تحلیل محتوای این مجموعه را باید در موقعیتی دیگر انجام داد و اینجا مجالی برای آن نیست و اساساً چندان ضرورتی هم ندارد. ولی تنها باید به ذکر این نکته و یا هشدار به مخاطبان و بینندگان آن پرداخت که در مواجهه با این مضامین و این گونه محصولات شبهفرهنگی، نباید موضوعات اصلیتری را که قربانی میشوند تا منافعی برای برخی تأمین شود نادیده گرفت. راه گریز از این فریبخوردگی فرهنگی هم مطالعه و افزایش سطح دانش و سلیقه است وگرنه چنین محصولاتی به هیچ وجه دانشی و سلیقهای را در هیچ مخاطبی بالا نمیبرند.
به هر حال، از این مقدمة کوتاه که بگذریم باید به حرف و سخن اصلی بپردازیم که عبارت است از بداخلاقیهایی که در حواشی این مجموعه و امثال آن بروز میکنند و الگویی میشوند برای دیگران و جالب آنکه در حالی که تهیة چنین مجموعهای برای به نقد کشیدن رفتارهای ناصواب ایرانیان است، خود مروج رفتارهای نادرستی میشود که بر رفتارها و عادات بد قدیم افزوده میگردد! علت العلل چنین پدیده ای، اولویت منافع مادی است بر کار فرهنگی.
از سوی دیگر، این مجموعه باید حمایت شخصیتها و مسئولان فرهنگی را به خود جلب کند. چرا؟ چون از آن ناحیه هم امکان سود وجود دارد و حتی امکان سود مضاعف. به یاد داریم که زمانی گفته شد تعدادی از الواح این مجموعه توسط وزارت ارشاد تهیه و میان ائمه جمعه کشور توزیع شده است. در توجیه این اقدام که معلوم نشد راست یا نه (و چرا وزارت ارشاد با بودجه بیتالمال دست به این کار زده و با چه مجوزی)، باز گفته شد که قرار است ائمه جمعه نظر دهند که محتوای آن قابل قبول است یا نه. بعداً هم هیچ خبر دیگری از اینکه نظر ائمه جمعه چه بوده منتشر نشد. خود به خود، همین یک اقدام کافی بود تا گروه دیگری از مردم که قضاوت روحانیت را صائب میدانند به «خریدن» این مجموعه ترغیب شوند. باید پنداشت که این اقدام هم در راستای برنامة تبلیغاتی مجموعه صورت گرفته است. یعنی یک دستگاه دولتی عریض و طویل، عامل تبلیغاتی برای توزیع یک مجموعه شده و چنین چیزی بسیار نادر است و نادرست.
اما یک وجه دیگر ماجرا، به شخصیتهای فرهنگی کشور و مسئولان این حوزه برمیگردد که به نظر نگارنده بسیار مهم و حساس است. اینکه مثلاً آقای عزتالله انتظامی بر سر صحنة ضبط آن برده شود، و از ایشان خواسته شود در مدح آن چیزی بگوید، موضوع سادهای نیست. آقای انتظامی تا آنجا که به یاد داریم در هر مجلس و همایش و محفلی که میرود اهل مدح و مجیزگویی نیست و راست و رک و پوستکنده حرفش را میزند. اما چرا سر این صحنه چنین نیست؟ آیا مناسبات پنهان سینماییها و «ملاحظات خاص» و رودربایستی باعث این رفتار شده است؟ نمیدانیم. ولی مشخص است که این روند طبیعی نبوده است.
تقریباً همه میدانند که مجموعة قهوه تلخ به دلیل عدم توافق مالی میان سرمایهگذاران و مسئولین سیما، از این رسانه پخش نشد. صداوسیما هم طبق روال قراردادهایش مسئولیتی در قبال هزینه های تولید این گروه از تولیدات تلویزیونی ندارد. یعنی اگر به هر دلیل نامربوط به صداوسیما، از این رسانه پخش نشود، مسئولیت هزینه ها بر عهدة سازندگان و سرمایه گذاران است. تقریباً همة تلویزیونهای دنیا همین گونه عمل میکنند. پس از عدم توافق میان تهیه کنندگان قهوة تلخ و صداوسیما، این امکان برای آنها مهیا شد که تولید خود را مانند محصولات فرهنگی دیگر در شبکة خانگی عرضه کنند تا به هر ترتیب متضرر نشوند. این امکان هم از طریق وزارت ارشاد و در چهارچوب حمایت از محصولات فرهنگی تولید داخل و کمک به تهیه کنندگان فراهم گردید که تا مدتی مطابق روال معمول این عرضه ادامه یافت. اما در کنار این روند، برخی مسائل حاشیهای هم در رابطه با این مجموعه دامن زده شد که در جای دیگر قابل بررسی و تحلیل است که چرا در حوزة فرهنگ این گونه رفتارهای ناصواب باب شده و یا باب میشود و آن هم برای منافع شخصی.
به نظر میرسد جریانی خاص با اهداف و مقاصد و منافع مشکوک در پی سوء استفاده از امکانات فرهنگی و مادی و استعدادهای کشور برآمده و از هر امکانی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده میکند و در این مسیر فضای فرهنگی کشور را به انواع رفتارهای نادرست و فسادآور می آلاید. در برابر این جریان که مروج «نفاق فرهنگی» است که باید ایستاد و بسیار هوشیار بود که فریب اغواها و ترفندهای زیرکانة آن را نخورد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com