دغدغهی «خرس» دارند نه مردم. «متوهم الفکران» برای «خرس»ها است كه فیلم میسازند. فیلم میسازند که در قبالش خرس بگیرند. با خرسها میرقصند نه با سور و ساز مردم.
اما تو اي برادر! هم چنان از مردم بساز. از مجید سوزوکیها، بایرام لودرها و سید انقلابیها. و از جریان نفاق و حاجی گرینفها و دباغها. و از قرمز و آبی.
و اصلا من اگر جای تو بودم «اخراجیهای 4» ر ا هم میساختم. و موضوع آن را اختصاص میدادم به تصویر کاریکاتوری و کمیک همین متوهم الفکران.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com