اگر تخلفي صورت گرفته بايد برخورد قانوني شود اما...
جناب مطهري! يكي از اقدامات قابلتقدیر پدر فرزانه جنابعالي، اين بود كه دغدغههای اصلي زمان و زمانه خويش را درك و در خصوص آن، فعاليت حكيمانه میکرد. حال، از فرزند اين عالم توقع میرود تا ايشان هم در تشخيص دغدغه روزگار خود همچون پدر فرزانهاش، دقيق عمل كند...
گروه سياسي: در اوج درگيري كشور با مسئله فتنه 88، يكي از راهگشاترين و ظریفترین رهنمودهاي رهبر انقلاب اين بود كه «مسائل فرعي كشور نبايد تبديل به مسائل اصلي شود.» اگر به خاطر داشته باشيد، در آن روزها كه هرروز چند مسئله و بحران براي كشور تراشيده میشد، خيلي از امور حياتي جامعه با پوشش خبري-رسانهای ديگر مسائل، سرپوش گذاشته میشد. در اينكه آن موارد ضعیفتر هم بايد مورد رسيدگي قرار میگرفت شكي نبود، اما از طرف ديگر، نبايد و قرار هم نبود كه مشكلات كلان كشور، به خاطر چند مسئله جزئی به محاق رفته و هيچ اتفاقي برایشان نيفتد.
به گزارش بولتن نيوز، در اين شرايط، انگار بعضي افراد تمام توانشان را در اين قرار دادهاند كه دست به مديريت خودخواسته مشكلات كشور زده و اصلیهای مشكلات كشور را با فرعیهای آن جابجا كرده و مثلاً عدم احداث پل عابر پياده در يك اتوبان را جايگزين اين قضيه كنند كه چرا در مکانهایی كه پل عابر پياده قرار دارد، بازهم مردم از آن كمتر استفاده میکنند؟ با توجه به اين مثال و بهعبارتدیگر، در اينكه احداث پل عابر پياده يك مسئله است، شكي نيست؛ اما در قياس بافرهنگ استفاده از اين ابزار، يك مسئله فرعي محسوب میشود و در اين شرايط، اگر كسي آنرا تبديل به مسئله اصلي كند، عملاً به شعور و حقوق مردم خيانت كرده است.
يكي از نمونههای عيني اين موضوع، علي مطهري نماينده تهران است كه دوباره با سوژه كردن يك اتفاق، دست به اصلي كردن يك مشكل فرعي زده است. وي كه در سابقه كاري و سياسي خود بارها اين كار را انجام داده است، در شرايطي كه اصلیترین مشكلات مردم به حوزه اقتصاد و محیطزیست برمیگردد، با بهانه كردن لغو سخنرانیاش در مشهد، تلاش نموده آنرا به يك بحران اساسي حاكميتي تبديل كند.
لازم است چند سؤال از ايشان بپرسيم تا صورتمسئله، بيشتر از پيش واضح شود:
- جناب مطهري! يكي از اقدامات قابلتقدیر پدر فرزانه جنابعالي، اين بود كه دغدغههای اصلي زمان و زمانه خويش را درك و در خصوص آن، فعاليت حكيمانه میکرد. حال، از فرزند اين عالم توقع میرود تا ايشان هم در تشخيص دغدغه روزگار خود همچون پدر فرزانهاش، دقيق عمل كند و آن نكاتي را ديده و تبديل به مسئله كشور كند كه شايد كمتر كسي توان درك آنرا داشته باشد. سؤالی كه اينجا مطرح است اين است كه عمق دغدغه شناسي علي مطهري، تنها محدود به لغو يكي از سخنرانیهای شخصي وي است؟
- حتي اگر عمق دغدغه شناسي شما به اينجا محدود شود، بازهم اين عمق كم، قابلباور نيست. به خاطر اينكه اين سؤال اساسي در ذهن متبادر میشود كه چرا علي مطهري در خصوص لغو سخنراني خودش اینگونه حساس بوده و آنرا تا حد يك بحران ملي بالا میکشد، اما در خصوص لغو سخنراني ديگران چنين حساسيتي ندارد؟ ایکاش اين ديگران، صرفاً به افرادي كه شما به آنها برچسب دلواپس و تندرو میزنید محدود بود. حتي شما در خصوص لغو سخنراني همفکران خودتان هم اين اندازه حساسيت نشان نمیدهید و اين قضيه اين سؤال را ايجاد میکند كه نكند علي مطهري، دغدغه شخص خودش را دارد و لا غیر؟
- جناب مطهري! میشود بفرماييد كدام مسئله ملي و مشكل اجتماعي ديگري بهجز لغو سخنراني شما بوده كه شما براي حل آن تا اين اندازه سینهچاک کردهاید؟ آيا تابهحال براي حل بحران زیستمحیطی كه همشهریهایتان درگير آن هستند به رئیسجمهور نامه نوشتهاید؟ فاصله طبقاتي و بيكاري و اعتياد و طلاق و ازدواج سفيد و ... ديگر مسائل چطور؟ آيا تابهحال شده براي حل آنها، نامهنگاری كرده و از صدر تا ذيل مملكت را درگير آن كنيد؟ اين است كه میگوییم قوه دغدغه شناسي شما عيب پیداکرده و نياز به ترميم دارد.
علي ايحال به نظر میرسد اين رويه علي مطهري، ابزاري شده تا آنهایی كه در خصوص حل بحرانهای اساسي كشور مسئوليتي دارند و كار مؤثری انجام نمیدهند، با ساخت يك موج رسانهای، برف فراموشي بر دردهاي مردم بريزند. درحالیکه بايد دردهاي اصلي مردم را تبديل به تيتر يك روزنامهها كرد و به خاطر آنها، به رئیسجمهور نامه نوشت. مردمي كه به علي مطهریها رأی دادهاند، براي اين رأی دادهاند كه مشكلات بيكاري و عدم ازدواج فرزندان و ركود و آلودگي هواي شهرشان تبديل به تيتر يك روزنامهها شود، نه لغو يك سخنراني.