صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

صفحات داخلی

کد خبر: ۴۰۶۱۰۶
تعداد نظرات: ۹ نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۰
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می‌کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره...
یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت.


پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می‌کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.
پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت:

داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی...
به من می‌گی قیافه ی خدا چه شکلیه؟

آخه من کم کم داره یادم می‌ره؟؟؟؟؟؟
برچسب ها: خدا ، شکل ، داستان کوتاه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
ناشناس
|
|
۰۳:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۱/۰۳
معرکه
ناشناس
|
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۱/۲۶
خوب ولی کوتاه
الهه
|
|
۱۱:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۶
عالی بود دوسش دارم
محبوبه
|
|
۱۷:۴۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۴
این باحال ترین داستانی بود که شنیدم
سارو
|
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۷
واقعا آفرین عالی بود
محمدسالم جوادی
|
|
۱۸:۳۲ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۴
خداوند متعال وجود صرف است وجود صرف به زهن نمی آید ازاین جهت خداوند قابل درک نیست.
وازسوی دیگر خداوند لایتناهی است نمی توانم به لایتناهی آشناباشیم چون سروکارما به اشیایی متناهی است.
حضرت نرجس
|
|
۱۰:۰۲ - ۱۳۹۸/۱۱/۱۵
ایران خیلی خیلی خوب است
محمد رضا
|
|
۰۳:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۲/۲۸
خیلی قشنگ بود
اوش
|
|
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۱
عالی بود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :